امروز:
دوشنبه 5 تير 1396
بازدید :
830
منابع استنباط حكم فقهي از نظر فرقه‎هاي اهل سنّت (حنفي، حنبلي...) چيست؟

مذاهب اهل سنّت دربارة منابع استنباط ديدگاه‎هاي مختلفي دارند كه به طور اختصار و فشرده بيان مي‎گردد.
فقهاي حنفي مذهب كه پيروان آنها بيشتر در شبه قاره هند، افغانستان و ماوراء النهر و شرق ايران زندگي مي‎كنند منابع استنباط را ده چيز مي‎دانند:
1. قرآن كريم.
2. سنّت متواتره.
3. اجماع: در صورتي كه نقل اجماع ثابت شده باشد.
4. گفتار صحابه: در چيزهايي مانند عبادت، حدود، ديات كه در آن مجال رأي نيست به گفته صحابه عمل مي‎كنند و از ديدگاه ابوحنيفه در اين گونه مسائل، گفته صحابي به منزله سنّت پيامبر _ صلّي الله عليه و آله _ است و به همين دليل آن را بر قياس مقدم مي‎دارند.[1]
5. قياس: ابوحنيفه بيش از همه پيشينيان، قياس را به صورت گسترده به كار گرفته است.
6. استحسان: البته ابوحنيفه تنها كسي نيست كه استحسان را يكي از منابع استنباط گرفت، اما بيش از همه مذاهب به آن استناد كرد.[2]
7. عرف:‌در صورت تعارض عرف با قياس ابوحنفيه، عرف را مقدم مي‎دارد.
8. مصالح مرسله
 9. استصحاب...
منابع استنباط مالك: مالكي‎ها براي استنباط احكام از ده منبع استفاده مي‎كنند.
1. قرآن كريم.
2. سنّت: از ديدگاه مالك، برخلاف ابوحنيفه، ‌خبر واحد حجت است و كوتاهي دربارة آن جايز نيست.
3. اجماع: مالك افزون بر اجماع به معناي مشهور آن نزد جمهور، اجماع مردم مدينه را هم حجت مي‎داند.[3]
4. قياس: وي بر احكامي كه در كتاب و سنّت بدانها تصريح شده، قياس مي‎كرد.
5. استحسان: مالك در حالي كه به استحسان اهميت مي‎داد، در عين حال مانند ابوحنيفه دامنه آن را گسترش نداده است.
6. استصحاب، قرافي مي‎گويد: استصحاب نزد مالك، امام مزني و ابوبكر صيرفي حجت است.[4]
7. مصالح مرسله: يكي از اصول مالك اعتبار دادن به مصالح مرسله است، چنان كه در مذهب او عمل به مصلحت شهرت دارد.[5]
8. سدّ ذرايع و فتح ذرايع: مالك بيش از ديگران دامنة اين اصل را گسترده است.
9. عرف: مالك به عرف اهميت مي‎داده و لكن در بناي احكام بر آن به اندازه ديگران پيش نمي‎رفت.
10. قول صحابي: فقه مالكي بر فتواها و داوريهاي صحابه تكيه داشت و براي اين موضوع اهميت زيادي قائل بوده است.
منابع استنباط شافعي را هفت مورد ذكر كرده‎اند كه عبارت است:
1. كتاب؛ 2. سنّت، 3. اجماع، 4. گفته صحابي، 5. قياس، 6. عرف، 7. استحسان.
منابع استنباط احمد بن حنبل رئيس حنابله را سه مورد، ذكر كرده‎اند كه عبارتند از:
1. كتاب و سنت.
2. فتاوي صحابه، مشروط بر اينكه فتواي مخالفي در برابر آن نباشد.
3. قياس منصوص العله: وي در جايي كه نه نص بيابد، نه گفته‎اي از صحابه، نه حديث مرسل يا ضعيف، به قياس رو مي‎آورد و آن را براي دفع ضرورت به كار مي‎گيرد.
منابع استنباط مذهب ظاهري
فقهاي مذهب ظاهري كه از داود بن علي ظاهري اصفهاني تبعيت مي كرده اند، به كتاب، سنت و اجماع معتقد بوده‌اند، ضمن آن كه براي اجماع پس از عصر خلفا، جايگاهي قائل نيستند. به طوري كه ابن حزم اندلسي ظاهري، دومين پيشواي مذهب ظاهري مي‎گويد: «هر كس دعواي اجماع آنها (يعني مسائلي كه پس از عصر خلفا، طرح شده باشد) را بكند دروغ گفته است.[6]
نكتة قابل ذكر اين که احمد بن حنبل شيباني پيشوايي مذهب حنبلي و داود ظاهري اصفهاني هر دو اخباري و اهل حديث به حساب مي‎آيند و به ظاهر اخبار عمل مي‎كنند و علت اينكه بر مذهب حنبلي ظاهري اطلاق نشده است، ولي بر مذهب داود ظاهري اطلاق شده، اين است كه عالمان مذهب ظاهري به هيچ وجه به قياس حتي به قياس منصوص العلة عمل نمي‎كنند اما عالمان مذهب حنبلي، مانند ابن تيميه و غيره به همه انواع قياس عمل مي‎كنند.[7]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ‌ابراهيم جنّاتي، ادوار فقه.
2. خضري محمد، تاريخ تشريع اسلامي.
3. زلمي، مصطفي ابراهيم، خواستگاه اختلاف در فقه مذاهب.

پي نوشت ها:
[1] . ثعالبي، محمد بن حسن، الفكر السامي، طبع رباط، 1340، ج 2، ص 132.
[2] . همان.
[3] . قرافي،‌شهاب الدين، شرح تنقيح الفصول، ‌مصر، 1374، ص 445.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . جناتي، محمد بن ابراهيم، منابع اجتهاد، تهران، مؤسسه كيهان، 1379ش، ص 3.
[7] . همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :