امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
707
آیا قانون کنترل جمعیت، مسلمانان به ویژه شیعیان را تهدید نمی­کند و نفوس آنان را در مقابل دیگران کاهش داده و آنان راضعیف نمی کند؟ چرا هیچ اقدامی در این رابطه صورت نمی گیرد و حتی از سوی حوزه هم این خطر بزرگ به مردم گوشزد نمی شود ؟

پرداختن به مسئله کنترل جمعیت از جمله مسائلی است که نیازمند دقت نظر در ابعاد گوناگون این موضوع بوده و ملاحظه جهات متعدد در این قضیه مورد ابتلای جوامع امروز ضروری می نماید.
برخوردهای سلبی و ایجاد به صورت مطلق با این مسئله و مطلق انگاری فرضیه های مربوط به آن قطعاً ما را در نتیجه گیری دچار گمراهی و عدم وصول به راه حل صحیح و منطقی خواهد نمود.
بد نیست ابتداء نظری به پیشینه این مسئله در کشورمان بیندازیم. همان گونه که کم و بیش می دانیم حکومت طاغوت بدون لحاظ مصالح با تقلیدی کورکورانه از فرهنگ «اومانیستی» غرب و با پیروی از نسخه های پیچیده شده توسط نظریه پردازان غربی به تبلیغ وسیع در خصوص کم کردن رشد جمعیت و داشتن فرزند کمتر دست زد ولی با توجه به مخالفت عامه مردم مسلمان ایران با حکومت و این که نظام حاکم را ضد دین می دانستند، تبلیغات وسیع حکومتی موفقیت چندانی نداشت. با پیروزی انقلاب اسلامی و گذشت سالیان ابتدائی انقلاب و پشت سرگذاشتن تحولات و ناملایمات ابتدایی این بحث مجدداً چهره نمود، از یک سو افرادی که غالباً متجدد و متأثر از فرهنگ غرب بودند، به صورت مطلق با رشد جمعیت مخالف بوده و بر طبل «فرزند کمتر زندگی بهتر» می کوفتند که به گونه ای تبلیغ می نمودند که داشتن فرزند زیاد هم مایه ننگ والدین باشد و هم موجب از میان رفتن آسایش خانواده بدون توجه به محیط، توانایی، مدیریت خانواده، و لوازم اجتماعی آن.
و از سوی دیگر گروهی با شعار حرمت دخالت در تدبیر امور الهی و این که خدا خود همه چیز عالم را در دست دارد و می داند چه کند، دخالت ما در این امور را غلط دانسته به قول معروف، «هر آن کس که دندان دهد نان دهد» را شعار خود قرار دادند.
با افزایش بدون برنامه جمعیت و عدم آمادگی مسئولین بواسطه درگیر بودن دولت در مشکلات بزرگی چون جنگ و مشکلات اقتصادی و نیز برخی مسایل دیگر، سیل جمعیتی چون موجی خروشان بوجود آمد که موجب غافلگیری نظام در برابر خواست ها و نیازهای این موج جمعیت شد. که در هر مقطع مشکلات خاص خود را پدید می آورد. مدرسه، دانشگاه، شغل و ازدواج و مسکن.... معضلات پیش آمده موجب شد دولت در زمان ریاست جمهوری جناب آقای هاشمی رفسنجانی سیاست عملی و تشویقی و تبلیغاتی کنترل جمعیت را پیش گیرد و تا حد زیادی بواسطه تبلیغات گسترده و ضد فرهنگ نشان دادن تعداد اولاد موفق به کم کردن سرعت رشد جمعیت شد که مشکلات اقتصادی، گرانی و نیز بالا رفتن سطح انتظارات رفاهی خانواده نیز به این امر کمک فراوان نمود، و اینک این روند ادامه دارد که موجب نگرانی شده است اگر چه از دیدگاه طرفداران کم شدن جمعیت در صد رشد جمعيت موجود هم مطلوب نبوده و باید کاسته شود.
شایسته است در خصوص این موضوع هم مثل اکثر مسایل، نگاه نسبی و واقع بینانه ای حاکم شود، نه به صورت فعلی یعنی رد یا تأیید مطلق، نباید فرهنگ جامعه به سمتی برود که داشتن فرزند زیاد اموری ناپسند و شرم آور فرض شود و مادران از بچه داری و تربیت اولاد اکراه داشته و آن را ننگ بدانند و پدران نیز از بیم مخارج زیاد و عدم قدرت بر تأمین نیازهای افسار گسیخته فرزند، داشتن بچه زیاد را فاجعه بدانند، بلکه باید با آموزش صحیح جامعه و رشد فکری افراد آن، همگان بدانند داشتن فرزند متناسب با توانایی افراد است، هر زوج با توجه به قدرت مالی، فکری و آموزشی خود می دانند قدرت داشتن و تربیت نمودن چند فرزند را دارند. خانواده ای شاید تنها توانایی داشتن یک فرزند را دارند و خانواده ای قدرت بر تأمین کلیه نیازهای فرزندان متعدد را دارا هستند پس نمی توان به عنوان یک قانون حکم کرد که همه باید یک فرزند داشته باشند یا چند فرزند، کما این که می بینیم خانواده هایی را که با داشتن 6 یا 7 فرزند همه آن ها را در عالی ترین سطوح تربیت کرده و کاملاً مفید تحویل جامعه داده اند در حالی که خانواده ای دیگر علی رغم تمکن مالی بهتر و سطح تحصیلات بالاتر حتی در تربیت یک فرزند به صورت موفق عاجز بوده اند. پس این مسئله امری نسبی بوده و ارزش گذاری کردن مطلق فرزند کم یا زیاد داشتن امری خطاست. از طرف دیگر مناطق هم متفاوت اند. برخی شهرها و محیط ها قدرت بر تعداد اولاد را سلب می نماید در حالی که محیط دیگر این امکان را فراهم می سازد و علاوه بر این شاخص های دیگری هم در تعیین شرایط برای یک خانواده نقش دارند. بنابر این از آن چه به اختصار بیان شد نتیجه می گیریم، سیاست کنترل جمعیت به معنی سعی در جلوگیری از ازدیاد نسل سیاستی غلط است، همان گونه که رها کردن این امر و بدون تدبیر و برنامه امری عقل پسند و مطلوب شرع نیست. این که ما بدون پیش بینی های لازم موجب ایجاد موج هایی از جمعیت باشیم که مشکلات فراوان در جهت رشد و تعالی و تربیت افراد جامعه و در نتیجه رشد فراوانی انحرافات و هدر رفتن استعدادهای خداداد و نیز مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خواهد داشت.
بنابر این راه حل، کنترل جمعیت نمی باشد بلکه باید مسئولین با برنامه ریزی صحیح زمینه رشد فرهنگی اقتصادی، اجتماعی را فراهم نماید و هر کس به دلخواه خود و متناسب با وضعیت اجتماعی و توان اقتصادی و فرهنگی از داشتن اولاد صالح برخوردار گردند که این امر موجب می شود جامعه ای پویا و موفق با پشتوانه نیروی عظیم انسانی متشکل از جوانان مسلمان و پر انرژی و عالم و فعال داشته باشیم که قدرتی مثال زدنی در عرصه جهانی خواهد بود. همان گونه که در مسایل استراتژیک یکی از مؤلفه های قدرتمندی در جوامع بشری داشتن جمعیت قابل توجه است.
اما دغدغه ای که موجب نگارش این خلاصه شد، یعنی کاهش جمعیت مسلمانان به خصوص شیعیان  در ایرانِ شیعه، موجب این تغییر ساختار جمعیتی شده است و یا بیم وقوع آن را کاملاً جدی نموده است که لازم است با همان سیاست های تدبیر و مدیریت جمعیت در مقابل آن راه­کار مناسب اتخاذ کرد. اما در کل کشور با توجه به جمعیت دیگران و با رشد جمعیت موجود، نگرانی مذکور چندان فرض جدی و واقعی به نظر نمی رسد ولی در عین حال تأکید می کنیم با مدیریت جمعیت و فرهنگ سازی صحیح برای جامعه نسبت به داشتن فرزند زیاد برای کسانی که قدرت بر تربیت آنان را دارند و توزیع جمعیت در مناطق مستعد کشور که از انواع نعمات خدادادی برخوردار است واستفاده از تمام ظرفیت های موجود در کشور و ایجاد زمینه فعالیت های اقتصادی برای همین جمعیت نه تنها نیاز به جلوگیری از رشد جمعیت نداریم بلکه خود عامل حرکت و رشد خواهد بود، حتی در بعضی شرایط باید نگاه به امر تعدد اولاد، نگاهی دینی و بعنوان وظیفه افراد توانمند باشد و هر کس می تواند لازم است برای این کار کمر همت بسته و خدمت کند و نباید گول شعار های به ظاهر را خورد. ولی آن چه از همه چیز لازم تر است پرهیز از افراط و تفریط است و وظیفه ماست تا با برخورد منطقی ضمن حفظ تعادل در موضع گیری در راه ترویج فرهنگ مدیریت جمعیتی کوشش کنیم و مبلغین همراه با دولت مردان به این سو حرکت کنند که جمعیتی متناسب همراه با رشدی قابل قبول داشته باشد تا موجب عزت و افتخار باشد. نه به گونه ای که قدرت جمعیتی کشور پس از چند سال آن قدر ضعیف شود که مثل برخی کشورهای مثلاً پیشرفته در اروپا با بحران پیری جمعیت و رشد منفی جمعیت مواجه شده و مجبور به جایزه دادن در برابر بچه دار شدن خانواده ها باشیم. حتماً پرهیز از افراط و تفریط لازم و شرط عقل خواهد بود.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :