امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
688
شفاعت در اسلام آن طوري كه به پيامبر اسلام و خصوصاً نسبت به امام حسين ـ عليه السّلام ـ مطرح است چه تفاوتي با بخشيده شدن گناهان با قرباني شدن حضرت مسيح دارد؟

افراد بشر به خاطر گناه و خطاي كه در مسير مخالف عقيده ديني خودشان مرتكب مي شوند براي رفع آثار سوء آن به اموري مانند «تفديه» «قرباني» «شفاعت» و امثال اين معاني، پناهنده مي گردند.
در تاريخ پرستش ملل و نحل، يك نوع ملازمه اي بين «فديد» و «رفع گناه» صرف نظر از صور و اشكال مختلف آن ديده مي شود. كه نمونه هاي فراواني در اديان و مذاهب مي توان سراغ گرفت.
بنابراين اعتقاد به مسئله «فدا» اختصاص به مسيحيان نداشته و در اكثر آيين ها، حضوري پر رنگ دارد.
ولي در دين اسلام، قصة فديه ها و قربانی­ها به اين صورتي كه در آيين هاي عهد كهن و همچنين آيين هاي بشري معاصر و افسانه هاي تاريخي آمده، نيست. بلكه قرآن كريم راه بخشش گناهان و كسب رضايت پروردگار را علاوه بر اموري؛ مانند توبه و استغفار و انجام كارهاي نيك و ترك كبائر، شفاعت شفاعت كنندگان ذكر نموده است، كه روز رستاخيز تجلّي مي يابد.
شفاعت كه مورد اعتقاد ماست، با آنچه كه به عنوان «فدا» در بسياري از آيين ها خصوصاً آيين مسيحيت از آن ياد مي شود، تفاوت ماهوي دارد.
زيرا، به بيان مرحوم علامه طباطبايي فدا، در حقيقت آن است كه آدمي اثر سوء و بدي را كه به واسطة عمل زشتي ملازم انسان يا يكي از متعلّقات او شده با چيز ديگري تعويض و تبديل نمايد. تا به واسطة تعويض، او را از رسيدن اثر سوء و زشت، محافظت نمايد. روشن است كه چنين معنايي در آنچه مربوط به حق تعالي است غير معقول و نادرست است. سپس علامه به تفاوت و امتياز «شفاعت» از «فدا» اشاره نموده و مي گويد: امتياز شفاعت از فدا آن است كه شفاعت، يك نوع آشكار شدن قرب و منزلت شخص شفيع است، نزد كسي كه از او درخواست شفاعت شده، بدون آنكه سلطنتش را سلب نمايد يا به مالكيت او لطمه اي وارد كرده، فرمان او را عليه شخص مجرم باطل سازد، يا اينكه قانون مجازات و پاداش را از ميان بردارد، بلكه در حقيقت، شفاعت، دعا و درخواستي است كه شفيع از شخصي كه از او درخواست شفاعت شده (خداوند) تقاضاي عفو آمرزش مي كند، تا با وجود حقّ مسلّمي كه در آن مورد از نظر مجازات دارد، از مجرم گذشته و او را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد.[1]
پس با اين تعريف و بر اين مبنا، شفاعت با عدالت پروردگار منافاتي ندارد. و شفاعت بدين معنا نيست كه همه گناهكاران با هر شرايط در هر موقعيتي مورد بخشش قرار گيرند.
از آيات قرآن استفاده مي شود كه شفاعت تنها براي عدة خاصي از بندگان خدا، آن هم پس از اذن و رضايت اوست. پس شفعاء عند الله مي توانند با تمسّك به رحمت و عفو و مغفرت پروردگار و نظر به اضطرار و  ومسكنت بندة گنهكار، وي را از مصداق حكم جزايي كه شامل حال اوست، بيرون آورند.[2]
اما در مورد امام حسين ـ عليه السّلام ـ بنابر رواياتي كه از پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم – درباره شهادت و شفاعت آن حضرت وارد شده است شبهاتي را در اذهان به وجود آورده كه يكي از آن شبهات اينست كه شفاعت امام حسين ـ عليه السّلام ـ به اين معنا است كه حسين براي كفارة گناهان شيعيان شهيد شد و اين همان اعتقاد «فدا» در آيين مسيحيت است.
اين نوع تلقيّات از شهادت امام حسين، علاوه بر آنكه موجب تضييع اصول و قواعد مسلّم و پذيرفته شده اي از متن دين، مانند عدالت پروردگار كه عيني ترين مصداقش كيفر مجرمين است و حكمت خداوند كه مبني بر آزمون بشر براي استكمال و رشد معنوي اوست، مي باشد، متضمّن اشكالات فراوان كلامي نيز بوده و عامل ترويج گناه و تشييع منكرات مي باشد كه از ساحت مقدس اين جريان پاك و پاك پرور به دور است؛ و كمترين خسارات و خطراتي كه بر اين عقيده مترتب مي گردد تضييع اصول مذهب و تحريف حقايق ديني است. چنانكه همين عقايد بي اساس آيين مسيحيت را از مسير حق منحرف نموده و كار را به جايي رسانده اند كه گناه سوژة مناسبي براي عده اي سود جو و بازاري گشته تا از گناهكاران گناه را خريداري و بخشش خداوند را با نرخ بالايي در اختيار آنان قرار دهند.
بنابراين نپذيريم كه آرايه هاي دروغين و پيرايه هاي جاهلانه، بر سر عاشورا نيز همان را آورد كه بعضي بر سر عشاء ربّاني آوردند؛ و نگذاريم حسين را آنگونه به مسلخ برند كه مسيح را بردند.[3]
البته ما معتقديم؛ حسين شفيع آبرومندي است كه در دنيا و آخرت شفاعت مي كند چنانچه عيسي ـ عليه السّلام ـ نيز در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيت بوده و از مقرّبان درگاه الهي است[4] و نام و آرمان حسين داراي نورانيت، روشنايي و بركت است؛ چنانچه مسيح نيز ذاتي مبارك و وجودي با بركت است.[5]
حسين براي بشريت «مصونيت دنیوي» به ارمغان مي آورد، قبل از آنكه «معصوميت در آخرت» به آنها ببخشد. گناه سوزي حسين به تاريخ زميني انسان است،  بدين معنا كه به انسان براي نجات او، دنائت ستيزي، ستم سوزي، جهل گريزي و حقيقت پذيري را تعليم و آموزش مي دهد.
با اين تعبير و به اين بيان، ما هم مي پذيريم كه او فداي اسلام شد، اما برداشت ما از «فدا» نجات بشر از بندهاي اسارت و بندگي غير خداست.
حسين «فادي» است، زيرا با روشن كردن راه، قدرت تمييز حق از باطل و تشخيص راه را از بيراهه به ما بخشيد و بدين سبب پشتوانة معنوي همة قيام هاي اصلاحي و راهگشا و مرشد تمامي مصلحان جامعة بشري واقع گشت، تا بدينگونه تاريخ را تا قيام منجي عالم، راهنمايي و هدايت نمايد.
شفاعت ائمه و بخصوص شفاعت امام حسين ـ عليه السّلام ـ بواسطة اينكه او عبد صالح خداوند است و به اذن او برخي بندگان را شفاعت مي كند معني پيدا مي كند. البته هر بنده اي مشمول شفاعت نمي شود بلكه صرفاً بنده اي كه معرفت راستين به دين داشته و پيرو واقعي اهل بيت بوده و در برخي از گناهاني كه از او سر زده مشمول شفاعت امام مي شود. روشن است كه اين شفاعت خود احياي مرده است، احياي كسي كه اگر شفيعي واسطة بخشيدنش نشود، به خاطر گناه به بن بست و نااميدي مي رسد.
پس «شفيع» بودن او به معني «محيي» بودن اوست و «شفاعت» او به معناي «نجات» ما از دوزخ آلودگي و ناپاكي است. چرا كه شفاعت، دگرگون كردن و تغيير دادن است. شخص شفيع به عنوان كانون فضيلت و سرچشمة معنويت با جاذبة خاص خود، هر كه در دايرة شعاع هدايتش قرار گيرد، ا هل حقيقت و صاحب فضيلت مي گرداند و او را شكوه و بزرگي مي بخشد.[6]
حاصل كلام اينكه، فرد و جمعيتي كه به حسين عشق مي ورزد و آرمان هايش را نيز دوست دارد، طبيعتاً با او همراه است و در جهت حركت ا و گام بر مي د ارد و اين يعني «نجات و رستگاري».
ولي در آئين مسيحيت «فدا» شدن به نظرية «كفاره نيابتي معروف است مي گويد: عيسي به عنوان يك نايب و جايگزين، متحمل مجازاتي گرديد كه سزاوار آن گناهكاران بود ولي او به نمايندگي آنان كيفرشان را تحمل نمود.[7]
بنابراين شفاعت مورد اعتقاد ما با آنچه كه در دين مسيحيت «فدا» ناميده مي شود تفاوت بسيار دارد.

معرفي منابع براي مطالعه بيشتر:
1. مجموعه آثار ج 19 «حماسه حسيني»، استاد شهيد مرتضي مطهري.
2. عيسي پيام آور اسلام، دكتر احمد بهشتي.
3. قيام جاودانه، محمد رضا حكيمي.
4. زندگاني امام حسين ـ عليه السّلام ـ ، سيد هاشم رسولي محلاتي.

پي نوشت ها:
[1] . طباطبائي، محمد حسين، الميزان, نشر مؤسسه النشر الاسلامي، هشتم، 1425 ه‍ ق، ج6، ص183.
[2] . الميزان ج1، ص159.
[3] . چوبينه، سجاد، نگاهي فلسفي به جريان عاشورا، ناشر ابرار، اول، 1377، ص110.
[4] . آل عمران/45.
[5] . مريم/31.
[6] . نگاهي فلسفي به جريان عاشورا، ص 115.
[7] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 164.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :