امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
701
چه در قرآن و چه در تفاسير الميزان و نمونه، آيا جايي قيد شده كه پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ براي اينكه به مسيحيان و يهوديان ثابت كند كه قبل از آمدن ايشان بشارت حضورش به آنها داده شده و خواستند در كتابشان به آنها نشان دهند ولي مسيحيان يا يهوديان آنجايي كه اسم حضرت محمد بود را دو صفحه اي ورق مي زدند تا مشاهده نكنند اگر چنين چيزي صحت دارد اسم سوره و شماره آيه آن را براي من ارسال كنيد؟

اين مطلب در قرآن نيامده و با توجه به تحقيق و بررسي هايي كه در تفاسير خصوصاً در الميزان و نمونه گرديده، مطلب مورد سئوال يافت نشده است، اما آيات و احاديثي هست كه ثابت مي كند اهل كتاب از آمدن آخرين پيامبر و از اوصاف او با خبر بودند چون تورات و انجيل به اين حقيقت بشارت داده بودند، اما يهوديها و مسيحيها از روي عمد و عناد خصوصا عالمانشان اين حقيقت را كتمان مي كردند. به طوري كه خداوند متعال در آيه اي مي فرمايد: « كسانيكه به آنها كتاب داديم پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را مي شناسند همان گونه كه پسرانشان را مي شناسند ولي گروهي از آنها حق را با آنكه مي دانند كتمان مي كنند.».[1] مفسرين در ذيل اين آيه شريفه مطالبي را نقل مي كنند كه ذكر آنها خالي از لطف نيست.
يكي از يهوديان معروف زمان پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ عبدالله بن سلام بوده كه از علما و احبار يهود به حساب مي آمد، از او پرسيدند آيا شما اين پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را مي شناسيد؟ گفت: من او را بهتر از پسر خود مي شناسم كه در ميان كودكان بازي مي كند.[2]
مطلب ديگر اينكه عبدالله بن ابي بكر انصاري روايت كرده از صفيه بنت اقطب، وقتي رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به مدينه آمدند از پدر و عموي خود شنيدم كه به يكديگر مي گفتند آيا اين همان پيامبر است كه ما تعريف و اوصاف او را در تورات خوانده ايم؟ كه با هم قرار گذاشتند فردا بروند از نزديك او را ببينند و سخنان او را بشنوند تا آنچه در تورات خوانده اند مقايسه كنند، وقتي او را ديدند و سخنانش را شنيدند، عمويم به پدرم گفت آيا اين همان است كه در تورات وصف او را خوانده ايم؟ پدرم گفت: قسم به خدايي كه تورات را به موسي فرستاد اين همان است اما تا زنده ام دشمني او را در دل خواهم داشت.[3] و همچنين عبدالله بن قدامه روايت كرده كه جمعي از يهود نزد رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمدند و از جمله پدري با پسر رنجوري با آنها بوده رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رو به ايشان كرد و فرمود: شما را به آن خدايي كه تورات را به موسي فرستاد آيا اوصاف مرا در تورات ديده ايد؟ پدر آن پسر رنجور تورات را گشود و خواند آن پسر مي شنيد وقتي به ذكر محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رسيد خواست رد بشود، پسر به آن حضرت گفت: اين است اوصاف شما در تورات كه پدرم مي خواهد آن را پنهان كند، كه در همان لحظه شهادتين را گفت و از دنيا رفت و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ دستور كفن او را دادند.[4]
و در آيه ديگر وقتي خداوند اوصاف پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را بيان مي كند در ادامه مي فرمايد: «پيامبري كه وصف او را در تورات و انجيل نوشته شده مي يابيد».[5]
مفسرين در ذيل اين آيه شريفه از انجيل و تورات مطالبي را نقل مي كنند كه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و موسي ـ عليه السلام ـ به آمدن پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ خبر داده اند: در تورات مثني 18: 18 خداوند به موسي ـ عليه السلام ـ فرمود: پيامبري برگزينم براي ايشان از برادران ايشان مانند تو و مي گذارم كلامم را به دهانشان تا بگويد به ايشان هر چيز كه فرموده ام آن را.[6]
و در انجيل يوحنا باب چهاردهم درباره رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مژده داده است چنان چه فرموده: «من از پدرم خواهم خواست كه او پارقليطاي ديگر به شما خواهد داد كه تا ابد با شما باشد».[7]
و در آيه اي خداوند مي فرمايد: حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ به بني اسرائيل فرمود: «اي بني اسرائيل من پيامبر خدا هستم، توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق مي كنم و به پيامبري كه بعد از من مي آيد و نامش احمد است بشارت مي دهم».[8] علاوه بر دلائل كه ذكر گرديد، امام رضا ـ عليه السلام ـ احتجاجاتي با علماي معروف اهل كتاب داشتند كه در آن احتجاجات امام ـ عليه السلام ـ با استفاده به تورات و انجيل، نبوت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را اثبات مي كند، و معلوم مي کند در چندين جاي تورات و انجيل آمدن و اوصاف پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اشاره شده است و از علماي اهل كتاب به وجود اين مطالب اقرار مي گيرد.[9]
اين آيات و احاديث و شواهد تاريخي بوضوح نشان مي دهد كساني كه از مفاهيم تورات و انجيل با خبر بوده و هستند حتي از انجيل و تورات تحريف شده، از آمدن و اوصاف آخرين پيامبر الهي (حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ) اطلاع دارند اما عنادي كه دارند آنها را از مسير باز داشته است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ج1، جامعه مدرسين، 1374ش، پنجم، قم.
2ـ زيبايي نژاد، محمد رضا، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، اشراق، 1375ش، قم.
3ـ بلاغي، سيد عبدالحجت، حجة التفاسير و بلاغ الاكسير حكمت، قم، 1386ش.

پي نوشت ها:
[1]. بقره / 146.
[2]. حسيني، حسين بن احمد، تفسير اثنا عشري، ميقات، تهران، 1363ش، ج1، ص282.
[3]. كاشاني، مولا فتح الله، منهج الصادقين، انتشارات علميه اسلاميه، بي تا، بي جا، ج1، ص410.
[4]. همان، ص412 ـ 411.
[5]. اعراف / 157.
[6]. نجفي خميني، محمد جواد، تفسير آسان، تهران، اسلاميه، 1398ق، ج5، ص368؛ مجمع البيان، ج4، ص373.
[7]. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج24، ص75.
[8]. صف / 6.
[9]. ر.ك: طبرسي، ابي منصور احمد بن علي بن ابي طالب، الاحتجاج، بيروت، اعلمي، بي تا، ج2، ص420ـ417.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :