امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
694
آيا پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در زمان حيات نسبت به ايجاد مذهب اهل سنت بعد از خود آگاهي داده اند؟ چگونه؟

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي دانست كه روزگار، صفحه اي پر از حوادث و فتن و اختلافات و محن در برابر امتش خواهد گشود و امت ناچار بايد داراي نظم و انضباط و حكومتي باشند. ما عقيده داريم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ، پيغمبر مرسل بوده و براي آن آمده كه تا روز قيامت، بشير و نذير (مبلغ بيم و اميد) عالميان باشد و بنابراين دين او مخصوص عصر خودش نبوده كه امت خويش را پس از خود بي رويه و قانونيكه از آن پيروي كنند، به حال خود گذارد. يا آنكه امت بعد از او دچار فتن و اختلافات خواهند شد. كسيكه پيوند عقيدتي با اسلام دارد لااقل اين مسئله برايش ثابت شده كه صاحب اسلام در مواردي بسيار تصريح كرده است كه امت بعد از او چه خواهند كرد. علم پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ماجراهاي بعد از خودش لازم نيست بر اساس  غير عادي و  اعجاز آميز باشد بلكه هر پيشواي سياسي و مذهبي ايكه واقف به عوامل تحولات اجتماعي و تمايلات طبيعي جامعه است مي تواند دربارة اينگونه مسايل پيش بيني هاي قطعي كند. سيرة رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و احاديث بسيار زياديكه به ما رسيده شاهدهاي قطعي اي هستند كه نشان ميدهد پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به اختلاف امت خود پي برده بود، و خلافت و امامت از زمرة اولين قضايايي بوده كه نصب العين حضرت قرار داشته است.[1]
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي دانست كه امت او بر لب پرتگاه درياي متلاطم فتنه ها قرار گرفته است. لذا تجهيز جيش اسامه در لحظات آخر عمر خود براي پيش گيري از چنين حوادث بود كه حتي عده اي را به اسم براي شركت در اين لشكر سفارش مي كند. تا در غياب برخي با نصب عملي امام علي بر مسند امامت اسلام را از انشعاب حفظ نمايد. در خواست دوات و قلم نمونة بارزي از آگاهي دادن پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به امت خود در زمان حيات اش مي باشد. اگر اين جماعت امتثال امر پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي كردند سير تاريخ و مجراي حوادث آنچنان تغيير مي يافت كه شايد به خيال ما هم نرسد.[2] قابل ذكر است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به صورت آشكار يا به لفظ مصطلح امروزي اهل سنت كه در جامعه معروف است در گفتارش اشاره نكرده است زيرا اصطلاح اهل سنت در سالهاي بعد در زمان عباسي ها يا اموي ها پديد آمد بلكه در ضمن احاديثي كه بيان كرده اگر دقت شود مي بينيم كه گروه معاند و گروه رستگار را در كنار هم بيان فرموده اند. حديث ثقلين از احاديث متواتري است كه در كتابهاي حديث و تفسير و تاريخ وارد شده است. ترمذي و نسائي در صحيح خود، حديث ياد شده را نقل كرده اند. حديث سفينه يكي ديگر از احاديثي است كه مي تواند در اين مورد روشنگري كند. زيرا پيامبر در اين حديث، عترت خود را به كشتي نوح تشبيه فرمود كه ملازم با آن، از غرق شدن نجات خواهد يافت و بازمانده از آن، محكوم به هلاكت مي گردد. با اين احاديث پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به روشني امت خود را به حوادث بعد از خودش آگاهي مي دهد و اصلاً اين احاديث به حوادث بعد از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اشاره دارد چون هنوز پيغمبر زنده بود و هيچ اختلاف و دو دستگي در جامعه وجود نداشت و  با بيان اين احاديث به امت خود مي فهماند كه در آينده گروه و فرقه هايي مثل اهل سنت بوجود خواهد آمد.[3] علم غيبي پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ باعث مي شده است كه حضرت از آينده و از آن جمله از اختلافات و تفرقه امتش به فرقه هاي مختلف به صورت كلّي خبر داده اند كه در كتاب فتن و ملاحم به برخي از آنها اشاره شده است. پيامبر ما كسي بود كه متصل به وحي بود اگر به مسايل احياناً به طريق علم عادي واقف نمي شد از طريق وحي به آن اطلاع پيدا مي كرد. حتي مي بينيم كه در زمان حيات خود به سرنوشت اصحابش واقف بود كه گاهي از آنها خبر مي دادند.[4]
در كتاب ملاحم و فتن نوشتة اسماعيل بن كثير شافعي دمشقي در باب افتراق امم در مورد اخباري كه از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است در حديث 42 كه از ابورا و ازوهب بن بقيه كه آخر سند حديث به عوف بن مالك مي رسد از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي كند كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «يهود به هفتاد و يك فرقه تقسيم شدند يكي از آنها در بهشت و هفتاد فرقه اهل جهنم هستند و نصاري هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند كه يك فرقه اهل بهشت و هفتاد و يك فرقه اهل جهنم هستند و در ادامه فرمودند: به خدايي كه جان محمد در دست اوست امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند يك فرقه فقط اهل بهشت و هفتاد و دو فرقه اهل جهنم هستند. حديث 43 و 44 نيز به همين مورد اشاره دارند كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ امت خود را در مورد آنها خبر داده اند.[5]
تيجاني سماوي در كتاب ره يافته چنين مي گويد كه من هر چه در تاريخ بررسي كردم دربارة اهل سنت و جماعت چيزي نيافتم جز اينكه نام گذاري مربوط به سالي است كه معاويه در آن سال به قدرت رسيد. بدين ترتيب كه پس از كشته شدن عثمان امت اسلام به دو گروه تقسيم گشت يك دسته شيعيان كه پيروان علي ـ عليه السّلام ـ بودند و دستة ديگر طرفدار معاويه. پس از آنكه علي ـ عليه السّلام ـ  به شهادت رسيد و معاويه با امام حسن صلح كرد، به سلطه و قدرت دست يافت و به عنوان امير المؤمنين مطرح گرديد آن سال، سال جماعت ناميده شد بنابراين نام گذاري به اهل جماعت و سنت بطور رسمي از زمان معاويه بوجود آمد.[6]
پس از مجموع مطالب بالا چنين نتيجه مي گيريم كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به عنوان صاحب شريعت چه از طريق علم عادي چه از طريق علم غيبي به تمام حوادث و مسايل امت خودآگاهي كامل داشتند و به عنوان پيشواي مسلمين به هر طريقي كه شده بود در زمان حيات خود امت را از حوادث و جريانات بعد از خودش مطلع مي كردند و امت را در آن زمان از سردرگمي نجات مي دادند كه بر اساس احاديث نبوي ما معتقديم كه پيامبر به امت آگاهي كافي داده بودند ولي اين امت بودند كه بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به آن احاديث عمل نكردند و موجب پديد آمدن فتنه ها و اختلافات شدند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. الملاحم و الفتن، تأليف محمد بن طاووس حسني.
2. الفتن و الملاحم، تأليف اسماعيل بن كثير شافعي دمشقي.
3. اسرار سقيفه، تأليف علامه محمد حسين مظفر.
4. فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، تأليف جعفر سبحاني.
5. از آگاهان بپرسيد، تأليف سيد محمد تيجاني سماوي.

 پي نوشت ها:
[1] . اسرار سقيفه، محمد حسين مظفر، ص 46 و 48 و 50 و 51 و 54، چاپ سوم، 1373، انتشارات انصاريان.
[2] . اسرار سقيفه، محمد حسين مظفر، ص 144 و 145و 153 و 157، همان.
[3] . فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، جعفر سبحاني، ص 44، چاپ اول، 1371، انتشارات توحيد.
[4] . الفتن و الملاحم، اسماعيل بن كثير شافعي، ص 9، چاپ اول، 1414 ه‍، دار ابن كثير، بيروت لبنان .
[5] . الفتن و الملاحم، اسماعيل بن كثير شافعي، ص 33 و 34، همان.
[6] . ره يافته، محمد تيجاني، ص 237، چاپ اول، 1368، انتشارات مركز تحقيقات و پژوهشهاي دفتر تبليغات.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :