امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
674
در مقابل كساني كه در مورد قدرت مطلقه خداوند ايجاد ترديد مي‌كنند و با مطرح كردن برخي سؤالات مانند اين كه آيا خداوند قادر است جسمي درست كند كه خودش نتواند آن را بلند كند كه از نظر آنها در هر صورت (مثبت يا منفي) توانايي خداوند محدود مي‌شود، چه جوابهايي را بايد داد و چگونه موضع گرفت؟

شايسته است قبل از جواب به اين سؤال عرض شود كه يكي از صفات كماليه خداي‌تعالي، صفت قدرت و قادر بودن است كه در آيات متعددي از قرآن به اين مسأله اشاره مي‌شود، از جمله:
1. ان الله علي كل شيء قدير؛ خداوند بر هر چيزي قادر است.[1] 2. ان الله يفعل ما يشاء؛ خداوند آن چه را بخواهد انجام مي‌دهد.[2] 3. و ما كان ليعجزه من شيء في السموات و لا في الارض؛ هيچ چيز او را عاجز نخواهد ساخت نه آن چيزهايي كه در آسمانها هستند و نه آنها كه در زمينند.[3]
و آيات بسيار ديگري كه دلالت بر قدرت بي‌انتهاي الهي مي‌كند. اجمالاً براي اين كه مقدمه‌اي فراهم شود براي جواب سؤال عرض مي‌كنيم: اين قدرت نامحدود خداوند تعالي شامل امورات ممكن مي‌شود، يعني خداوند تعالي قادر است بر خلق هر چيزي كه ممكن الوجود است، يعني امكان وقوعش در خارج هست. و امّا شبهه‌اي  فوق از جمله شبهاتي است كه از زمان‌هاي گذشته به صورت‌هاي مختلف در مورد قدرت خداي تعالي مطرح كرده‌اند از جمله اين كه:
آيا خداوند قادر است بر خلق مثل خودش؟ آيا خداوند قادر است كرة زمين را در تخم مرغي قرار دهد، بدون اين كه تخم مرغ بزرگ شود و يا زمين كوچك شود؟ آيا خداوند قادر است جسمي خلق كند كه قدرت بر جابجايي آن را نداشته باشد؟ و...
همة اين شبهات در يك جهت است، كه اگر جواب مثبت دهيم مستلزم يك امر محال و اجتماع نقيضين مي‌شود و اگر هم جواب منفي دهيم قدرت خداوند را محدود كرده‌ايم.
با توجه به مقدمه‌اي كه گذشت تا حدّي جواب روشن است، زيرا كه قدرت خداوند تعلق به امور شدني و ممكن الذات مي‌گيرد و هر آن چه غير ممكن و ذاتاً محال باشد از دائرة قدرت خداوند خارج است و اين نقص و ايراد به آن امر محال بر مي‌گردد نه به قدرت خداوند.
با يك مثال اين مطلب واضح‌تر مي‌شود، چنان چه شما به يك خياط ماهر و توانايي سفارش دهيد كه يك لباس لطيف و زيبايي از آجر براي شما بدوزد. و خياط در جواب شما بگويد من قدرت بر خياطي دارم امّا اين امر شدني نيست و ذاتاً محال است و اين نقص و ايرادي بر هنر من نيست، بلكه ايراد به موادي است كه سفارش داده‌ايد.
بنابراين شبهات مذكور در مورد قدرت خداوند از قسم محال ذاتي مي‌باشند، كه تحقق آنها در خارج امكان ندارد. زيرا كه عيب و ايراد از ناحية‌امري است كه ايراد مي‌كنند نه از ناحيه قدرت خداوند تعالي.[4]
محال ذاتي آن است كه تحقق آن در خارج مشتمل بر تناقض و اجتماع ضدّين هست چگونه مي‌توان تصور كرد كه خداوند كوهي را خلق كند در عين اين كه عظيم و سر به فلك كشيده است ولي بدون تغييري در تخم مرغ كوچكي قرار گيرد. يعني ما با اين سؤال اجتماع دو امر ضد در يك شيء واحد را از خداوند مي‌خواهيم. (كه تخم مرغ بزرگ نشود، كوچك هم نشود).
و يا اين كه خداوند مثل خودش را خلق كند، كه او هم واجب الوجود و قديم باشد، چنين فرضي ذاتاً محال است. زيرا خداوند اگر چيزي را خلق كرد آن شيء مخلوق است ديگر نمي‌تواند واجب الوجود و قديم باشد، لذا اين هم تناقض است كه يك چيز در عين اين كه مخلوق خداست مثل خدا قديم و ازلي باشد.
در پايان بحث زينت مي‌دهيم مطالب گفته شده را به بياني از امام موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ كه فرمود: هو القادر الذي لا يَعْجَز؛ خداوند قادري است كه عاجز نمي‌باشد.[5]

آيا معجزه با عقلانيت سازگار است؟
برخي معجزه را از امور خردستيز شمردند؛ در حالي كه معجزه نوعي تصرف الهي است. افعال الهي، گاهي بر اساس فعل و انفعالات علّي و قوانين متداول حاكم در جهان انجام مي پذيرد و گاهي مستقيم و بدون دخالت قوانين عادي تحقق مي يابد؛ مانند مستجاب شدن دعا يا شفا يافتن بيمار. پس معجزات، افعال مستقيم خداوند هستند كه گرچه ناقض قوانين طبيعي اند؛ ولي ناقض قوانين فلسفي و علت و معلولي نيستند. قوانين طبيعي از وقوع رخدادي تحت شرايط معين خبر مي دهند؛ ولي قوانين فلسفي از ضرورت رابطة علت تام و معلول حكايت مي كنند. از اين رو، معجزه از نظر فلسفي امكان پذير است و هم چنين با دقت بيشتري از نظر طبيعي هم ناممكن نيست؛‌زيرا تغيير شرايط معين به شرايط ديگري جهت وقوع رخداد در نظام قوانين طبيعي امكان پذير است؛ براي اين كه قوانين طبيعي، مصون از تحول و تغيير نيستند.[6]
از طرفي، وقوع وقايع معجزه آميز، به حدي در تاريخ بشريت رخ داده است كه اصل واقعيت معجزه را غير قابل انكار مي نماياند؛ وقايعي كه با اسناد موثق تاريخي گزارش داده شده و نيز وقايعي كه هر انساني در دوران معاصر مشاهده گر آنهاست.
خلاصة سخن آن كه واقعة معجزه از نظر فلسفي تبيين پذير است؛ ولي از نظر قوانين طبيعي فعلاً‌تبيين پذير نيست؛ و چه بسا با رشد علمي، وقوع معجزه در اثر تغيير شرايط، تبيين پذير علمي نيز باشد؛ در نتيجه خداوند معجزات را نه به عنوان افعال مستقيم و بدون قوانين طبيعي بلكه به صورت افعال همراه با قوانين طبيعي ناشناخته صادر مي كند و اما اين كه چرا اين گونه دخالت ها به نحو ضابطه مندتريا از سوي حق تعالي انجام نمي گيرد، شايد به جهت مصلحتي است كه علم نامحدود الهي از آن آگاه است و فهم ناقص ما بدان دست نمي يازد و همچنين شايد از آن روست كه معجزة ضابطه مند و مستمر، با نظام احسن سازگار نباشد؛ نظام طبيعي كه به عنوان گذرگاه مي خواهد خود را به جهان اخرت منتقل نمايد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. معارف قرآن، آيت الله مصباح يزدي، ج 1، ص 133.
2. الالهيات، آيت الله جعفر سبحاني، ج 1، ص 139.
3. بداية‌ المعارف، آيت الله خرازي، ج 1، ص 53.
4. عقايد اسلامي، مركز مديريت حوزة‌ علميه قم، ص 86.

پي نوشت ها:
[1] . بقره، 20.
[2] . حج، 18.
[3] . فاطر، 44.
[4] . برگرفته از كتاب معارف قرآن، آيت الله مصباح يزدي، ج 1، ص 135.
[5] . توحيد صدوق، ص 76.
[6] . مايكل پترسون و ديگران، عقل و اعتقاد ديني، ص 243.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :