امروز:
دوشنبه 9 اسفند 1395
بازدید :
620
در مورد مذهب حنبلی توضیح مختصری ارائه دهید؟

به شیوه و مسلک خاص احمد بن حنبل در مسائل فقهی که بارزترین خصیصه آن عمل به احادیث ضعیف و قبول اصل سدّ ذرایع است، مذهب حنبلی و به پیروان وی حنبلی می گویند.
احمد بن حنبل در سال 164 هـ.ق در بغداد به دنیا آمد، جدش در زمان امویان حاکم سرخس بود و گفته شده که نسبتش به ذو الثدیه یکی از رهبران خوارج که در جنگ نهروان بر علیه امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ جنگیدند، می رسد به هر صورت احمد بعد از تحصیل مقدمات برای کسب بیشتر علم به کوفه، بصره، مکّه، مدینه، یمن، شام، جزیره و... مسافرت کرد، مدتی نیز شاگرد محمد بن ادریس شافعی بود.[1] در واقع وی را نباید از فقها به حساب آورد او بیشتر یک محدث بود که بعدها به دلیل حوادث روزگار بر مسند فقه تکیه کرد. واقعه از این قرار است که در اواخر حکومت بنی امیه بحث های اعتقادی و کلامی رونق زیادی یافته بود و با روی کار آمدن بنی عباس نیز بر رونق آن افزوده شد و معتزله با حمایت منصور دوانیقی که دوست عمرو بن عبید بود به مهم ترین فرقه کلامی در میان اهل سنت تبدیل شد. این فرقه به گرم کردن مباحث مربوط به ذات و صفات خداوند در میان اهل سنت پرداخت ولی کم کم عده ای از محدثین و فقها که در عرصه فقه و حدیث کار می کردند در مقابل متکلمین به خصوص معتزله صف آرایی کردند. بارز ترین این افراد مالک بن انس و شافعی بودند که شیوه کلامی را قبول نداشتند ولی با استفاده از شیوه های فقهی و حدیثی وارد مباحث کلامی شده و ناخواسته در مقابل معتزله، فرقه کلامی جدیدی پدید آوردند که کم کم نام ظاهرگرایان یا حشویه یا اهل حدیث را بر خود گرفت. در حقیقت اینان در حالی که به شدت با کلام مخالفت می کردند خود به نظریه پردازی در زمینه صفات و ذات خداوند و ... پرداختند.
تقابل یاد شده بین ظاهرگرایان و متکلمین در زمان مأمون عباسی به اوج خود رسید، زیرا مأمون به طرفداری از معتزله به ترویج قول به حدوث قرآن پرداخت و همه قائلین به قدیم بودن قرآن را مورد بازخواست قرار داد.[2] در این زمان بود که احمد حنبل با ردّ حدوث قرآن به مخالفت با دیدگاه معتزله پرداخت و بعد از مرگ مأمون از سوی معتصم عباسی که راه مأمون را ادامه می داد، تنبیه شده مدتی نیز زندانی شد.[3] در زمان واثق هم این سیره ادامه داشت اما با روی کار آمدن متوکل ورق برگشت و قائلین به قدیم بودن قرآن که رهبری آن ها را احمد بن حنبل بر عهده داشت، مورد حمایت قرار گرفتند و احمد، تبدیل به قهرمان اهل حدیث شد و سازمان دهی جدیدی برای ظاهرگرایان که رفته رفته به اهل حدیث معروف می شدند ایجاد کرد.
بارزترین باورهای اعتقادی احمد حنبل را می توان در موارد زیر خلاصه کرد.
1ـ در نصوص و احادیثی که دلالت بر تشبیه، تجسیم و رویت خداوند می کردند، تأویل را نمی پذیرفت و بر ظاهر آن ها عمل می کرد.
2ـ هر کس و لو ساعتی با پیامبر باشد را صحابی می شمرد و کسی که به صحابه دشنام می داد را مسلمان نمی دانست.
3ـ قرآن را قدیم دانسته قائل به جبر بود.
4ـ پیروی از پیشوایان ستمکار را روا می دانست و می گفت می توان پشت آن ها نماز خواند و اعاده آن بدعت است.
4ـ تارک نماز را کافر و قتلش را واجب می داند.
از دیدگاه فقهی بر خلاف ابو حنیفه و حتی شافعی و مالک به احادیث ضعیف بسیار عمل می کند و در این راه بیش از حدّ افراط می کند. منابع فقهی از دیدگاه وی عبارتند از:
1ـ کتاب الله.
2ـ سنت: وی به احادیث ضعیف عمل می کرد و سنت را حاکم بر قرآن می داند و حدیث ضعیف و مرسل را معتبر دانسته بر قیاس مقدم می داشت و به قیاس تنها در زمان ضرورت عمل می کرد.
3ـ فتاوای صحابه: وی فتواهای نقل شده از صحابه را قبول داشت و از میان چند فتوا که از صحابه نقل شده بود آن چه اقرب به قرآن و سنت بود را می پذیرفت.[4]
4ـ اصل ذرایع: در این اصل حکم غایات به وسایل آن و حکم نتایج به مقدماتش تسرّي داده می شود.[5]
احمد بن حنبل کتاب های متعددی نوشته که عبارتنداز «المسند»، «تفسیر قرآن»، «فضایل»، «طاعة الرسول»، «ناسخ و منسوخ» و .... .
مذهب حنبلی در عربستان در رتبه اول قرار دارد و یک چهارم اهل سنت شام حنبلی هستند در فلسطین سومین مذهب بوده و در مصر، عمان و افغانستان هم اندکی پیرو دارد.
از بزرگان این فرقه می توان به افراد زیر اشاره کرد.
1ـ ابن تیمیه، م 737، مولف: «رسائل الکبری، و منهاج السنة و الفتاوی».
2ـ ابن قیم جوزی م 751، مولف: «زاد المعاد فی هدی خیر العباد».
3ـ موفق الدین، ابن قدامه، م 620، مولف: «المغنی».[6]

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، حوادث عصر مأمون و معتصم.
2ـ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، حوادث عصر مأمون و معتصم.
 
پي نوشت ها:
[1] . خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، تهران، مکتبه اسماعیلیان، ج1، ص184.
[2] . شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، چ دوم، 1368، ج 3، ص 760.
[3] . همان، ج 3، ص 769 ـ 770.
[4] . معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیر کبیر، ج 5، ص 102.
[5] . ر.ک: آیت الله سبحانی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، قم، المنشورات الاسلامیه، ج 2، ص 101 ـ 102.
[6] . ر.ک: جناتی، ابراهیم، ادوار فقه و کیفیت بیان، ص 68، سایت حوزه.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :