امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
755
آيا به کار بردن جملاتي مانند (علي الله) براي اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ شرک محسوب مي شود يا نه؟

در پاسخ به اين سئوال به دو نکته اشاره مي نماييم:
الف) شرک که در مقابل توحيد است در يک تقسيم بندي جامع و دسته بندي کلي، دو نوع مي باشد:
1. شرک اعتقادي و اين که انسان از نظر عقيده موحد نباشد و قائل به شريک به هر شکلي براي خداوند يکتا باشد.
2. شرک عملي و اين که انسان اعتقاداً موحّد است و اما عملاً دچار و گرفتار عدم اخلاص در نيت و انجام امور عبادي و يا غير آن مي گردد.
آن چه کار را بر انسان دشوار مي کند و آمرزيده نمي شود شرک اعتقادي به معناي شريک قرار دادن براي خداوند در نظام هستي است که از آن به شرک جلي و آشکار تعبير مي گردد و اين همان است که در قرآن از آن به ظلم بزرگ ياد شده است: «... إِنَّ الشِّرْک لَظُلْمٌ عَظِيمٌ».[1]
در قبال اين گونه شرک، شرک عملي است که برخي موحدان و مسلمانان احياناً گرفتار آن مي گردند: يعني عدم اخلاص در نيت و کردار و اعتماد بر غير خدا در امور و گرفتاري هاي زندگي، به اين نوع شرک، شرک خفي و پنهان نيز گفته مي شود. اين گونه شرک قابل عفو و آمرزش است و با توبه و تضرّع و توکل به ذات قدوس خداوند و گام برداشتن در مسير بندگي با اخلاص، برطرف مي شود.
ب) به کار بردن کلماتي مانند «علي الله» براي حضرت علي ـ عليه السلام ـ ، در صورتي که ناشي از اعتقاد به اين باشد که آن حضرت اله و خداي مجسّم است و يا اين که خداوند جهان را آفريده ولي کار تشريع و تکوين به حضرت علي ـ عليه السلام ـ واگذار شده است، چنان که برخي از غلات و مفوضه ها اعتقاد دارند، شکي در کفر و ترديدي در شرک و نجاست شان نيست.
اما اگر به کار بردن چنين الفاظ و جملاتي ناشي از اعتقاد و باور به چنين امري نباشد بلکه از روي جهل و غفلت و احياناً گرم کردن برخي مجالس عوام از شيعيان باشد مانند آن چه که از بعضي مدّاحان و نوحه سرايان ناآگاه، گاهي سر مي زند: «زينب اللهي، حسين اللهي و يا علي اللهي»، اگر چه غلو بوده و مردود است ولي نمي توان حکم به کفر و يا شرک نمود. امام خميني(ره) چنين مي گويد: «اگر غلو، مستلزم انکار الوهيت يا توحيد و نبوت بشود، موجب کفر مي گردد؛ و اگر چنين نباشد موجب کفر و شرک نمي گردد».[2]
بنابراين مي توان گفت به کار بردن اين گونه الفاظ در صورتي که منشاء اعتقادي نداشته باشد اگر چه به يک معنا غلو يعني تجاوز از حدّ است و امر حرام، گناه بزرگ است ولي در عين حال نمي شود گفت موجب شرک و يا کفر مي گردد.
به طور کلي غلوي که به توحيد در خالقيت و توحيد در ربوبيّت تکويني و تشريعي و توحيد در الوهيت و عبوديت آسيب نزند، هر چند مردود است اما موجب کفر (و شرک) نمي شود.[3]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ فرق و مذاهب کلامي، علي رباني گلپايگاني.
2ـ تاريخ اديان و مذاهب جهان، عبدالله مبلغي آباداني.
3ـ ترجمه تحرير الوسيله، امام خميني، ج1.
4ـ ترجمه بداية المعارف الالهيه في عقائد الامامية، آيت الله سيد محسن خرازي، ترجمه مرتضي متقي نژاد، ج2.

پي نوشت ها:
[1]. لقمان / 13
[2]. موسوي خميني، سيد روح الله، تحرير الوسيله، قم، مؤسسه نشر اسلامي، ج1، ص106.
[3]. تبريزي غروي، ميرزا علي، التنقيح في شرح العروة الوثقي، نجف اشرف، ج2، ص73.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :