امروز:
جمعه 1 بهمن 1395
بازدید :
3502
شيعه چگونه به آية وضو در قرآن براي مسح پاها استدلال مي كند؟

مقدمه:
وضو به عنوان شرط ورود به نماز يكي از طهارت هايي است كه، از ابتداي تشريع نماز جزء اعمال عبادي محسوب مي شود.
اين عمل عبادي در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و در حضور اصحاب آن حضرت از جانب ايشان به گونه اي كه شيعه عمل مي كنند انجام مي شده است، و روايات زيادي در اين رابطه وارد شده است. ولي اين عمل بعد از آن حضرت ـ صلي الله عليه و آله ـ مورد تحريف قرار گرفت (از زمان عثمان)، تنها در ميان تعدادي از صحابة بزرگوار آن حضرت ـ صلي الله عليه و آله ـ مانند حضرت علي ـ عليه السلام ـ  و بعضي ديگر كه عمل پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نزد آنها حجت بود حفظ شد و آية وضو در قرآن نيز مؤيد اين عمل آنان است كه همان عمل پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ باشد. ولي علماي اهل سنت، به خاطر اين كه عمل بزرگان خود را توجيه كنند از اين آيه استفادة مخالف سيرة پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را مي كنند. لذا حكم به شستن پاها در وضو مي كنند، و دست ها را از مچ به آرنج مي شويند از پائين به بالا كه كاملاً برعكس آنچه كه پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ انجام داده، مي باشد.
و اما آيه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ»[1]
اين تنها آيه اي است، در قرآن كريم كه دال بر وضو است وشيعه همانند اهل سنت به اين آية كريمه براي وضو استدلال مي كند، ولي به خاطر اعراب «ارجل» كه مورد اختلاف است و در واقع اهل سنت مي خواهند برخلاف قواعد عربي استدلال كرده، و عمل بزرگان خود را توجيه كنند ـ لذا اين عمل مورد اختلاف واقع شده است، و هر كدام از طرفين استدلال هائي نموده اند، كه در اين جا به استدلال هر دو طرف اشاره مي شود.

اعراب ارجل
در مورد اعراب ارجل سه قول وجود دارد:
1. قرائت به رفع: كه قرائت نادر و شاذي است، و بنابر ابتدائيت است و خبر آن محذوف است، و آن مغسوله يا ممسوحه است.[2]
2. قرائت به نصب: نافع بن عامر و عاصم ـ به روايت حفص ـ آن را منصوب خوانده اند. كه در اين صورت قول شيعه ثابت مي شود، در واقع به محل برؤوسكم عطف است، كه محل آن منصوب است، و مفعول و امسحوا است.
3. قرائت به جرّ: در اين صورت آن را عطف به لفظ برؤوسكم مي دانند. ولي از نظر اهل سنت در واقع منصوب است كه عامل نصب آن هم «اغسلوا» باشد، در واقع شسته شود، بنابر جر كه قول شيعه مي شود، وجوب مس پاها را مي رساند. از نظر شيعه اين قرائت (به جر) بالجوار منوط به دو شرط است.*[3]
يكي ايمني از اشتباه و دوم فقدان حرف عطف، ولي در اين جا هم حرف عطف است، علاوه كه قرائت به جر را كه اكثريت عرب نمي پذيرند (جر بالجوار) و تنها در موارد ضروري، كاربرد دارد، و آن موارد خوف و اشتباه است.


دلائل شيعه بر قول خود، و رد اهل سنت
چنانچه گفتيم، از قرائت سه گانه مذكور، شيعه قرائت به نصب را پذيرفته، و براي آن دلائلي دارد، (و عطف به محل رؤسكم مي باشد.)
1. زيرا اگر قول اهل سنت را بپذيريم. كه عطف به ايديكم مي گيرند، فاصله بين عاطف و معطوف عليه به اجنبي است، و اين فاصله افتادن، در مفرد جايز نيست، تا چه رسد به جمله.[4]
2. همانطور كه عامل نصب، «اغسلوا» مي تواند باشد (كه اهل سنت مي گويند) «امسحوا» نيز هست، و هرگاه دو عامل صلاحيت عمل كردن در يك معمول را داشته باشند. عامل اقرب مقدم خواهد بود، بنابراين «امسحوا» مقدم بر «اغسلوا» است.[5]
3. اين عطفي كه اهل سنت مي گويند، برخلاف فصاحت است زيرا؛ پيش از استيفاي غرض از يك جمله، به جمله اي ديگر منتقل شده، كه ربطي به آن ندارد.[6]
 هرچند كه بعضي احتمال داده اند كه، قرائت به نصب، به خاطر عامل مقدر باشد، و آن (اي فاغسلوا ارجلكم)،[7] ولي اين احتمال مردود است، چرا كه: اولاً: تقدير عامل خلاف اصل است، و تا حدامكان بايد عامل ذكر شود (نه مقدّر)، ثانياً: بر فرض تقدير، مي توان به قرينه نزديكي ارجل به «برؤوسكم» عامل مقدر آن را، همان «امسحوا» در نظر گرفت، به هر حال تقدير اغسلوا ترجيحي ندارد.

نتيجه:
بنابراين، چه قرائت به نصب را بگيريم، كه عطف به محل «رؤوسكم» باشد، و عامل نصب آن هم «امسحوا» و چه بنابر قرائت جر بگيريم كه عطف به لفظ «برؤوسكم» باشد و عامل جر حرف عطف در برؤوس، در هر دو صورت قول شيعه كه مسح باشد ثابت مي شود، و قول اهل سنت كه (اَرجل) را معمول اَيدي مي داند، خلاف فصاحت و بلاغت و عرف اكثريت عرب است. و توجيهي براي اعمال بزرگانشان مي باشد در صورتي كه ادبا و خيلي از مفسرين آنان، براساس قواعد عربي و قرائتي، قول شيعه را درست مي دانند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. المسح علي الرجلين، شيخ مفيد، تحقيق شيخ مهدي نجف، نشر كنگرة شيخ مفيد(ره).
2. المسح في وضوء الرسول ـ صلي الله عليه و آله ـ ، محمدحسن آمري، معاصر، چ 1420، انتشارات امين.
3. تفسير طبري: 4 / 452 ـ 477، ذيل آيه. از ابي جعفر محمد بن جرير طبري متوفي 310 هـ ، انتشارات دارالكتب العلميه، بيروت، چاپ سوم، 1420 هـ ، 1999 هـ .

پي نوشت ها:
[1] . اي كساني كه ايمان آورده ايد، چون به(عزم) نماز بر مي خيزيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد، و سر و پاها را تا برآمدگي مسح كنيد.» مائده:6.
[2] . روح المعاني: 3 / 73، از محمود آلوسي بغدادي، متوفي 268 هـ ، انتشارات دارالكفر، سال نشر 1408 هـ ، 1987 م.
* . يعني اعراب جرّ اَرْجل، به خاطر همجوار بودن با رؤوس باشد، نه عطف بر لفظ آن بودن.
[3] جواب از اشكال است كه آيا نمي شود اعراب ارجل جر باشد، بنابر همجوار بودن با برؤوسكم؟
[4] . الاعتصام بالكتاب و السنه: 12، جعفر سبحاني، تحقيق و نشر: مؤسسه امام صادق ـ عليه السلام ـ  ، قم، سال نشر 1413 هـ .
[5] . مفاتيحالغيب: 11 / 161، فخر رازي، نشر اساطير تهران، سال نشر، 1379 ش، ترجمه: علي اصغر حلبي.
[6] . تذكرة الفقهاء، 1 / 118، طبع قديم، از علامه حلّي، نشر مكتبة الرضويه لاحياء آثار الجعفريه، (مؤسس شيخ عبدالكريم)، 2 جلدي، سال نشر ندارد.
[7] . كنزالعرفان، 38، نويسنده: مقداد بن عبدالله يسوري، چاپ اول، ناشر: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، تاريخ نشر 1380 ش.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :