امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
702
آيا پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در تعيين امام نقش دارد، نظر سني و شيعه چيست؟

امامت در لغت به معناي پيشوايي و رهبري است و در اصطلاح علم كلام عبارت است از رياست همگاني جامعه در امور دين و دنيا[1] و از نگاه مكتب اسلام از جايگاه خاصي برخوردار است. در قرآن كريم در مورد اعطاي مقام امامت به حضرت ابراهيم آمده است «هنگامي كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگون آزمود و او به خوبي از عهده آزمايش برون آمد خداوند به وي فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم»[2]
امام باقر  ـ عليه السّلام ـ فرموده است: اسلام بر پنج چيز استوار است، نماز، زكات، حج، روزه و ولايت، زراره مي‌گويد پرسيدم از ميان آنها كدام برتر است، فرمود: ولايت برتر است زيرا ولايت كليد آنها است و صاحب ولايت راهنمايي به سوي آنها است.[3]
از ديدگاه مذهب شيعه چنين مقام و رياستي هنگامي مشروع خواهد بود كه از طرف خداي متعال باشد. و كسي كه اصالةً داراي چنين مقامي باشد معصوم از خطا در بيان احكام و معارف اسلامي و مصون از گناه خواهد بود. و در واقع امام معصوم همه منصب‌هاي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به جز نبوت و رسالت را دارد.
از ديدگاه شيعه امام برگزيده خدا است و خدا او را به چنين اصالتي شناخته و انتخاب و معرفي كرده است، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نقش استقلالي در تعيين جانشين خود نداشته بلكه آن را  به امر الهي، انجام دادند، زيرا اوست كه مي‌داند علم خدادادي و ملكه عصمت را به چه كسي عطا فرموده و اوست كه اصالةً حق ولايت بر بندگانش را دارد. و مي‌تواند چنين حقي را در مرتبه نازلتر به افراد واجدشرايط بدهد.
نقش پيامبر در تعيين امام فقط ابلاغ است زيرا بر حسب روايات متعدد پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ قبلاً مأمور شده بود كه امامت اميرمؤمنان را رسماً اعلام كنند ولي بيم داشتند كه مبادا مردم اين كار را حمل برنظر شخصي آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن سر باز زنند از اين رو در پي فرصت مناسبي بودند كه زمينة اين كار فراهم شود. تا اينكه آيه شريفه نازل شد: «اي پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملاً (به مردم) برسان و اگر نكني رسالت او را انجام نداده‌اي خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم نگاه مي دارد...»[4] با نزول آيه، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ دريافتند كه زمان مناسب فرا رسيده و تأخير بيش از اين، روا نيست، از اين رو در غديرخم به انجام اين وظيفه مبادرت ورزيدند.
اين موضوع را بزرگان اهل سنّت از هفت نفر از اصحاب رسول خدا نقل كرده‌اند: زيد بن ارقم، ابو سعيد خدري، ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاري، براء بن عازب، ابو هريره و ابن مسعود»[5].
از ديدگاه اهل سنت مسأله امامت به مردم واگذار شده به اين معني كه مردم مي‌توانند براي اداره جامعه اسلامي از ميان خويش شخصي را به عنوان امام انتخاب نمايند. قاضي ابوبكر باقلاني‌ مي‌گويد: «اثبات امامت از دو راه امكان دارد نص و انتخاب، اما راه نص تمام نيست زيرا اگر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كسي را به عنوان خليفه تعيين مي‌فرمود مردم به دستور وي گوش مي‌دادند بنابراين امام به وسيله آراي مردم و اهل حل و عقد انتخاب مي‌شود.»[6] غافل از اين كه اگر قاضي ابوبكر باقلاني به احاديثي همچون غدير، يوم‌الدار، منزلت و... توجه مي‌كرد در مورد نص بر امامت چنين نظر نمي‌داد.[7]
سعد‌الدين تفتازاني يكي از علماي بزرگ اهل سنت مي‌نويسد: «يكي از راه‌هاي اثبات امامت قهر و غلبه است بدين صورت اگر شخصي داراي شرايط امامت باشد و بدون بيعت  بر ديگران غلبه كند به حكومت مي‌رسد.»[8]
اهل سنت ويژگيهايي كه شيعيان براي امام قائل‌اند براي خلفا قائل نيستند آنها نه قائل به منصوب بودن امام از طرف خدا و پيامبر دارند و نه ادعاي علم خدادادي و ملكة عصمت براي خلفاء.
حاصل سخن اين كه شيعه معتقد است كه تعيين امام از جانب خداست و وظيفه پيامبر ابلاغ آن است اما اهل سنت تعيين امام را از شئون مردم مي‌دانند و با اين ترتيب رأي مردم را مي‌خواهند در برابر ارادة الهي قرار دهند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1 . ولايت در قرآن، آيت الله جوادي آملي.
2 . پيشوايي از نظر اسلام، آيت الله سبحاني.
3 . غديرخم و پاسخ به شبهات، عبدالصالح انتصاري.
 
پي نوشت ها:
[1]  . مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، ص 246، سازمان تبليغات، يازدهم 1373 ه .
[2]  . بقره، آيه 124.
[3]  . ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 1، ص 113، قم، دارالحديث، اول.
[4]  . مائده، آيه 67.
[5]  . آموزش عقايد، ص 360.
[6]  . باقلاني، ابوبكر، التمهيد، ص 167، بي‌تا، بي‌جا.
[7]  . ر.ك: رهبري امت، سبحاني، جعفر، ص 22-29، ناشر مؤسسه امام صادق  ـ عليه السّلام ـ ، قم، چاپ سوم، ونك، القصدة الاسلاميه (منشور الشيعه)، ص 83، 86، 87، 88، 89، چاپ مؤسسه امام صادق  ـ عليه السّلام ـ .
[8]  . تفتازاني، سعدالدين، شرح مقاصد، ج 5، ص 232، بي‌تا، بي‌جا.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :