امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
871
در برخورد با مذاهب به غير از شيعه مثلاً مسيحيي و يا لائيك چه مواردي توصيه مي شود؟

قبل از پرداختن به پاسخ اين سؤال لازم است مقدمه اي را جهت تنوير بحث تقديم نمائيم.
1. دانشمندان علوم اسلامي اديان را به دو قسم توحيدي و غير الهي تقسيم مي كنند و در تبيين اديان توحيدي مي گويند اسلام، مسيحيت، يهوديت جزء‌ اديان توحيدي به شمار مي روند هر يك از اين اديان، انشعابات مختلفي در درون خود دارند كه به آن مذهب مي گويند مثلاً مي گويند اسلام يك دين توحيدي است و داراي مذاهب شيعه و سني است، بنابراين در سوال ياد شده مسيحيت مذهب نيست بلكه يك دين و از جمله اديان الهي است گر چه بعد از حضرت عيسي دچار انحراف شديدي شد. و همين طور لائيك (laic) يعني جدا از دين يك صفت است يعني شخصی دين جدا يا غير مذهبي و غير روحاني است.[1] و لائيسم گرايش به جدايي دين و سياست، بي اعتنايي به مذهب، اعتقاد به خارج كردن بنيادها و تأسيسات اجتماعي از تسلط مذهب. اصولاً وصف لائيك براي قانون يا كشور يا سازمان يا شخص، در مقابل وصف ديني و ايماني و اعتقادي است مثلاً گفته مي شود فرانسه يك كشور لائيك است يعني سياست آن از دين جدا مي باشد و همة مذاهب را به يك چشم مي نگرد.[2] كه اين بي اعتنايي به مذهب نهضتي بود كه عليه اختناق مذهبي و تفتيش عقايد در قرون وسطي و همپاي رنسانس در اروپا به وجود آمد. لذا لائيك هم به معني غير مذهبي يا غير روحاني است و به روش حكومت به كشورهايي گفته مي شود كه دين را از سياست جدا كرده و مذهب رسمي ندارند.[3]
پس لائيك هم يك سيستم حكومتي است كه در بسياري از كشورهاي غير مذهبي جريان دارد و از ميان كشورهاي مسلمان نيز تركيه همين رويه را اتخاذ كرده است.[4]
2. قرآن كريم در مجال دعوت به توحيد سه راه را براي موحدان هديه مي كند. نخست راه حكمت (برهان) دوم راه موعظه (خطابه) و سوم راه جدال أحسن هم چنان كه مي فرمايد: (ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)[5] يعني با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشي نيكوتر استدلال و مناظره كن.
از آنجا كه دعوت شنوندگان به راه هدايت و توحيد از حيث افكار و روحيات متفاوت هستند و هم چنين اهداف و تعامل هاي مختلفي در قبال دعوت به توحيد دارند لذا لازم است كه دعوت كنندگان، راه هاي مختلف دعوت را بشناسند و در هر مقامي راه كار متناسب با آن را به كار گيرند كه أهم آن راه ها همان است كه قرآن فرمود (حكمت و اندرز نيكو و استدلال و مناظره) البته با مراجعه به احاديث اهل بيت روشن مي شود كه استدلال كنندگان بايد تبحر و مهارت اين ميدان را داشته باشند والّا از ورود به مناظره نهي شده اند. اين مطلب از توجه به روايت زير بدست مي آيد: يونس بن يعقوب مي گويد مردي از اهل شام براي مناظره به خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمد حضرت به من فرمود: اگر بلدي خوب حرف بزني، برو و مناظره كن. گفتم فدايت شوم شنيدم كه شما از مناظره و بحث هاي كلامي نهي فرموده و اصحاب را نكوهش مي كنيد! امام صادق فرمود: من گفتم واي بر مناظره كنندگانی كه حرف مرا وانهند و آنچه دلشان مي خواهد بگويند! بعد يونس مي گويد عده اي از شاگردان ماهر امام در علم كلام كه از جمله هشام بن حكم بود آمدند و با مرد شامي مناظره نمودند و به مرد شامي غلبه كردند كه در اينجا امام صادق ـ عليه السّلام ـ به هشام فرمود مثل تو بايد با مردم و كساني كه خواستار بحث هستند صحبت كند.[6]
حال كه اين مقدمات روشن شد در پاسخ به سوال بايد گفت علماي منطق براي شخص پرسشگر و پاسخگو سفارش كرده اند كه در چند چيز بايد مهارت داشته باشند.
1. هر قياسي كه طرف مقابل مطرح مي كند، بلافاصله مناظره گر عكس يك قياس را ارائه دهد.
2. توانايي نقض قياس طرف مقابل را بوسيله عكس نقيض همان قياس داشته باشد.
3. شخص بايد توانايي ذكر مقدمات زيادي را داشته باشد تا بدين وسيله از آن مقدمات مطلوب خود را اثبات يا ابطال كند.[7]
امّا شرايط مجادله و مناظره كننده هم چند چيز است:
نخست: اين كه در هنگام مناظره نرم گفتار باشد. دوم: فرصت بيان نكته نظرات جديد را به طرف مقابل ندهد كه در غير اين صورت بايد شاهد مغلوبيت خود باشد. سوم: بايد توانايي ايراد امثال و شواهد اعم از شعر، خصوص ديني، فلسفي و علمي و كلمات بزرگان و حتي حوادث كوچك را داشته باشد. چون گاهي اتفاق مي افتد كه يك مثل، آن كاري را مي كند كه دلايل منطقي تا آن اندازه كارگر نيستند. چهارم: اين كه در مناظره بايد از الفاظ زيبا سود جست و از عبارات ركيك و عاميانه و فحش و لعن و مسخره كردن پرهيز نمود چون اين گونه عبارات غرض جدال احسن را فاسد خواهد كرد.[8]
سوال كننده بايد به چند نكته در اين گونه موارد توجه داشته باشد:
1. ابتدا از آن جاهايي را كه مقدمه مشهور لازم را أخذ مي كند قبلاً در ذهن خود آماده كند.
2. در ذهن خود كيفيت وادار كردن طرف به تسليم شدن در برابر مقدمات مطرح كرده را آماده سازد.
3. در ذهن خود بايد راه هاي اعتراف گرفتن را آماده نماید.
4. از اصل آنچه مي خواهد اثبات يا ابطال كند سوال نكند كه موجب فرار و متوجه شدن خصم مي شود.
5. نبايد مقدمات را به گونه اي آشكار گفت كه طرف مقابل متوجه نتيجه شود تا از تسليم شدن اباء كند.[9]
پس در اين گونه موارد اولاً لازم است تبحر و مهارت داشته باشد. ثانياً از مباني ديني و اعتقادي خود و طرف مقابل مطلع باشد ثالثاً از نقدهاي جدّي كه به آن مذاهب يا سيستم ها توسط بزرگان وارد شده آگاه باشد رابعاً توصيه هاي علماي منطق را جدّي بگيرد و از مغالطه هاي زيركانه خصم آگاه باشد.
با حفظ اين شرايط اگر برخوردي و مناظره و صحبتي پيش آمد مي توان پيش رفت و هوشيارانه مواظب بود كه هيچگاه تسليم مغالطه هاي طرف مقابل نشود كه ممكن است خطرات اعتقادي جبران ناپذيري به بار آورد. و قبل از برخورد و مناظره حتماً با اهل فن مشورت شود و راه كارهاي مناسب را بدست آورده و در راه حقانيت خود كه همان مذهب شيعه و دين اسلام است ثابت قدم بوده و ترديد به خود راه ندهد. و البته قدم گذاشتن در اين وادي، خود از بزرگترين جهادها است.[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ترجمه المنطق مرحوم مظفر (مترجم علي شيرواني).
2. تاريخ يك ارتداد، پرفسور روژه گارودي و دكتر اسرائيل شاهاك.
3. تثليث، علامه بلاغي.
4. شيعه و تهمت هاي ناروا (ترجمه محمدرضا عطائي).
5. در زمينه نقد اهل سنت ترجمه الغدير و خلافت مغتصبه.

پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: فرهنگ علوم سياسي، پديد آورندگان علي آقا بخشي با همكاري مينو افشاري راد، نشر چاپار، پائيز 1379، ذيل (رقم)، 1627.
[2] . همان، ذيل (رقم)، 1628.
[3] . همان.
[4] . ر.ك: طلوعي، محمد، فرهنگ جامع سياسي، نشر علم، چاپ سوم، سال 77. ذيل عنوان لائيك.
[5] . نحل/125.
[6] . ر.ك: رباني گلپايگاني، علي، ماهو علم الكلام، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1376، ص 41، به نقل از كافي، ج 1، باب الاضطرار الي الحجه، ح4.
[7] . ر.ك: رباني گلپايگاني، علي، مناهج الاستدلال، قم، ناشر جامعه مدرسين حوزه علميه، چاپ اول، 1414ه‍ ، ص191 – 193.
[8] . همان، ص192.
[9] . همان، ص 183 – 184.
[10] . ر.ك: ماهو علم الكلام، ص 4. به نقل از مجمع البيان، ج 4، ذيل آيه 52. سوره مباركه فرقان

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :