امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
717
چرا شیعه نمازهای عصر و عشا را در وقت خود نمی خواند در صورتی که در نهج البلاغه امام علی ـ علیه السلام ـ وقت های نماز را تعیین کرده اند؟

یکی از مسائلی که بعد از رحلت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مورد اختلاف قرار گرفت، وضو و نماز آن حضرت است، چقدر دردناک است مسلمانانی که هر روز شاهد وضو و نماز پیامبر بودند و خود نیز آن ها را مرتب انجام می دادند، در وقت و کیفیت آن ها، دچار اختلاف و چند دستگی شوند، مثلاً شیعه بگوید: جمع بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء مطلقاً جایز است، و احمد حنبل و مالک و شافعی بگویند: جمع در حال اضطرار جایز است، و ابو حنیفه بگوید که جمع به طور مطلق جایز نیست با این که رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ هر روز در جلو چشم مسلمانان، نماز می گذارد و می فرمود: همانند من نماز بخوانید.[1]
با این وضع ابتدا لازم است اوقات نماز (ظهر، عصر، مغرب، عشاء) را از منظر قرآن و روایات ارزیابی نموده و روشن نماییم، تا معلوم شود که چرا شیعه بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا، جمع می کنند، و با روشن شدن این موضوع پاسخ سوال فوق نیز روشن می شود.
وقتی به قرآن مراجعه می کنیم می بینیم خداوند می فرماید: نماز را از دلوک (زوال) خورشید تا غسق (نصف شب) و قرآن فجر (نماز صبح) را به پا دارید که نماز فجر مشهود (فرشتگان شب و روز) است.[2]
فخر رازی مفسّر به نام اهل سنت می گوید: از این آیه کریمه اوقات مشترک نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء استفاده می شود، زیرا در آیه برای نمازهای پنج گانه سه وقت ذکر شده است: 1ـ وقت زوال 2ـ وقت اول مغرب و عشاء، 3ـ وقت فجر، و اين اوقات سه گانه اقتضاء مي کند که زوال، وقت مشترک بين نماز ظهر و عصر و اول مغرب وقت مشترک بين نماز مغرب و عشاء باشد. و اين اشتراک در وقت اقتضاء دارد که جمع بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء مطلقاً جایز باشد.[3]
آلوسی نیز با تعصب خاصی که دارد به استفاده این معنا از آیه، ضمناً اعتراف کرده می گوید: جواز جمع بین صلاتین مطلبی است که روایات صحیح آن را تأیید می کنند.[4]
این اعتراف آلوسی بدان جهت است که مسلم و بخاری در صحیح های  خود روایات جمع بین صلاتین را آورده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1ـ ابن عباس می گوید: رسول خدا در مدینه بدون خوف و بدون سفر بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء جمع نمود، ابو  زبیر می گوید من از سعید سوال کردم که چرا رسول خدا بین نماز ها جمع نمود، سعید گفت همان طور که تو از من سوال کردی من از ابن عباس سوال کردم، ابن عباس گفت: برای دفع حرج از امّتش این کار را انجام داد.[5]
2ـ عبد الله بن شقیق می گوید: روزی بعد از عصر ابن عباس برای ما سخنرانی کرد، تا آفتاب غروب نموده و ستاره ها نمایان شد، و مردم الصلاة الصلاة می گفتند، مردی از بنی تمیم نزد او آمد و گفت این قدر مطلب را طولانی نکن، الصلاه الصلاه یعنی وقت نماز است، ابن عباس گفت: آیا سنّت را برای من می آموزی یا برای خودت؟ من رسول خدا را دیدم که بین نماز ظهر و عصر و نماز  مغرب و عشاء جمع نمود، عبد الله بن شقیق می گوید: این حرف به نظر من درست نیامد نزد ابوهریره رفتم و مطلب را از او سوال کردم، او گفتۀ ابن عباس را تصدیق و تأیید نمود.[6]
بخاری که سعی دارد تا چیزی را که مطابق مذهب اهل بیت است، نیاورد نیز برخی از روایات جمع را آورده است که برخی از آن ها از این قرار است:
1ـ جابر بن یزید می گوید ابن عباس گفت: رسول خدا، هفت (رکعت نماز را) یک جا و هشت (رکعت نماز را) یک جا خواند.[7]
2ـ عمرو می گوید از ابی شعثاء شنیدم که گفت: از ابن عباس شنیدم که گفت: من با رسول خدا هشت (رکعت نماز) را یک جا و هفت (رکعت نماز را ) یک جا، بجا آوردم، من به او گفتم گمان می کنم ظهر را تأخیر و عصر را جلو انداخته و هم چنین عشاء را جلو و مغرب را تأخیر انداخته باشد، وی گفت گمان من نیز همین است.[8] این از یک سو.
از سوی دیگر روایاتی همانند نامه 52 نهج البلاغه به امرای بلاد را داریم، امام امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ در اين نامه براي هر نماز وقت خاص و معيني را بيان فرموده و مي فرمايد: نماز ظهر را (از هنگام زوال آفتاب) تا زماني که سايه آفتاب برگردد و به قدر (ديوار) آغُل بُز، گردد (يعني سايه هر چيز به قدر آن گردد)، با مردم اقامه کنيد، و نماز عصر را در پاره اي از روز، هنگامي که آفتاب سفيد و جِلوَه دار است و (تا غروب) مي شود، دو فرسخ راه را پيمود، با آنها اقامه کنيد، و نماز مغرب را، وقتي که روزه دار افطار مي کند و حجّاج (از عرفات) به سوي مِنا روانه مي شوند، با آنها اقامه کنيد، و نماز عشا را از وقتي که سرخي پنهان مي شود تا يک سوم شب، با آنها اقامه کنيد، و نماز صبح را از وقتي که مرد، صورت رفيق و همراه خود را ببيند، با آنها اقامه کنيد... .[9]
امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز در مورد نماز ظهر و عصر مي فرمايد: «... وقت نماز ظهر از موقع زوال آفتاب تا وقتي است که سايه به اندازه قامت برسد، و آن آخر وقت ظهر است، وقتي سايه به اندازه قامت رسيد وقت نماز عصر داخل مي شود و وقت آن ادامه دارد تا سايه به قدر دو قامت برسد و آن هنگام غروب است».[10]
و نيز امام باقر و امام صادق ـ عليهم السلام ـ مي فرمايند: «وقت نماز ظهر از هنگام زوال آفتاب تا وقتي است که سايه به دو قدم برسد، و وقت نماز عصر از آن زمان تا وقتي است که سايه به چهار قدم برسد».[11]
و همچنين در مورد وقت نماز مغرب و عشاء مي فرمايد: «اسماعيل بن جابر مي گويد از امام صادق ـ عليه السلام ـ از وقت نماز مغرب سئوال کردم، حضرت فرمود: وقت نماز مغرب از غروب آفتاب تا سقوط شفق (رفتن سرخي) است».[12]
و نيز آن حضرت در مورد نماز عشاء فرمود: «... اول وقت نماز عشاء رفتن سرخي است و آخر وقت آن نصف شب است».[13]
از جمع بين اين دو دسته روايات اين نتيجه به دست مي آيد که نمازهاي پنج گانه روزانه هر کدام دو وقت به نام وقت فضيلت و وقت ادا دارند، اينجاست که امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «هر نمازي دو وقت دارد که يکي از آن دو وقت فضيلت (نماز) است، بدون عذر و علت براي هيچ کسي جايز نيست آخر وقت را وقت نماز قرار دهد».[14]
در مورد نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء در لسان تعدادي از روايات، به وقت مختص و مشترک تعبير آورده شده است. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «موقع زوال آفتاب، وقت نماز ظهر داخل مي شود و تا غروب آفتاب ادامه دارد، از اول ظهر به مقدار چهار رکعت مخصوص نماز ظهر و از آخر وقت به مقدار چهار رکعت مخصوص نماز عصر بوده، و بقيه اين فاصله زماني مشترک بين نماز ظهر و عصر مي باشد».[15]
نتيجه و پاسخ: با توجه اقوال مفسرين و رواياتي که ذکر شد و حاصل جمع بين دو دسته روايات، که هر نماز داراي دو وقت مختص و مشترک مي باشد، به خوبي روشن شد که شيعه نمازهاي عصر و عشاء را درست در وقت اقامه مي کنند، نه خارج از وقت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ الجمع بين الصلاتين، عبداللطيف بغدادي.
2ـ مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسي.
3ـ شيعه پاسخ مي گويد، ناصر مکارم شيرازي.
 
پي نوشت ها:
[1] .  بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بيروت، دارالفکر، ج2، ص345.
[2] .  اسری / 79.
[3] .  فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بيروت، دار احیاء التراث العربی، 1420ق، ج21، ص384.
[4] .  آلوسی، سید محمود، روح المعانی، بيروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق، ج8، ص127.
[5] .  مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بيروت، دارالفکر، ج2، ص152.
[6] .  همان، ص153.
[7] .  محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، بيروت، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، 1401ق، ج1، ص140.
[8] .  همان، ج2، ص53.
[9] . فيض الاسلام، علي نقي، ترجمه نهج البلاغه، ص986، نامه 52.
[10] .  شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1363ش، ج1، ص260.
[11] .  همان، ص248.
[12] .  همان، ص264.
[13] .  همان.
[14] .  همان، ص244.
[15] .  شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الاحکام، نجف اشرف، مطبعة النعمان، ج2، ص24.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :