امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
767
چه تفاوتي ميان اهل تسنن با شيعه در عقايد و اعمال وجود دارد؟

شيعه از نظر عقايد اسلامي و فقهي خود را وابسته به ائمه ـ عليهم السلام ـ مي داند. و امام را كسي مي داند كه از درياي علم پيامبر بهره مند و با عصمت و درايت به تفسير حقيقي اسلام و بيان سنت اصيل مي پردازد. و با استناد به حديث ثقلين كه اهل سنت نيز آن را روايت كرده اند، ائمه را ثقل و مفسري در كنار قرآن مي داند. و با چنين پشتوانه اي به آرامش برخورداري از اسلام ناب مي رسد. امّا اهل سنت برخلاف وصاياي قرآن و پيامبر، راهي جداگانه براي خود برگزيدند. كه ريشه در دلِ تاريخ سياسي بعد از رحلت پيامبر داشت. آنها از نظر كلامي (علم عقايد اسلامي) پيرو واصل بن عطا (80-180 هـ) و ابوالحسن اشعري (270-335 هـ) شدند. كه دسته اول به معتزله و گروه دوم به اشاعره مشهور شدند. بعدها اشاعره جهت تضعيف پايگاه اجتماعي معتزله، اصطلاح اهل سنت را براي خود برگزيدند.[1] پيروان معتزله بعدها توسط متوكل عباسي نابود شدند و از آن هنگام به بعد، اكثريت اهل تسنن تابع ابوالحسن اشعري مي باشند. امّا از نظر فقهي، هر بخشي از اهل سنت تابع يك پيشوا مي باشند. حنفي ها تابع ابوحنيفه (80-150 هـ) و مالكي ها از مالك بن انس (95-179هـ) و شافعي ها از شافعي (150-204 هـ) و حنبلي ها از احمد بن حنبل (165-241 هـ) تبعيت مي كنند. و به دليل اينكه ابوالحسن اشعري از نظر فقهي تابع شافعي بوده، اكثريت اهل تسنن پيرو شافعي هستند. فرقة وهابيت كه اخيراً در ميان اهل تسنن پيدا شده، پيروان محمد بن عبدالوهاب مي باشند كه وي تابع ابن تيميه حنبلي شامي بوده است. او مدعي شد كه برخي از افكار مسلمانها مثل اعتقاد به شفاعت و بعضي از كارهايشان مثل توسل جستن به پيامبران و اولياء الهي، شرك است. ولي ساير مسلمانها نظر وهابيت را ردّ نموده و اينگونه اعتقاد و اعمال را مخالف توحيد در عبادت نمي دانند.[2]

ريشة جدايي
از آنجا كه ريشه جدايي شيعه از اهل سنت، مسأله امامت مي باشد، ابتدا بحث كوتاهي درباره امامت بيان مي نمائيم.
قاضي ابوبكر باقلاني از بزرگان اشاعره دربارة امامت مي گويد: «امامت فقط با نص يا انتخاب بايد صورت پذيرد.» وي آنگاه وجود نص را به دليل اين كه چنين نصي به دست ما نرسيده است، باطل دانسته و تنها راه تعيين امامت را، انتخاب مردم مي داند.[3] ولي شيعه معتقد است كه امامان دوازده گانه براساس نصوصي كه از پيامبر و ائمه قبلي وجود داشته به امامت رسيده اند.[4] پس دربارة امامت، نص وجود داشته و نوبت به انتخاب مردم نمي رسد.
پس از امامت، اهل سنت دربارة برخي ديگر از مسائل مربوط به اصول عقايد، نگاه متفاوتي دارند كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
1. صفات خداوند: اهل سنت (اشاعره) معتقد به عدم وحدت صفات با ذات خداوند هستند. ولي شيعه به دليل برخورداري از ديدگاه بلند توحيدي، صفات خداوند را عين ذاتش دانسته و تعدد صفات با ذات را مخالف توحيد
مي داند.
2. عدل الهي: اهل سنت (اشاعره) قائلند كه تعابير عدل و ظلم در خدا راه نداشته و هر آنچه خداوند انجام دهد، عين عدل است. اين برداشت دربارة عدل الهي، در واقع به منزله انكار آن است. ولي شيعه معتقد است عقل انسان در برخي از موارد مي تواند زشتي يا زيبايي امري را تشخيص دهد و كار زشت از خداوند صادر نمي شود.[5]
3. عصمت انبياء: اهل سنت مي گويد خطاي پيامبران از روي سهو و فراموشي اشكال ندارد و پيش از نبوت، ارتكاب گناه كبيره نيز از آنها جايز است[6] ولي نظر اماميه اين است كه پيامبران معصوم بوده و هيچ گونه گناهي، خواه بزرگ باشد يا كوچك؛قبل از بعثت يا پس از آن، مرتكب نشده اند.[7]
همانطوري كه اهل سنت از نظر اعتقادي، نگاهي متفاوت با ديدگاه شيعه دربارة عقايد داشت، از نظر احكام فقهي و اعمال عبادي نيز در برخي موارد، متفاوت با شيعه عمل نموده كه به بعضي از اين موارد اشاره مي شود:
1. وضو. اهل سنت به هنگام وضوء، دستهاي خود را از پايين به بالا شسته و پاهاي خود را مي شويند. برخلاف شيعه كه دستها را از بالا به پايين (آرنج تا سر انگشتان دست) شسته و پاهاي خود را مسح مي كنند. اين اختلاف ناشي از تفسير آيه ششم از سورة مائده مي باشد، خداوند در اين آيه فرموده: «فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق»[8] صورت و دستهاي خود را تا آرنج بشوييد. اهل سنت مي گوييد كه چون آيه گفته دستها را تا مرفق بشوييد، پس بايد مرفق را انتهاي شستشو قرار داده و دستها را از پايين به بالا بشوييم، ولي شيعه مي گويد آيه صرفاً در صدد بيان مقدار شستشوي دست ها مي باشد و طبيعي است كه انسان دستهاي خود را از بالا به پايين مي شويد. در بخش ديگر همان آيه آمده: و امسحوا برؤوسكم و ارجلكم الي الكعبين[9]، سر را مسح و پاها را تا برآمدگي روي آن، مسح نماييد. تصريح اين آيه به روشني بر مسح سر و پاها دلالت مي كند نه شستن پاها كه اهل تسنن انجام مي دهند. و از نظر سنت، نبوي امام باقر ـ عليه السّلام ـ در حديثي از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ وضوي ايشان را به همان ترتيبي كه شيعه انجام مي دهند نقل نموده اند.[10]
2. سجده بر فرش: اهل سنت سجده بر فرش را جايز مي دانند، ولي شيعه سجده بر زمين و آن چه كه از آن مي رويد، به شرط اين كه خوردني و پوشيدني نباشد، جايز مي داند در حديثي از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه اهل سنت نيز آن را روايت كرده اند، آمده است و جعلت لي الارض مسجداً و طهورا،[11] براي من زمين محل سجده و پاك كننده (جهت تيمم) قرار داده شده است.
3. نماز خواندن در پنج زمان: اهل سنت نمازهاي روزانه را در پنج زمان جداگانه مي خوانند، ولي شيعه معتقد است نمازها داراي دو وقت اختصاصي و اشتراكي مي باشند و مي توان نماز ظهر را با عصر و نماز مغرب را با عشاء خواند. هر چند بهتر است هر يك از اين نمازها را به صورت جداگانه و در وقت فضيلت آن انجام دهيم. اهل سنت نيز از پيامبر نقل كرده كه ايشان اين نماز ها را در حالت عادي به صورت جمع خوانده است[12] و علت اين كار را راحتي امت خود دانسته است.[13]
د- نماز خواندن با دست هاي بسته: يكي ديگر از موارد جدايي اهل سنت از شيعه، نماز خواندن به صورت دست بسته مي باشد. در حالي كه اين گونه نماز خواندن از پيامبر نقل نشده است. و علي ـ عليه السّلام ـ از آن نهي نموده و مي فرمايد: لايجمع المسلم يديه في صلاته و هو قائمٌ بين يدي الله يشبه باهل الكفر من المجوس[14] مسلمان نبايد دست هاي خود را در نماز، در حالي كه در برابر خداوند ايستاده است، به روي هم قرار دهد، (چه اينكه با اين عمل) شبيه اهل كفر از مجوس شده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. عقايد تطبيقي، حسين، رجبي، انتشارات دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در امور اهل سنت، 1381.
2. منشور عقايد اماميه، جعفر سبحاني، مؤسسه امام صادق، 1376.

پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، بخش عدل الهي، صدرا، 68، ج 1، ص44.
[2] . جهت دستيابي به نقطه نظرات وهابيت و ردّ آن، رجوع شود سبحاني، جعفر، آئين وهابيت، انتشارات اسلامي.
[3] . باقلاني، التمهيد، ص 167-168، به نقل از تحقيقي در مسائل كلامي، السعد شيخ الاسلامي، اميركبير،63،  ص144.
[4] . اصول كافي، انتشارات مسجد چهارده معصوم، ج 2، كتاب الحجة، ص40.
[5] . مظفر، اصول فقه، ج1، ص 216، و نيز شهيد مطهري، عدل الهي، ص 6 و نيز علامه حلي، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 305.
[6] . شرح عقايد نسفي، ص 221.
[7] . ر.ك: شريف، سيدعلي، تنزيه الانبياء، ص 2، و نيز علامه حلي، انوارالملكوت، ص196.
[8] . مائده/6.
[9] . همان.
[10] . صدوق، علل الشرايع، قم، مكتبة الداوري، ص 279، باب190.
[11] . صحيح بخاري، كتاب تيمم، بيروت، دار ابن كثير، پنجم،1414 هـ ، ج 1، ص 128، حديث 2.
[12] . صحيح مسلم، بيروت، دارالكفر، دوم،1389 هـ ، ج1، ص 489، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر.
[13] . مالك، شرح زرقاني بر موطأ، بيروت، دارالكتب العلميه،1411 هـ ، ج 1، ص 413، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر و السفر.
[14] . وسائل الشيعه، اسلاميه، پنجم،1398 هـ ، ج 4، ص 1265، ابواب قواطع الصلاة و ما يجوز فيها، باب 15، حديث 7.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :