امروز:
يکشنبه 3 بهمن 1395
بازدید :
529
با توجه به اهمیت ولایت در پذیرش اعمال، آیا می توان گفت، همه اهل سنت مقصر هستند؟

معنای ولایت اهل بیت این است که خداوند ادارة امور بندگان خود را به دارندة آن مقام واگذار کند، و از آن پس او مدبّر امور و متصرّف در امور و شئون ایشان باشد،این ولایت در اصل و بالاصاله از خداست، و او ولی است و بس، و غیر از او کسی ولی نیست، اگر اهل بیت به چنین ولایتی منسوب شوند به خاطر این است که از سابقین و از اوّلین امتند، و خداوند این مقام را به خاطر اخلاص در عبودیت به آن ها داده است[1]. منشأ این ولایت، ولایت به معنای محبّت و دوستی است، زیرا شدّت علاقه و دوستی واقعی نسبت به شخص، زمینه اطاعت و پیروی از او را فراهم می سازد، و در صورت عدم علاقه و پیوند واقعی، در مرتبة ادعا باقی می ماند، و ولایت ادّعایی همان چیزی است که اهل سنّت نیز آن را قبول دارند، آلوسی صاحب تفسیرروح المعانی می گوید: ولایت ائمه اهل بیت و محبّت ایشان مطلبی است که نزد ما اهل سنّت جای هیچ اشکال نیست و ما نیز به وجوب آن معتقدیم[2]. با وجود این ادّعا آنان شیعیان را متهم می کنند که در محبّت به اهل بیت زیاده روی می نمایند و آن ها را تا حدّ خدایی بالا می برند.
حال باید به دقّت توجّه کرد و با دیدة بصیرت و انصاف نگریست که آیا شیعه زیاده روی می کنند؟ یا اهل سنّت حق اهل بیت را ضایع نموده و مقام و جایگاه آنان را تا حد یک انسان عادی و معمولی تنزّل داده و در این حد دوستی آنان را ادعا می کنند، برای روشن شدن این موضوع باید به قرآن کریم و سخنان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مراجعه کنیم و از این دو منبع آسمانی و الهی کمک بگیریم. حق این است که شیعه دربارة محبّت اهل بیت علیهم السلام از خدا و پیغمبر اطاعت نموده و از کلام و دستور آنان پیروی می کنند، خداوند فرمود: بگو برای نبوتم از شما مزدی تقاضا نمی کنم مگر محبّت به نزدیکانم[3]. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: دوستی علی ایمان و دشمنی او کفر است[4]. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: هر که بر محبّت آل محمّد بمیرد شهید مرده است، هر که بر محبّت آل محمّد بمیرد آمرزیده مرده است، هرکه ...[5]. و نیز رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: ای علی تو در دنیا و آخرت سرور و آقایی، هر کس تو را دوست داشته باشد مرا دوست داشته و هر کس تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است، دوست تو دوست خدا و دشمن تو دشمن خداست، وای به حال کسی که تو را دشمن بدارد[6].
بنابراین چون شیعیان خدا و رسولش را دوست دارند به دستور و سفارش آنان اهل بیت پیامبر را نیز دوست دارند شیعیان همان چیزی را می گویند و به همان روایاتی عمل می کنند که اهل سنّت آنها را در مورد محبّت و دوستی اهل بیت از پیامبر اکرم نقل کرده اند که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره شد و براساس همین مقام و منزلت و جایگاه عظیم و رفیعی که خداوند به آنان عنایت نموده آنان را معیار حق و باطل و کشتی نجات امّت و ولایت آن ها را میزان و ملاک قبولی اعمال بندگان خود قرار داده است، برای پی بردن به اهمیّت موضوع به عنوان نمونه به چند روایت اشاره می شود:
1. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: ای علی، به خدا سوگند اگر مردی چندان به نماز و روزه پردازد تا مانند مشک خشکیده شود، نماز و روزة او جز با دوستی شما به حال او سودمند نیست، ای علی، هر که با دوستی شما به خدا توسّل جوید بر خداست که او را از درگاه خود نراند، ای علی هر که شما را دوست بدارد، و به دامان شما چنگ زند همانا به دست آویز محکم چنگ زده است[7].
2. خدای بزرگ فرموده است: علی پیشوای هدایت، چراغ تاریکی و حجّت بر اهل دنیاست، زیرا او بزرگترین فرق گذارنده (میان حق و باطل) است. و من به عزّت خود سوگند خورده ام که هر کس را که او را دوست بدارد و تسلیم او و اوصیای پس از او باشد به آتش دوزخ درنیاورم[8].
3. پیامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: سوگند به آن که جان محمّد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به دست اوست، اگر مردی هزار سال عبادت کند و هزار سال دیگر میان رکن و مقام به پرستش خدا پردازد ولی با انکار ولایت اهل بیت به قیامت وارد شود همانا خداوند او را به رو در آتش دوزخ می افکند،  ...[9].
4. علی ـ عليه السلام ـ فرمود: به خدا سوگند یک مرد باورمند به ولایت ما خاندان بهتر است از عابد هزار ساله، و اگر بنده ای خدا را هزار سال پرستیده باشد و با عمل هفتاد پیامبر به صحنه محشر وارد شود، خداوند از او نمی پذیرد مگر آن که ولایت ما خاندان را بشناسد و اگر نه خداوند او را بر بینی به دوزخ می افکند[10].
هم اکنون این سؤال مطرح است، با توجه به اهمیّت ولایت در پذیرش اعمال، آیا می توان گفت همة اهل سنّت مقصّر هستند؟
برای روشن شدن پاسخ توجه به مطالب زیر لازم است، از آن جا که اهل سنّت مانند پیروان همة مذاهب دیگر از نظر فرهنگ و سواد و دانش و همین طور از نظر موقعیت جغرافیایی و محیط زندگی و تعلیمات و آموزش های مذهبی و پای بندی به مقرّرات و اصول « در شرایط مساوی و یکسانی قرار ندارند، بر این اساس آن ها از نظر معرفت و شناخت، نسبت به ولایت اهل بیت و شناخت موقعیت و جایگاه آنان نزد خدا و پیامبر، به دسته های مختلف و گوناگون قابل قسمت و دسته بندی است:
1. گروهی از اهل سنّت اهل بیت و جایگاه آنها را در اسلام به خوبی و روشنی درک می کنند و می شناسند مانند معاویه و عمروعاص که می گفت: روزگار عقیم است که مانند علی فرزند بزاید، با وجود این از روی عنادو لجاج با اهل بیت دشمنی می ورزیدند، و از پذیرفتن ولایت آنان سرباز زده و با حق مقابله و نبرد می کنند، این گروه بدون هیچ شک و تردیدی به علت عناد آشکارشان با ولایت مستحقّ جهنم خواهند بود.
2. دستة دوّم کسانی هستند که قدرت و توان تحقیق و تفحّص از حقانیّت ولایت اهل بیت را دارند و اگر اقدام کنند، حق را می یابند و به حق می رسند، ولی برای به دست آوردن حقّ با وجود توانی که دارند اقدامی نکرده اند، این دسته مقصّر به حساب آمده و خداوند با آنان به عنوان مقصّر معامله خواهد کرد.
3. دستة دیگر کسانی هستند که به خاطر شرایط نامناسب فرهنگی و اجتماعی و جغرافیایی، به شناخت درست ولایت اهل بیت نرسیده اند، و زمینه شناخت هم برای آن ها میسّر نبوده، با وجود این اگر حق برای آنان معلوم می شد و به حق می رسیدند، حق را می پذیرفتند و از حق تبعیت می کردند، این دسته را نمی شود مقصّر دانست بلکه امر آنان با خداست و خداوند طبق عدالت خود با آنان عمل خواهد کرد.
در نتیجه می توان گفت همة اهل سنّت در مسئله قبولی ؟ مقصّر نمی باشند بلکه برخی از آنان قاصر به حساب می آیند و هر فردي اعم از سنّي يا غير مسلمان اگر در رسيدن به حق، قاصر باشد، مورد عذاب و کيفر قرار نمي گيرد.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: شبی که مرا به آسمان بردند، و من و جبرئیل ـ عليه السلام ـ به آسمان هفتم رسیدیم، جبرئیل گفت: جای من این جاست، آن گاه مرا در نور تاختن داد، تا به فرشته ای از فرشتگان خدا رسیدم که در چهره و نام علی در زیر عرش به سجده افتاده بود و می گفت: خداوندا علی و اولاد و دوستان و شیعیان او را بیامرز، و بر بد اندیشان و دشمنان و حسودان او لعنت فرست، که تو بر هر چیز توانایی[11].

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ ولاء ها و ولایت ها، مرتضی مطهری
2ـ بحث حول الولایه، سید محمد باقر صدر

پي نوشت ها:
[1] . علامه طباطبایی محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمة سید محمّد باقر همدانی 14/280، دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرسین حوزه علمیه قم، 1376ش.
[2] . همان ص279.
[3] . شورا 23.
[4] . قندوزی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة 1/173، دارالأسوه للطباعه و النشر،1416.
[5] . فخر رازی محمّد بن عمر، مفاتیح الغیب، 27/165، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1420ق.
[6] . حاکم نیشابوری محمّد بن عبدالله، مستدرک 3/128، دارالمعرفه، بیروت.
[7] . الرحماني ا لهمدانی احمد، الإمام علی بن ابی طالب، ترجمة حسین استاد ولی ص113، مرکز فرهنگی انتشارات منیر به نقل از الأربعون حدیثاً، شیخ منتجب الدّین ح9.
[8] . علامه مجلسی محمّد باقر، بحار الأنوار 27/113، دار احياء التراث العربی، بیروت، 1403.
[9] . الرحمانی الهمدانی احمد، الإمام علی بن ابی طالب، ترجمة حسین استاد ولی ص113، پیشین به نقل از کفاية الأثر 71.
[10] . نوری طبرسی میرزا حسین، مستدرک الوسائل 1/168، مؤسسة آل البیت ـ عليهم السلام ـ لإحیاء التراث، بیروت،1408.
[11] . علامّه مجلسی محمّد باقر، بحار الأنوار 39/97، دار احياء التراث العربی، بیروت، 1403.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :