امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
684
«شيعه» پيروان علي ـ عليه السّلام ـ و اهل تسنن پيروان سنّت پيامبرند، پس مي‌توان گفت كه تعارضي بين اين دو وجود ندارد، و درمسايل فقهي هر كسي مي تواند از هر مذهبي كه دوست دارد ‌با دليل صحيح و بدون تعصب پيروي كند، مهم اين است كه وحدانيت خدا و صفات او را قبول داشته باشد؟

به دليل اين كه پرسش جنبه‌هاي مختلف و متعدد دارد، بايد در چند محور طرح و بررسي شود:
1. گرچه كلمه شيعه و سني به معنايي كه در سؤال مطرح شده اطلاق مي‌گردد، امّا تفاوت‌هايي مهم و اساسي ميان آنها وجود دارد كه در كلام برخي از كارشناسان بزرگ دراين باره آمده است: آغاز پيدايش شيعه را كه براي اولين بار به شيعه علي ـ عليه السّلام ـ معروف شدند همان زمان حيات پيامبر اكرم بايد دانست. جريان ظهور و پيشرفت دعوت اسلامي در بيست و سه ساله بعثت موجبات زيادي در برداشت كه طبعاً پيدايش چنين جمعيتي را در ميان ياران پيامبر اكرم ايجاب مي‌كرد. هواخواهان و پيروان علي ـ عليه السّلام ـ نظر به مقام و منزلتي كه آن حضرت پيش پيغمبر اكرم و صحابه و مسلمانان داشت مسلم مي‌داشتند كه خلافت و  مرجعيت پس از رحلت پيغمبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از آن علي ـ عليه السّلام ـ مي‌باشد و ظواهر اوضاع و احوال نيز ـ جز حوادثي كه در روزهاي بيماري پيغمبر اكرم به ظهور پيوست ـ نظر آنان را تأييد مي‌كرد. ولي برخلاف انتظار آنان، درست در حالي كه پيغمبر اكرم رحلت فرمود و هنوز جسد مطهرش دفن نشده بود و اهل بيت و عده‌اي از صحابه سرگرم لوازم سوگواري بودند، عده‌اي ديگر كه بعداً اكثريت را بردند با كمال عجله خليفه معين نمودند و علي و يارانش را در برابر كاري انجام يافته قرار دادند. هواداران علي از آن كار انتقاد نموده‌اند، امّا اثر نكرد و بدين ترتيب مسلمانان به دو گروه اقليت و اكثريت تقسيم شدند. و پيروان علي ـ عليه السّلام ـ را به همين نام (شيعه علي) به جامعه شناسانيد.[1]
شيعه كه بر اصل اسلام و متعهد به سفارشات رسول خدا باقي مانده بودند بعد از علي ـ عليه السّلام ـ به امامت يازده فرزندش معتقداند و ديگران را غاصب حقوق اهل بيت مي‌دانند، در حالي كه اهل سنّت ابوبكر و عمر و عثمان و بعد علي ـ عليه السّلام ـ و بعد از ايشان معاويه و بعد از آن سلسله بني‌اميه و بني‌مروان و بني‌عباس را خليفه برحق مي‌دانند. پس از جهت پيدايش و استمرار، تضاد و تعارضي فراوان ميان شيعه و سني وجود دارد.
2. به طور يقين شيعه علي ـ عليه السّلام ـ ، پيرو سنّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و اگر كسي پيرو سنّت پيامبر نباشد، هرگز شيعه واقعي علي ـ عليه السّلام ـ نيست، پس هر شيعه واقعي پيرو سنّت پيامبر است. زيرا مهم‌ترين سنّت كه از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ باقي مانده و بيش از هر چيز ديگر در حفظ و بقاي اسلام مفيد و مؤثر است،‌ مسأله امامت و ولايت است وچون شيعيان اين اصل اساسي را به طور كامل زنده نگاه داشته است، ‌لذا در پيروي از سنّت پيامبر اكرم از ساير مذاهب اسلامي جلوتر است  و جاي ترديد نيست كه عدم پذيرش ولايت و امامت كه مهم‌ترين سنّت پيامبر اكرم است، سبب مي‌شود كه انسان پيرو واقعي سنّت پيامبر نباشد. و بدين معنا نام  سني را بر شيعه مي‌توان اطلاق نمود. گرچه در اصطلاح معروف كلامي و محاورات علمي و عمومي چنين اصطلاحي به كار برده نمي‌شود. امّا عكس آن صحيح نيست، يعني هر سني گرچه از برخي جهات خوب باشد، ولي چون امام علي ـ عليه السّلام ـ را خليفه بلافصل پيامبر نمي‌داند، نمي‌تواند شيعه ناميده شود،‌البته مسلمان بر آن اطلاق مي‌گردد؛ چرا كه در اصل اسلام، تفاوتي ميان شيعه و سني نيست، لذا يكي از علماي شيعه در اين باره گفته است: «داخل شدن انسان در دايره اسلام مرهون اقرار به شهادتين و تصديق به توحيد و رسالت است بنابراين مسلمانان در همه نقاط عالم برادر هستند و اقرار به توحيد و رسالت سبب مي‌شود كه خون، ناموس و اموال آنان محترم و ذبيحة آنان حلال باشد.»[2]
3. گرچه همه معارف و اعتقادات اسلامي به نحوي به توحيد بر مي‌گردد و توحيد اساس اسلام و اديان ديگر آسماني است؛ امّا هرگز اين چنين نيست كه فرق و تفاوتي ميان شيعه بودن و سني بودن نباشد و هر كدام در صورت عمل به مسايل فقهي بر اساس مذهب خود مسلمان كامل و واقعي تلقي شوند؛ چرا كه گذشته از توحيد و پذيرش وحدانيت الهي، ساير امور اعتقادي نيز نقش تعيين كننده در مسلمان واقعي بودن انسان دارند.
به سخن ديگر، مسأله مسلمان بودن شخص، بايد از دو منظر فقهي و كلامي مورد توجه قرار گيرد. بدين بيان كه از نظر فقهي گرچه انسان با گفتن كلمه شهادتين (اقرار به توحيد و نبوت پيامبر خاتم) مسلمان محسوب مي‌شود و همه احكام مسلمان بودن بر او مترتب است، امّا از نظر كلامي تنها گفتن كلمه شهادتين كفايت نمي‌كند. بر اساس باورهاي مذهب شيعه اقرار به توحيد و نبوت و معاد و پذيرش ساير احكام بايد همراه با پذيرش ولايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ باشد و گرنه مسلمان واقعي محسوب نمي‌شود و در حديث معروف سلسلة الذهب نيز به اين نكته اشاره شده است، وقتي حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مي‌خواست از نيشابور بيرون برود، مردم از او تقاضا نمودند كه كلامي براي آنان بيان كنند، حضرت فرمود: از پدرم موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ شنيدم و او از پدرش جعفر بن محمد ـ عليه السّلام ـ و او از پدرش محمد بن علي ـ عليه السّلام ـ و او از پدرش علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ و او از پدرش حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ و او از پدرش اميرمؤمنان علي بن ابيطالب ـ عليه السّلام ـ شنيد كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: از خداوند شنيدم كه فرمود: لا اله الّا الله، دژ من است، و هر كسي داخل اين دژ بشود،‌از عذاب من در امان است، وقتي كاروان حركت كرد، حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ صدا زد و فرمود: بشرطها و شروطها و انا من شروطها.[3] يعني پذيرش ولايت اهل بيت از شروط پذيرش توحيد است.
4. امامت در مكتب تشيّع جزء اصول دين بوده، و در رديف توحيد و نبوت و معاد قرار دارد و وظايف امامت در اين مكتب، امتداد وظايف رسالت پيامبر مي‌باشد و امام به همان وظايفي كه برعهده پيامبر بوده قيام مي‌كند و همه را انجام مي‌دهد، ‌شيعه، مقام امامت را يك منصب الهي دانسته و معتقد است كه امام بايد از جانب خدا، منصوب و معيّن گردد، در مكتب تشيع فلسفه بعثت انبياء با فلسفه نصب و تعيين امام از طرف خدا يكي است.[4]
5. علاوه بر آنچه گذشت، شيعه در بسياري از مسايل ديگر نظير تفسير و بيان معارف توحيدي، برخي از اوصاف پيامبر، احكام فقهي و عملي و مانند آن، اختلافات اساسي با اهل سنّت دارد. پس نمي‌توان گفت تفاوتي بين شيعه و سني نيست.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مطهري، مرتضي، امامت و رهبري.
2. سبحاني، ‌جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي.
3. جعفر سبحاني، اضواء علي عقايد الشيعه الاماميه، نشر دار مشعر، سال 1421 ق.
4. حسيني تهراني، سيد محمد، امام شناسي، نشر حكمت، سال 1418 ق.

پي نوشت ها:
[1] . طباطبايي، محمد حسين، شيعه در اسلام، نشر دفتر انتشارات اسلامي، 1373 ش، ص28.
[2] . سبحاني‌، ‌جعفر، رسايل و مقالات، نشر مؤسسه امام صادق، 1419 ق، ص229.
[3] . صدوق، عيون اخبار الرضا، تهران، نشر جهان، ج2، ص135.
[4] . سبحاني‌، ‌جعفر، الهيات و معارف اسلامي، نشر مؤسسه امام صادق، 1372 ش، ص345.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :