امروز:
دوشنبه 1 خرداد 1396
بازدید :
764
موسسين و علماء نامدار اشاعره چه كساني هستند؟

اشاعره نامي است براي پيروان ابوالحسن اشعري[1]، او نواده ابو موسي اشعري (260 ـ 324) كه در آغاز غيبت صغري در بصره به دنيا آمد، پدرش اسماعيل بن اسحاق مكني به  «ابي بشر» از طرفداران اهل حديث بود. اشعري در كودكي با عقايد اهل حديث خو گرفت،[2] او پس از آنكه از استادش ابوعلي جبّايي جدا شد، و محدثان را در بيشتر آراي آنها در زمينة اصول عقايد ياري داد، در سال 300 هجري قمري اصول اين مذهب را پايه گذاري كرد.[3]
ابوالحسن اشعري، درصدد يافتن راهي ميان روش افراطي معتزله در استفاده از عقل و تفريط گرايي در عقل و اهل حديث برآمد و تنها بر عقل اعتماد نكرد،  و بر نصوص هر چند با عقل مخالفت داشته باشد متوقف و ملتزم نشد بلكه كوشيد اين دو را با يكديگر جمع كند.[4]
در سدة‌ دوم هجري دو جريان فكري در امت اسلام رو به گسترش و در تقابل با  يكديگر بودند: جريان اول، بر عقل به عنوان منبعي مستقل براي عقايد و نيز روشي براي دفاع از اسلام تأكيد مي كرد و در بكارگيري آن به افراط مي گراييد. از سوي ديگر، جريان دوم منكر هر گونه  استفاده از عقل در عقايد بود و ظواهر نقل را بدون هر گونه تحليل و تفكر به عنوان تنها ملاك و مدرك در معارف ديني اعلام مي كرد.
در گير و دار مبارزة اين دو جريان فكري، مذهب اشعري در اوايل سده چهارم هجري در پوشش دفاع از عقايد اهل حديث و در عمل به منظور تعديل اين دو جريان و نشان دادن راه ميانه و معتدل و موافق با عقل و نقل پا به ميدان گذاشت.[5]
ابوالحسن اشعري از اوان جواني به انديشه هاي معتزلي دلبستگي تمام داشت و اصول عقايد آن را نزد معروفترين استاد معتزلي زمان خود، ابوعلي جبّايي (303 ميلادي هـ . ق) فراگرفته بود و تا چهل سالگي از مدافعان معتزله به شمار مي رفت و كتابهاي بسياري نيز به همين منظور نگاشت.
در همين دوران بود كه به يكباره از اعتزال روي برتافت و آراي تازه اي در مقابل معتزله و همخوان با اهل الحديث ارايه كرد. اشعري از يكسو، يگانه منبع عقايد را كتاب و سنت معرفي كرد و از اين جهت با معتزله از در مخالفت درآمد و به اهل حديث گراييد، اما بر خلاف اصحاب حديث نه تنها بحث و استدلال در تبيين و دفاع از عقايد ديني را جايز مي شمرد، بلكه آنرا عملاً به كار بست، در همين راستا، وي كتابي به نام «رسالة في استحان الخوض في علم الكلام» به رشته تحرير درآورد و در آن به دفاع از علم كلام  و ضرورت آن پرداخت. اشعري ضمن اصالت دادن به نقل، براي عقل نقش تبيين گري و نيز مدافعه گري را پذيرفت. او كه در آغاز، رسالت، خويش را مخالف و ناقض آراي معتزله مي دانست، در عمل ضمن مبارزه با روش و عقايد معتزله، آراي اهل حديث را به شيوة عقلي تبيين و تعديل كرد و تا حدودي به نظريات معتزله نزديك ساخت.[6]
ـ اينكه انگيزه وي بر اعلان مخالفت با معتزله چه بود كاملاً روشن نيست ولي با توجه به آراء و نظريات وي دربارة موضوعات كلامي مورد اختلاف بيان معتزله و اهل حديث، و مخالفت وي با هر دو گروه, مي توان حدس زد كه وي درصدد ارايه طرحي براي اصلاح عقايد ديني از لغزشهايي كه بر پايه عقل گرايي معتزله و ظاهر گرايي اهل حديث احساس مي كرد برآمد و به تعديل آن دو مبادرت ورزيد.[7]
ـ در پيدايش مكتب اشعري مي توان گفت: مكتب «اهل حديث» يا «اصحاب حديث» كه در رأس آنها مالك بن انس (م 179 هـ. . ق) محمد بن ادريس شافعي (م 404 هـ . ق) و احمد بن حنبل (م 303 هـ  . ق) قرار داشتند، تأثير فراوان داشته است.[8]

علماي نامدار اشاعره:
از نامدارترين فقيهان و متكلماني كه از اشعري پيروي و از آراي او سخت جانبداري مي كرد ابوبكر محمد بن طيب باقلاني (م 403 هـ . ق) است.
از ديگر فقيهان طرفدار اشعري امام الحرمين، عبدالملك جويني، فقيه شافعي ملقب به ضياء الدين (م 478 هـ . ق) است.[9]
استاد محقق جعفر سبحاني بزرگان و پيشوايان اشاعره را بدين ترتيب ذكر نموده است.
1. قاضي ابوبكر باقلاني (م 403).
2. ابو منصور عبدالقاهر بغدادي (م 429).
3. عبدالملك جويني ( امام الحرمين) (م 478).
4. امام محمد غزالي (م 505 هـ . ق).
5. فخر الدين رازي (م 606).
6. عبدالكريم شهرستاني (م 548).
7. ابوالحسن سيف الدين آمدي (م 631).
8. عضد الدين ايجي (م 756 يا 757).
9. سعد الدين تفتازاني (م 792 يا 793).[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، استاد جعفر سبحاني.
2. آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، رضا برنجكار.
3. شيعه در برابر معتزله، هاشم معروف الحسني، ترجمه سيد محمد صادق عارف.
4. فرق و مذاهب كلامي، علي رباني گلپايگاني.
 
پي نوشت ها:
[1] . برنجكار، رضا، آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، ص 124، موسسه فرهنگي طه، قم، 1378.
[2] . رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 179، دفتر تحقيقات تدوين كتب درسي، مركز جهاني علوم اسلامي، 1377.
[3] . معروف الحسني، هاشم، شيعه در برابر معتزله، مترجم سيد محمد صادق عارف، ص 185، بنياد پژوهش هاي اسلامي، (آستان قدس رضوي)، 1379.
[4] . همان.
[5] . برنجكار، رضا، آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، ص 124، موسسه فرهنگي طه، قم، 1378.
[6] . همان, ص 125.
[7] . رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 184، دقتر تحقيقات تدوين كتب درسي مركز جهاني علوم اسلامي، 1377.
[8] . برنجكار، رضا، آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، ص 120، موسسه فرهنگي طه، قم، 1378.
[9] . شيعه دربرابرمعتزله ، ص 193.
[10] . سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ص 254، چاپخانة اعتماد قم، 1378.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :