امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
734
اسلام دين كامل است يعني چه؟

معناي لغوي دين انقياد، خضوع، پيروي، اطاعت و جزا است و معناي اصطلاحي آن بر مجموعة قوانين و مقررات، عقايدو اخلاق اطلاق مي شود كه براي ادارة امور جامعة انساني و پرورش انسانها به كار گرفته مي شود.[1]
با وجود تعريف هاي بسيار كه براي دين شده، مي توان بهترين و كامل ترين تعريف را از مرحوم علامه طباطبايي بيان كرد كه مي فرمايد: دين عبارت است از روش خاصي در زندگي دنيا كه هم صلاح زندگي دنيا را تأمين مي كند، و هم در عين حال با كمال اخروي و زندگي دايمي و حقيقي در جوار خداي تعالي موافق است.[2]
اگر با اين نگاه، اديان را مورد كنكاش قرار دهيم، درخواهيم يافت كه هر ديني، براي هدايت مردم در روزگار خاصي به ميدان آمده و بدين روي، اديان پديدار شده اند و هر دين تازه، عناصري افزون بر دين گذشته را با خود به ارمغان آورده است. از سوي ديگر، گذشت ايام، عقايد باطل و تحريف شده را در هر دين وارد مي كرد، همين امر اقتضا مي كرى كه دين تازه به نفي و اصلاح آنها گماشته شوى و عقايد تحريفي را اصلاح كند پس هر دين از يك سو مكمّل دين گذشته و از سوي ديگر مصحّح آن به شمار مي آيد. اين رشته تكميلها و تصحيح ها تا آنجا ادامه يافت كه كامل ترين دين به صحنه آمد. ديني كه برخلاف اديان غيرتوحيدي در تمام شئون فردي اجتماعي، مادي، معنوي،... دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته­اي حتي بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد، فروگذار نكرده است.[3]
دكتر «گوستاو لوبون» مي نويسد:
«اگر اديان بتوانند در طبايع و اخلاقيّات مردم تأثير بگذارند، دين اسلام مي تواند خود را در اين باره برتر و بالاتر از ادياني بداند كه خود را برتر از اسلام مي دانند.»[4]
دين خداي لايزال رو به كمال داشته، تا آنجا كه تمامي قوانيني را كه همة جهات احتياج بشر را در زندگي در برداشته باشد، متضمن شده باشد، در اين هنگام است كه دين ختم مي شود و ديگر ديني از ناحية خدا نمي آيد.[5]
تمام اديان آسماني در زمان خود، توانسته اند به نيازهاي بشريت عصر خود پاسخگو باشند و دين بعدي مكمل و كامل تر از دين قبلي بوده است و اين به معناي نقصان اديان قبل نسبت به دين بعدي نمي باشد؛ زيرا هم با اقتضاي حكمت پروردگار سازگار نيست كه دين ناقصي را براي امتي عرضه دارد، و هم ظرفيت و گنجايش افراد در پذيرش و آشنايي آن در نظر گرفته شده است.
ساده ترين مثال در تعليم دوره هاي تحصيلي است كه، هيچ آموزگاري با وجود آشنايي به علوم سطوح بالاتر، ملزم به بيان بيشتر از حد استعداد دانش آموزان نيست. بدين معنا كه بدون تدريس و آشنا كردن دانش آموز كلاس اول به علومِ در حد استعداد، نمي توان او را ملزم به يادگيري دروس كلاس دوم كرد. دانش آموز با رسيدن به كلاس بالاتر مي فهمد كه نيازمند علوم بيشتري است، ولي نمي تواند ادعا كند كه دروس كلاس اول براي دانش آموز پاية اول ناقص است و كافي نيست.
اسلام در تشريعش تنها كمالات مادي را در نظر نگرفته، بلكه حقيقت وجود بشر را نيز منظور داشته است. ديني كه خاتم اديان است، براي استكمال انسان، حدي قائل است، چون پيامبر را آخرين پيامبر و شريعت را غير قابل نسخ مي داند و اين مستلزم آن است كه بگوئيم: استكمال فردي و اجتماعي بشر به حدي مي رسد كه معارف و شرايع قرآن او را كافي است، و به بيش از آن نيازمند نمي شود. و اين خود يكي از پيشگوئيهاي قرآن است كه جريان تاريخ از عصر نزول قرآن تا به امروز كه قريب چهارده قرن است آن را تصديق كرده است.[6]
اين دين در عين كمال و در برداشتن تمامي آنچه كه بشر تا انتهاي تاريخ براي رستگاري به آن نياز دارد، مصون از تحريف و ايمن از تغيير است.[7]
بنابراين مي توانيم به بعضي از اموري كه دلالت بر كمال دين اسلام دارد و اسلام آن ها را براي بشريت به ارمغان آورده است اشاره كنيم:
1. اسلام بصورت كامل و بدون هيچ عيب و نقصي مسائل اقتصادي جامعه را بيان نموده است.
2. در اسلام مسائل اخلاقي به صورت عالي و مطابق با فطرت انساني، هم در قرآن و هم در روايات معصومين بيان شده است.
3. مسائل عبادي از قبيل نماز، روزه، حج، زكات، خمس و امثال اين امور به صورت دقيق بر طبق مقتضاي خواست هاي دروني و فطري انسان براي بشر بيان گرديده است.
4. مسائل اعتقادي در ابعاد مختلف آن بر مبناي عقل و استدلال مطرح گرديده است.
5. هيچ نوع خرافات و خيال بافي در دين اسلام ديده نمي شود.
6. نعمت بزرگ خداوند در دين اسلام امامت بعد از پيامبر اسلام مي باشد كه تا روز قيامت دوازده امام معصوم از طرف خداوند همراه با اين دين براي بشر معرفي گرديده است.
7. مسئله حكومت توأم با عدالت الهي در دين اسلام از مهمترين اركان اين دين مي باشد.
و تمام اين امور و امور ديگري كه ذكر نشد و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا.»[8] شامل آنها مي شود. و بر كمال دين اسلام از جهات مختلف دلالت دارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. عقائد اسلام در قرآن كريم، علامه سيدمرتضي عسگري.
2. شناخت اسلام، دكتر بهشتي، دكتر باهنر، دكتر گلزاده.
3. درآمدي بر تاريخ اديان در قرآن، عبدالرحيم گواهي.
4. تاريخ جامع اديان، جان بي ناس.
5. ترجمه تفسير الميزان، ج 2 و 3و 18 و 20، استاد علامه طباطبايي.

پي نوشت ها:
[1] . تحقيق: جمعي از نويسندگان، اسلام وجامعه، ناشر دبيرخانة جشنوارة شيخ طوسي(ره)، 1376، ج1، ص20.
[2] . طباطبايي، محمدحسين، تفسير الميزان، مترجم: سيدمحمدباقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، ج2، ص194.
[3] . اسلام و جامعه، ج 1، ص 143، به نقل از: مجموعة مقالات كنگرة بين المللي امام خميني (ره) و احياي تفكر ديني، ج 1، ص 141.
[4] . خورشيد اسلام چگونه درخشيد؟ ج 1، ص 120، م.ب. علم الهدي، 1379، انتشارات ميقات، به نقل از تمدن اسلام وعرب، ص 718.
[5] . تفسير الميزان، ج2، ص194.
[6] . همان، ج 2، ص 198.
[7] . اسلام و جامعه، ج 1، ص 143، به نقل از اجتهاد و زمان و مكان، ج 3، ص 406.
[8] . مائده/3.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :