امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
706
آيا اسلام فقط دين مردان است؟

در جواب سؤال ابتدا نگاهى به مقام زن در جهان بينى اسلامى مى اندازيم تا معلوم گردد كه آيا اسلام فقط دين مردان است يا مربوط به زنان هم مى شود.
اسلام با آئين مترقى و پيشرفته خود براى زن ارزش و احترام بسيارى قائل است و او را مانند مرد عضو كامل جامعه مى داند، در ذيل به نمونه هايى از نظرات اسلام درباره مقام و ارزش زن مى پردازيم:
1- دين مبين اسلام خلقت و سرشت زنان را از خلقت و سرشت مردان مى داند، قرآن كريم با كمال صراحت در آيات متعددى مى فرمايد: زنان را از جنس مردان و سرشتى نظير سرشت مردان آفريديم. به عنوان نمونه در آيه اول سوره نساء مى فرمايد: «اى مردم از (مخالفت) پروردگار بپرهيزيد، همان كسى كه همه شما را از آدم آفريد، و همسر او را نيز از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان، و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت.
2- قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيت مربوط نيست بلكه به ايمان و عمل صالح مربوط است خواه از طرف زن باشد يا از طرف مرد، او ملاك برترى را تقوا مى داند نه جنسيت، «اى گروه مردم، ما شما را به صورت مرد و زن آفريديم و شما را به قبيله ها و ملت هاى مختلفى قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد، براستى نزد خداى، گرامى ترين شما كسى است كه پرهيزگارتر باشد»([1])
«هر كس كار شايسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده می­داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام می­دادند، خواهيم داد»([2])
3- قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قديسى از يك زن بزرگ و قديسى ياد مى كند از همسر آدم و ابراهيم و از مادر موسى و عيسى در نهايت تجليل ياد كرده است، گويى خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ نمايد و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد.([3])
اسلام در رسيدن به كمال و حركت بسوى خدا هيچ تفاوتى بين زن و مرد قائل نيست بلكه گوهر انسانيت را مد نظر دارد و بس، و لذا در قرآن براى مؤمنين اعم از زن و مرد، دو بانوى بزرگ و قديس، آسيه همسر فرعون، و مريم مادر عيسى را، به عنوان الگو، معرفى مى كند و مى فرمايد: «خداوند براى مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا خانه اى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات بده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش، و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در آن دميديم، او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد، و از مطيعان فرمان خدا بود».([4])
4- اسلام با صراحت كامل مى گويد هر يك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند نه اينكه زن براى مرد آفريده شده باشد. اسلام با صراحت مى گويد زمين و آسمان، ابر و باد، گياه و حيوان همه براى انسان آفريده شده اند اما هرگز نمى گويد زن براى مرد آفريده شده، اسلام مى گويد هر يك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.(2) «هنّ لباس لكم وانتم لبس لهنّ» زنان زينت و پوشش شما هستند و شما زينت و پوشش آنها .
از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه اسلام از نظر فلسفى و از نظر تفسير خلقت، نسبت به زن نظر تحقيرآميزى نداشته است و همه نظريات تحقيرآميز نسبت به زن را مردود شناخته است.
نتيجه آنكه از نظر اسلام زن و مرد هر دو انسانند و از نظر جنسيت هيچ برترى براى مرد نيست و زن از ارزش و مقام والايى برخوردار است.
سؤال دوم: اگر اسلام زن و مرد را در انسانيت مساوى مى داند چرا حقوق زن را مساوى حقوق مرد قرار نداده است مثلا حق تعدد زوجات و حق طلاق را به مرد داده و ارث زن را مساوى با نصف ارث مرد نموده و ديه زن را نصف ديه مرد قرار داده است؟
در جواب بايد گفت اسلام هرگز امتياز و ترجيح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نيست. بلكه اسلام حقوق يكجور و يكنواختى براى زن و مرد قائل شده است يعنى اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نيست با تشابه حقوق آنها مخالف است، تساوى غير از تشابه است، تساوى برابرى است و مشابه يكنواختى. ممكن است پدرى ثروت خود را بطور متساوى ميان فرزندان خود تقسيم كند، اما بطور متشابه تقسيم نكند مثلا كسى است چند قلم ثروت داشته باشد هم تجارتخانه، هم ملك مزروعى و هم مستغلات اجاره اى داشته باشد ولى نظر به اينكه قبلا فرزندان خود را استعداد يابى كرده است در يكى ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را در حيات خود ميان فرزندان تقسيم كند با در نظر گرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد به هر كدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلا در آزمايش استعداد يابى آن را مناسب يافته است.([5])
بنابراين در اسلام زن و مرد از حقوق مساوى برخوردارند و قرآن كريم مى فرمايد:
«... ولهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف»([6])به نفع آنان (برعهده مردان) است.
و اما علت اينكه در اسلام حقوق زن مشابه حقوق مرد نيست، اين است كه زن و مرد در جهات زيادى مشابه يكديگر نيستند. جهان براى آنها يكجور نيست، خلقت و طبيعت، آنها را يكنواخت نخواسته است و همين جهت ايجاب مى كند كه از لحاظ بسيارى از حقوق و تكاليف و مجازاتها وضع مشابهى نداشته باشند.
مثلا: اسلام مهر و نفقه را امورى لازم و مؤثر در استحكام زناشويى و تأمين آسايش خانوادگى و ايجاد وحدت ميان زن و شوهر مى شناسد از نظر اسلام الغاء مهر و نفقه و خصوصاً نفقه موجب تزلزل اساس خانوادگى و كشيده شدن زن به سوى فحشاء است و چون مهر و نفقه را لازم مى داند و بدين سبب قهراً از بودجه زندگى زن كاسته مى شود و تحميلى از اين نظر بر مرد شده است. اسلام مى خواهد اين تحميل از طريق ارث جبران بشود پس مهر و نفقه است كه سهم الارث زن را تنزل داده است.([7])
و يا درباره ديه: ديه جبران خسارت است نه قيمت مقتول زيرا زن و مرد آزاد قيمت ندارند. بنابراين از آنجا كه نفقه خانواده بر عهده مرد است و مرد نان آور خانواده است در صورتى كه به قتل برسد ورثه خسارت بيشترى مى بينند و همه سرمايه خود را از دست مى دهند لذا به ديه زيادترى نسبت به ديه زن نياز دارند.
حاصل آنكه عدم تشابه حقوق زن و مرد بعلت عدم تشابه روحيات و استعدادهاى زن و مرد است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- مجموعه آثار شهيد مطهرى، حقوق زن در اسلام، ج 19، ص 25 ـ 365 .
2- آذرى قمى، سيماى زن در اسلام، ص 1 - 70 .
3- سيرى كوتاه در زندگانى حضرت زهرا(س)، سيد محمد تقى سجادى، ص 15 ـ 46 .

پي نوشت ها:
[1]- حجرات: 13 .
[2]- نحل: 97 .
[3]- شهيد مطهرى: مجموعه آثار (انتشارات صدرا) ج 19، ص 132 .
[4] و 2ـ شهيد مطهرى، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ اول، سال 1378) ج 19، ص 133 ـ 134.
[5]- شهيد مطهرى، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ اول، 1378) ج 19، ص 129.
[6]- بقره: 228 .
[7]- شهيد مطهرى، مجموعه آثار (انتشارات صدرا، چاپ اول، 1378) ج 19، ص 137 و 237 و 238 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :