امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
654
با توجه به حقانيت شيعه، چرا كنفرانس بررسي حقانيت مذاهب اسلامي با شركت كليه مذاهب و فرق تشكيل نمي شود و از مباهله با معجزه امامان معصوم استفاده نمي شود؟

كنفرانس حقانيت مذاهب در ذات خود پيشنهاد خوب و جالبي است ولكن شرايط و چالش هايي كه امروز جهان اسلام با آن مواجه است نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. بديهي است در موقعيت فعلي كه كشورهاي اسلامي مورد هجمه هاي فرهنگي، سياسي و نظامي  آمريكا و بستگان شان قرار دارند و هر روز به بهانه هاي واهي سرزمين هاي اسلامي را يكي پس ازديگري به اشغال خود در مي آورند. و مي خواهند اساس اسلام را از بين ببرند؛ كنفرانسي با هدف بررسي حقانيت مذاهب قطعاً به مصلحت نيست و باعث اختلاف بيشتر بين مذاهب اسلامي مي گردد و اين چيزي است كه دشمنان اسلام در پي آن مي باشند.
ثانياً: اثبات حقانيت شيعه در چنين كنفرانسي الزاماً به معناي اختيار نمودن مذهب شيعه از طرف مخالفان نيست، زيرا چه اينكه در طول تاريخ مناظرات مختلفي بين علما و بزرگان شيعه با مخالفين واقع شده و در آنها حقانيت شيعه به طور واضح براي آنها به  اثبات رسيده، ولي در عين حال آنها از مذهب خويش دست برنداشته اند. از جمله مي توان به مناظره كتبي بين سيد شرف الدين[1]يكي از علماي برجسته شيعه و شيخ سليم بشري مالكي رئيس جامعه الازهر اشاره نمود كه مجموع نامه هاي رد و بدل شده از طرف آن دو تحت  عنوان«المراجعات» تدوين و بارها در ايران و مصر به چاپ رسيده است.
در اين كتاب سيد شرف الدين با دلايل متقن و براهيني كه ارايه مي‌دهند، راه هاي فرار از حقيقت را بر رئيس دانشگاه الازهر سدّ مي كند تا جايي كه او از جواب عاجز مي ماند در عين حال از اعتراف به حقانيت شيعه سرباز مي زند.
همچنين سال گذشته از طرف تلويزيون ماهواره اي«المستقله» كه به طور مستقيم پخش مي گرديد، مناظره اي بين علماي شيعه و اهل سنت برگزار شد كه در حدود يك ماه طول كشيد، در تمام مباحث مطرح در اين مناظره شيعيان پيروز ميدان بودند و آنها در برابر دلايل شيعيان چيزي قابل ارايه نداشتند، حتي از طرف شيعيان با قاطعيت اعلان مباهله نيز داده شد ولي نتيجه اين كار ها منجر به پذيرش حق از سوي آنها نشد، و نيز در شبكه جهاني اينترنت هر روز مناظراتي مختلف در موضوعات گوناگون اعتقادي، فقهي و تاريخي انجام مي گيرد، و مخالفين شيعه به جاي تفكر وانديشه در معارف و حقانيت شيعه به مغالطه، دروغ و افتراء متوسل مي گردند.
در رابطه با معجزه ائمه ـ عليهم السّلام ـ شكي نيست كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ داراي معجزات و كراماتي بوده اند كه دليل بر حقانيت آنها مي باشد. و هيچ كس به آنها نمي رسد. امام علي ـ عليه السّلام ـ فرموده است:«نحن اهل البيت لا يقاس بنا احد»[2]هيچ كس به ما اهل بيت قياس نمي شود.
بهترين شاهد كتاب شريف نهج البلاغه مي باشد. ابن ابي الحديد سني در شرح يكي از خطبه ها مي گويد:«به آن مبدئي كه امتها به آن سوگند ياد مي كنند قسم ياد مي كنم كه من اين خطبه را از پنجاه سال پيش تاكنون بيش از هزار بار خوانده ام و هر بار كه مي خوانده ام برايم تازگي داشت و مطلب جديد و موعظه تازه اي در قلبم پديد مي آورد.
همو مي گويد: اگر تمام فصحاي عرب در جايي جمع باشند و اين خطبه بر‌آنان قرائت شود شايسته است همگي به خاك افتاده و سجده كنند.[3]
برخي از علما و دانشمندان اهل سنت در فضايل ائمه  ـ عليهم السّلام ـ كتاب هاي نوشته و به طور كلي فضايل و مناقب ائمه ـ عليهم السّلام ـ را انكار نمي كنند.
مشكل اساسي اين است كه بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كساني كه حق خلافت را از امام علي ـ عليه السّلام ـ گرفتند و غصب نمودند، در ابتدا براي جلوگيري از نشر فضايل و سفارشات پيامبر در حق آنها، مانع نشر احاديث پيامبر گرديدند.[4] سپس در برابر هر حديثي كه از پيامبر در فضايل ائمه ـ عليهم السّلام ـ رسيده بود، دست به جعل احاديث در فضايل دشمنان آنها زدند، بنابراين متون روايي اهل سنت همانگونه كه فضايل اهل بيت در آنها آمده؛ راجع به دشمنان اهل بيت نيز مطالب بي اساس زيادي موجود است و حتي براي دشمنان اهل بيت كراماتي نيز جعل نموده اند: در مورد عمر خليفه دوم گفته شده كه: زماني رود نيل در مصر از حركت بازماند و متوقف شد با نامه خليفه عمر بن خطاب جاري گشت!![5]
در نتيجه با توجه به متوني كه اهل سنت در اختيار دارند و معتقدند هر چه در آنها ذكر شده قول رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوده و صحيح و معتبر مي باشد، حق و باطل بر آنها مشتبه شده است و هدايت آنها كاري بس دشوار و مشكل است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. عقايد تطبيقي، حسين رجبي.
2. آشنائي با ديدگاههاي مذاهب اسلامي، مؤسسه آموزشي پژوهشي مذاهب.

پي نوشت ها:
[1] . به زودي كنگره بزرگداشت آن شخصيت بزرگ در ايران و لبنان برگزار مي گردد.
[2] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، الوفا،1404ق، ج26، ص225.
[3] . ابن ابي الحديد، عبدالحميد، شرح نهج البلاغه، بيروت، مؤسسه اعلمي،1415 ق، ج3، ص51.
[4] . ابن كثير، البداية و النهايه، بيروت، داراحياء العربي، 1408 ق، ج8، ص107.
[5] . نسفي، عمر، شرح عقايد نسفي، پيشاور، مكتبة العلوم الاسلاميه، ص106، بي تا.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :