امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
633
فلسفه بناي قبر و گنبد و زيارتگاه براي امامان شيعه چيست؟

براي روشن شدن جواب به نكاتي اشاره مي شود:
1ـ اسلام در مناطق مختلفي راه يافته كه هر كدام داراي فرهنگ وآداب و رسوم خاصي مي باشند موضع اسلام در قبال آنها اين است كه اگر مصداق كارهاي حرام و يا شرك و... نبوده آنرا پذيرفته است علي (ع) مي فرمايد: «و لا تنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الامة...»[1] و سنت شايسته اي را كه اين امت بدان عمل كرده اند و بر اساس آن اتفاق نظر به وجود آمده و كار مردم بدان سامان يافته است بر هم مزن و بدعتي مگذار كه به سنتها و آيين هاي گذشته لطمه زند كه در نتيجه پاداش آن از بنيانگذاران سنت و وبال و گناه آن، بر گردن تو خواهد بود.
2ـ عناوين كارها و افعال انسان دو نوع است. الف) يك نوع افعالي است كه قبح آن ذاتي است مثل ظلم، و شرك و امثال اينها ب) نوع دوم افعال قبح يا حسن آن به نيت و قصد فاعل بستگي دارد مثلاً اگر كسي جلوي پاي كسي بلند شود قصد تعظيم داشته باشد مي شود احترام و تكريم، و اگر قصد اهانت داشته باشد مي شود تحقير و توهين در روايات زيادي اين عنوان را داريم كه «انما الاعمال بالنيات»[2]كارها فقط بستگي به قصد و نيت انسان دارد. اشاره به نوع دوم از كارهاي انسان است.[3]
بعد از اين مقدمه جواب اين است كه در قرآن و روايات فلسفه اين كار صراحتاً بيان نشده است ولي از چند طريق مي توان حكمت و فلسفه اين كار را استفاده نمود.

الف) از آيات قرآن:
1ـ بناي قبر و گنبد و زيارتگاه، تعمير و حفظ قبور اولياء، تعظيم شعائر الهي است. قرآن مجيد تعظيم شعائر الهي را نشانه تقواي قلوب و تسلط پرهيزكاري بر دلها مي داند، آنجا كه مي فرمايد: «و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب»[4] هر كس شعائر الهي را تعظيم و تكريم كند آن نشانه تقواي دلهاست. شعائر جمع «شعيره» به معني علامت و نشانه است و مفسران تفسير كرده اند به «معالم دين الله» يعني نشانه هاي دين خدا.[5] اگر كعبه و صفا و مروه از شعائر الهي است «ان الصفا و المروة من شعائر الله»[6] و قرباني شتر «و البدن جعلناها لكم من شعائر الله»[7] از شعائر الهي شمرده است و همچنين مني و عرفات كه همگي جمادند و سنگ و گلي بيش نيستند به خاطر ارتباط با آئين خدا جزء «شعائر» مي باشند و هر كدام به تناسب موقعيت خود تعظيم و بزرگداشتي دارند، چرا اولياء الهي كه ناشران آئين خدا و حافظان دين او و آنچه كه وابسته به آنها است جزء شعائر نباشند.[8]
2ـ بناي قبر و گنبد و تعمير آن، نوعي اظهار محبّت و مودّت به ذوي القربي و ائمه (ع) است قرآن مي فرمايد «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ »[9]؛ بگو من بر رسالت مزد و اجراي جز ابراز علاقه و دوستي به خويشاوندانم نمي خواهم. يكي از راه هاي ابراز علاقه به خاندان رسالت بناي قبور، تعمير و حفظ آنها است. مخصوصاً اگر با اين نيت بنا شود كه به آنها اظهار محبت نموده باشد. در حالي كه اين رسم در ميان تمام ملل جهان نيز وجود دارد و همگي آن را يك نوع اظهار علاقه به صاحب قبر مي دانند.
3ـ هماهنگي با امت هاي پيشين در بزرگداشت بزرگان از راه بناي قبر و تعمير زيارتگاه كه بنای عقلاء بر آن است در دين اسلام ملاحظه شده است. پس از آيات قرآن استفاده مي شود كه احترام به قبور افراد با ايمان يك نوع امر رائج در ميان ملل قبل از اسلام بوده است كه درباره اصحاب كهف اظهار نظر نمودند، 1ـ « ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا ً» بر روي قبر آنان بنائي بسازيد. 2ـ « قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا ً»[10] گروه ديگر كه در اين كار پيروز شده بودند گفتند مدفن آنان را مسجد انتخاب كنيم، قرآن هر دو نظر را نقل مي كند بي آنكه از آنها انتقاد كند، در هر حال اين دو نظر حاكي است كه يكي از طرق بزرگداشت اولياء و صالحان بناي قبور، و حفظ مدفن آنان بوده است.
4ـ بناي قبر وگنبد، مصداق ترفيع خانه هاي است كه خداوند خواسته آنها رفعت داشته باشند « فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ »[11]؛ اين نور و مصباح در خانه هايي است كه خدا اذن داده است كه رفعت يابد و نام خدا در آنجا گفته شود مرداني كه بازرگاني و داد و ستد آنها را از ياد خدا باز نمي دارد صبح شام او را در آن بيوت تسبيح مي گويند. اگر مقصود رفعت ظاهري باشد به روشني گواهي مي دهد كه خانه انبياء و اولياء كه مصداق حقيقي و واقعي اين «بيوت» مي باشند در هر حال شايسته تعمير و آبادي است و اگر مراد «رفعت» معنوي باشد نتيجه آن اين است كه خدا اذن داده است كه اين نوع خانه ها مورد احترام قرار گيرند، و يكي از مظاهر احترام ساخت بناي قبر و گنبد و زيارتگاه، تعمير و كوشش در تميزي و نظافت آنها است[12] در روايتي آمده، كه پيامبر (ص) اين آيه را خواند، ابابكر گفت: آيا اين خانه (اشاره به خانه علي و فاطمه) از آن خانه ها است؟ فرمود «نعم من افاضلها» بلي از مهمترين و با فضيلت ترين آنها است.[13]

ب) امت اسلامي و حفظ قبه ها و تعمير قبور:
روزي كه اسلام كم كم به قسمت مهمي از خاورميانه راه يافت، در آن روز قبور پيامبراني كه مدفن آنان شناخته شده بود سقف و سايبان بلكه قبه و بارگاهي داشت و هم اكنون قسمتي از قبر آنان به همان شكل باقي است، در خود مكه قبر اسماعيل و مادر او «هاجر» در حجر قرار گرفته، قبر دانيال در شوش و هود و صالح و يونس و ذوالكفل در عراق و قبور پيامبراني مانند ابراهيم خليل، اسحاق، يعقوب و يوسف كه همگي را حضرت موسي از مصر به بيت المقدس آورد، در قدس اشغالي است و همگي داراي علامت و نشانه و بنا مي باشند و قبر «حوا» در جده كه آثار آن پس از تسلط سعودي ها از بين رفت. روزي كه مسلمانان اين بلاد را فتح كردند وجود اين ابنيه و قباب در برابر انظار علماء و سران اسلام هرگز باعث ناراحتي آنها نشدند و فرمان تخريب آنها را صادر نكردند، بلكه آنان با عقل خدادادي خود حفظ آثار پيامبران را يك نوع اداي احترام به آنان دانسته و خود را با انجام اين كار مأجور و نيكوكار مي انديشند.
5ـ پس حكمت اين شد كه بناي قبور و بارگاه و حفظ آنها نوعي هماهنگي با رفتار مسلمانهاي پيشين است.
6ـ بناي قبور و زيارتگاه و حفظ آنان نشانه اصالت دين اسلام است. آئين اسلام ابدي است نسل هايي بعدي بايد به اصالت آنان مؤمن باشند، لذا براي تأمين اين هدف بايد تمام آثار رسالت را حفظ كرد، لذا مردم در دوران رسالت حضرت تمام خصوصيات زندگي او را ضبط كرده اند تا آنجا كه خصوصيت انگشتر و كفش و مسواك و شمشير و زره و نيزه و اسب و حتي چاه هائي كه از آن آب آشاميده و خصوصيات محاسن و خضاب او را و... ياد داشت كرده اند و هم اكنون قسمت از اين آثار باقي است.[14]
7ـ ساختن قبور و قبه و... باعث رفت و آمد در محل قبر بزرگان و امامان و حفظ ارتباط روحي با آنان مي شود علاوه بر عنايت هاي كه در آن مكان ها به انسان مي شود.
8- استفاده زائرين از سايه گنبد و بارگاه، جهت حفظ از سرما و گرما در حال عبادت، خواندن قرآن و دعا حتماً مطلوب است[15] با اين همه فوائد جا داشت كه وهابيت اين همه حرمت شكني نمي كردند، و در حمله به كربلا قبر امام حسين (ع) را تخريب نمي كردند، و همچنين در دو نوبت گنبد و بارگاه قبور ائمه (ع) بقيع را از بين نمي بردند.[16] با اينكه خود قبول دارند كه گنبد و بارگاه سازي عموميت جهاني دارد و شرق و غرب عالم را فراگرفته است[17] و اگر هدم قبور واجب بود، اصحاب اول سقف حجره پيامبر (ص) را خراب مي كردند، بعد حضرت، را در آن دفن مي كردند، و يا بعد از دفن تخريب مي كردند.[18]
خلاصه اين شد كه اولا: بناي قبور و گنبد تعظيم شعائر الهي است. ثانياً: نوعي اظهار محبت و مودت به ذوي القربي و ائمه (ع) مي باشد. ثالثاً: نوعي هماهنگي با امت هاي پيشين به حساب مي آيد. رابعاً: مصداق ترفيع خانه هاي است كه خدا خواسته رفعت داشته باشند. خامساً: نوعي هماهنگي با رفتار مسلمانهاي صدر اسلام و بعد از آن مي باشد. سادساً: نشانه اصالت دين اسلام است. سابعاً: باعث پاكي و طهارت حفظ ارتباط روحي با ائمه (ع) اظهار مي شود. ثامناً: مانع از آلودگي ظاهري توسط انسانهاي ناباب و حيوانات مي شود. تاسعاً: باعث راحتي زائرين و استفاده آنها از سايه گنبد براي حفظ از سرما و گرما مي شود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آئين وهابيت، جعفر سبحاني.
2. الزياره في الكتاب و السنه، جعفر سبحاني.

پي نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه، نامه 53، عهد نامه امام (ع) به مالك اشتر.
[2] . الحر العاملي، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه، دار احياء التراث العربي، چاپ چهارم، 1391، ج1، ص34، روايت 7 و روايات زياد ديگر قبل و بعد از اين روايت.
[3] . سبحاني، جعفر، آئين وهابيت، چاپ پنجم، 1372، ص38.
[4] . حج/32.
[5] . طبرسي، مجمع البيان، دار المعرفة، چاپ دوم، 1408 هـ ق، 1988م، ج7، ص133.
[6] . بقره/158.
[7] . حج/36.
[8] . برگرفته از آئين وهابيت، ص46.
[9] . شوري/23.
[10] . كهف/21.
[11] . نور/37ـ36.
[12] . برگرفته از آئين وهابيت.
[13] . همان، ص51، به نقل از الدار المنثور، ج57، ص50، ذيل آيه ي 36 نور.
[14] . آئين وهابيت، ص55، كه از طبقات ابن سعد، ج1، ص360ـ503 نقل نموده است.
[15] . امين، سيد محسن، كشف الارتياب في اتباع محمد بن عبدالوهاب، بيروت، دارالكتاب الاسلامي، 1410، ص306.
[16] . همان، ص287.
[17] . همان، ص289.
[18] . همان، ص307.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :