امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1263
ادعای اصلی بهائیت چیست؟ و بغیر از ظهور و عدم ظهور امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ چه فرقی ما بین تشیع و بهائیت وجود دارد؟ و آیا بهائیت هم به فرق مختلفی تقسیم شده است؟

در مورد ادعای بهائیان چنین می توان گفت: بهائی به طرفداران میرزا حسین علی بهاء گفته می شود که ایشان نیز ادعاهای زیادی داشته به طوری که در اول کار خود را من یظهره الله خواند[1] و پس از مدتی مدعی پیامبری شد[2] که در این ادعای خود نیز پایبند نمانده و پس از مدتی خود را خدا خوانده و می گوید: «خدایان از اثر فرمان من خدا شدند و همه پروردگاران از حکم من پروردگار گشتند».[3]
علاوه بر این بهائیان مدعی اند که علی محمد باب یکی از پیامبران الهی بوده و چون مردم را برای ظهور پیامبر بعدی یعنی حسین علی بهاء آماده می کرده باب نامیده شده و هم چنین معتقد به خاتمیت نبوده و می گویند بعد از بهاء نیز پیامبرانی خواهد آمد. آنان مدعی تعالیم دیگری نیز می باشند به این بیان که 1ـ عکا قبله است. 2ـ منع نکاح با غیر بهائی. 3ـ جواز ربا گرفتن. 4ـ منع از طبع کتاب. 5ـ طهارت منی. 6ـ وجوب زیارت خانه سید باب در شیراز یا خانه خود بهاء در بغداد.[4] 7ـ ترک تقلید. 8ـ صلح عمومی و تحریم جنگ (در حالی که در چند مورد جاسوسی هائی که سران بهائی کرده اند موجب جنگ و کشتار زیادی شده اند).
ـ در مورد اختلاف تشیع و بهائیت می توان گفت که ما بین آنان هیچ وجه مشترکی وجود ندارد چون بهائیت اصلاً از دایره اسلام خارج بوده در این مقام به چند مورد از اختلافات اساسی آنان می پردازیم.
1ـ در عقاید شیعه و بلکه مسلمانان، دین اسلام دین پاینده و ثابت و تعلیمات آن جامع ترین و کامل ترین دستورها می باشد که برای افراد بشر مقرر شده است چنان چه خداوند در آیه 19 سوره آل عمران می فرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ» و در آیه 85 می فرماید: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» ولی در عقاید بهائی، اسلام آخرین دین نمی باشد و میرزا حسین علی بهاء خود نیز یک دین جداگانه آورده.
2ـ به عقیده بهائیان حضرت محمد ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ خاتم پیامبران نمی باشد امّا از دیدگاه دین اسلام و تشیع, بنابر نص قرآن مجید که می فرماید: « وَلَکن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ» او رسول پروردگار متعال و ختم کننده پیامبران است.[5]
آخرین و خاتم پیامبران است و پس از او هیچ پیامبری نخواهد آمد امّا بهائیان معتقدند علی محمد باب یکی از پیامبران بوده و حسین علی بها، نیز خود پیامبری بوده که دین جدیدی را آورده و چون خاتمیت در آئین بهائیت نمی باشد پس از باب و بها نیز پیامبرانی خواهد آمد.
3ـ قرآن که در نزد مسلمین آخرین کتاب آسمانی می باشد به ادعای بهائیان نسخ شده و بهاء آیاتی دیگر با کتابی متفاوت از قرآن را آورده.[6]
4ـ بهائيان بر خلاف مباني عقل و ضروريات اديان ابراهيمي توحيد و وحدانيت خدا را نيز زير سئوال برده و در اين راستا سید باب و میرزا بها ادعای الوهیت کرده و مردم را دوباره پس از چندین قرن مبارزه با بت پرستی دعوت به بت تراشی می کنند و خود را خداوند می نامند و می گوید همه خدایان از اثر فرمان من خدا شدند و همه پروردگاران از حکم من پروردگار گشتند.
5ـ در مورد قیامت نیز میان تشیع و بهائیان اختلاف است. در شرع مقدس اسلام قیامت عبارت است از برگشت روح به بدن و زنده شدن پس از مردن و حشر مردم برای دیدن نتیجه اعمال خوب و بد که در این جهان به جا آورده اند ولی در آئین بهائیت مقصود از روز قیامت چیز دیگری است چنان چه سید باب می گوید «روز قیامت از وقت ظهور شجره حقیقت (پیامبر) تا غروب آن می باشد مثلاً از روز بعثت حضرت عیسی تا عروج او قیامت موسی بود که ظهور الله در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزاء داد هر کس را که مومن به موسی بود.[7] و حسينعلی بها از محمد علی باب در این مورد پیروی کرده و با قیام خود قیامت اهل بیان را بر پا می کند و منظور از قیامت را قیام خود می داند. و بهشتیان کسانی هستند که به دین بهاء وارد شده و دوزخیان هم کسانی هستند که منکر بها شده اند.[8]
هر چند که بهائیت یک دین نیست.[9] و مانند دیگر ادیان نمی باشد ولی همانند سایر ادیان به فرقه ها و نحله های گوناگونی تقسیم می شود توضیح آن که: پس از مرگ حسین علی بهاء پسر ارشد او عباس افندی (عبد البهاء) جانشین او گرديد ولی برادرش محمد علی افندی با او مخالفت نموده و در ابتدای کار اکثر بهائیان از محمد علی پیروی کردند ولی در نهایت عباس افندی به کمک انگلیسي ها بر برادرش غالب شده و علت آن این بود که حسین علي بهاء جانشین خود را عباس افندی و بعد از او علی افندی را معرفی کرده بود ولی پس از مدتی که اواخر عمر عباس افندی بود به وصیت پدر مبنی بر جانشینی برادرش محمد علی افندی بعد از او عمل نکرده و نوه دختری خود شوقی افندی را جانشین خود معرفی کرد که اولین انشعاب در بهائیت از این جا شروع شد و فرقه دیگر آن توسط چارلز میسن ریمی که قبل از مرگ شوقی افندی به ریاست بیت العدل معین شده بود تشکیل و به نام بهائیان ارتدکس مشهور گشت. فرقه دیگر آن که اکثریت بهائیان را در بر می گیرد و به سرپرستی روحیه ماکسول همسر شوقی افندی می باشد بیت العدل هست که پس از بر کنار شدن چارلز میسن، روحیه ماکسول رئیس آن شد.
فرقه دیگر بهائیت فرقه سهرابی یا سهرابیان به رهبری احمد سهراب یکی از یاران عبد البهاء می باشد. و فرقه دیگری نیز در شرق آسیا به رهبری جمشید معانی که خود را اسماء الله می نامد تشکیل شده، علاوه بر این فرقه ها طریقه های جزئی دیگری نیز در آئین بهائی ظهور کرده و انشعاب یافته اند مانند: ناقضین ـ ثابتین.[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی.
2ـ پژوهشی نو و مستند درباره بهائی گری، ماجرای باب و بهاء، مصطفی حسینی طباطبائی.
3ـ بهائی چه می گوید، مرتضی آخوندی.
4ـ دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی، ویلیام هاجر و دوگلاس مارتین، ترجمه پریوش سمندری و روح الله خوشبین.
5ـ آشنائی با فرق و مذاهب اسلامی، رضا برنجکار.

پي نوشت ها:
[1] . فضائی، یوسف، تحقیق در تاریخ و عقاید شیخی گری، بابی گری، بهائی گری و کسروی گرايی، تهران، انتشارات آشیانه کتاب، 84، چاپ دوم، ص 170.
[2] . محاکمه و بررسی باب و بها، مولف ح ـ م ت. تهران 1344، چاپ سوم، صفحه 47.
[3] . همان، صفحه 65.
[4] . همان، صفحه 139.
[5] . احزاب / 40.
[6] . محاکمه و بررسی باب و بها، صفحه 178.
[7] . محاکمه و بررسی باب و بها، ص 98.
[8] . تحقیق در تاریخ عقاید، شیخی گری، بابی گری، بهایی گری و کسروی گرایی، ص 219.
[9] . هدائی، ابو تراب، بهائیت دین نیست، انتشارات فراهانی، چاپ سوم.
[10] . تحقیق در تاریخ و عقاید، شیخی گری، بابی گری، بهائی گری، کسروی گرائی، ص 205.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :