امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1083
وهابيت چه اشكالاتي به شيعيان مي گيرند؟

از حيث زماني شيعه مدت 12 قرن قبل از وهابيت بوجود آمد كه همان پيروان علي ابن ابي طالب ـ عليه السلام ـ بوده و طبق فرمايش قرآن و سفارشات خود پيامبر در طول اين مدت سعي داشته كه هميشه در احترام و پاسداشت اين خاندان نهايت اهتمام را به كار بگيرد.
در قرن دوازده فرقه اي تند و افراطي بوجود آمد كه بنام وهابيت معروف است آنها اشكالاتي بر تمام مسلمانان مي گيرند. اين اشكالات كه بر شيعه و ساير فرقه­هاي مسلمان از طرف وهابيت وارد مي­شود به طو ر غالب بر محور شرك و توحيد مي­باشد كه به صورت مختصر به آنها اشاره مي­شود.
1. به اعتقاد وهابيون كساني كه به پيامبران و اوليا و صالحين توسل مي­كنند از اعتقاد به توحيد خارج شده و مشرك مي شوند[1]و لذا توسل به افراد ذكر شده را رد مي­كنند و آنرا بدعت در اسلام مي­دانند.
در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه احاديث و روايات زيادي وارد شده كه افراد صالح و پيامبران و معصومين وسيله هستند و واسطه بين خالق و مخلوق مي­باشند. و از همين مقوله است كه «مالك بن انس»به منصور دوانيقي در حرم پيامبر چنين گفت:«پيامبر وسيله تو و وسيله پدرت آدم است.[2] كه اشاره به دستورد خداوند به آدم جهت توسل به انوار مقدسه پنج تن مي باشد. و باز در روايتي آمده كه مرد نابينائي محضر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ آمده و از پيامبر خواست كه آن حضرت از خداوند براي او عافيت بخواهد و حضرت پذيرفتند. اين روايت و روايات مختلف باتفاق شيعه و سني صحيح است و معناي آن همان توسل است.[3]
2. به اعتقاد وهابيون ساختن مسجد و برگزاري نماز و دعا در كنار قبور اوليا و ائمه و پيامبر و صالحين جايز نيست.[4]
در پاسخ بايد كفت كه اين فرقه هيچ دليل شرعي و عقلي بر آن ندارند، زيرا در قرآن درباره جواز ساختن مسجد و بنا بر روي قبور به صورت صريح آيه اي وجود دارد: «در محل خوابگاه اصحاب كهف ما مسجد اتخاذ كرديم».[5]
در آيه ديگر در رابطه با خواندن نماز در كنار قبور مي­فرمايد:« از مقام ابراهيم براي خود نمازگاهي اتخاذ كنيد».[6]
به اعتقاد شيعه كه سيره مستمر مسلمين هم بوده و بعد از رحلت پيامبر و دفن آن حضرت در روضة شريفه كه داراي بنا بود و بعد از آن هم همواره تعمير و تكريم مي­شد همواره محل برگزاري نماز مسلمانان بود، هدف از مصلي و مسجد قرار دادن كنار قبور اولياء و ائمه و انبياء پرستش خود اهل قبور نمي­باشد بلكه خدا را در اين اماكن مقدس مورد پرستش و عبادت قرار مي­دهند.
3. از مسائلي كه وهابيون دربارة آن حساسيت خاصي دارند و به شيعه در اين مورد هم اشكال مي­گيرند تعمير قبور و ساختن بنا بر روي قبور اولياء و پيامبران و معصومين ـ عليهم السلام ـ  است.[7]
همانطور كه ذكر شده طي قرون گذشته سيره مسلمين بر اين بوده كه قبور انبياء و اولياء را همواره آباد نگه مي داشتند كه قبر رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ هم مستثني از اين امر نبود و از اين گذشته اين عمل مصداق دوستي و احترام به آن بزرگواران است كه خداوند به پيامبرش مي­فرمايد:«بگو من به رسالت مزد و اجري جز ابراز علاقه و دوستي به خويشاوندانم نمي خواهم.»[8]
و همچنين پيامبر را روزي كه دفن كردند در حجرة مخصوص دفن نمودند كه داراي بنا بود و اگر ردّي از پيامبر در اين رابطه مي­بود اصحاب و از جمله علي ـ عليه السلام ـ به اين نحو عمل نمي كرد.[9]
همچنين در ملل و امم گذشته با بناي ياد بود بر مزار افراد صالح سعي مي­كردند كه ياد آنها هيچ وقت فراموش نشود. همچون اصحاب كهف كه در قرآن از آن ذكري به ميان آمده است. و اگر اين عمل منافات با توحيد داشت خداوند آنرا بيان نمي­كرد و يا در ردّ ‌آن آيه ديگري نازل مي­فرمود.
4. اشكال ديگر وهابيان بر شيعه اين است كه نبايد به قصد زيارت قبور پيامبر و ائمه سفر كرد و اين كار را مصداق شرك مي­دانند.[10]
بايد گفت كه در رابطه با زيارت اهل قبور نه تنها از طرف پيامبر منعي نشده بلكه خود آن حضرت به زيارت اهل قبور در بقيع مي­رفتند و خلفاي ثلاثه هر گاه از سفر بر مي گشتند به زيارت قبر پيامبر مي­رفتند و اين عمل به طور كلي سيره مسلمين بوده و خلفا و حكام به زيارت قبر پيامبر مي­رفتند اين كار مختص شيعه نيست.
همچنين سفارش پيامبر اين است كه به زيارت اهل قبور برويد كه اين عمل ماية ياد آوري سراي ديگر است.[11]
5. ايراد ديگر وهابيون به شيعه طلب شفاعت از پيامبر و ائمه و صالحين است كه اين عمل را مصداق شرك به خداوند مي دانند و آنرا رد مي كنند.[12]
در جواب اين مورد هم بايد گفت كه روايات زيادي داريم كه اصحاب و ياران آن حضرت در زمان حياتشان از وجود مبارك پيامبر طلب شفاعت مي كردند واگر اين عمل مخل توحيد و موجب شرك به خداوند بود حتماً از طرف پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ساير معصومين رد مي­شد. و مردم را راهنمائي مي­كردند. انس بن مالك مي­گويد: از پيامبر درخواست كردم كه در روز قيامت در حق من شفاعت كند وي پذيرفت و گفت شفاعت خواهم كرد گفتم كجا تو را پيدا كنم فرمود كنار صراط.[13]
وهابيون مي پندارند طلب شفاعت به اين است كه شيعه خدا را فراموش كرده و از بنده خدا (پيامبر) شفاعت مي طلبد در حالي كه شفاعت خواستن از نبيّ مكرم اسلام و ائمه معصومين ـ عليه السلام ـ عبارت است از اينكه آن حضرات از خداوند درباره بنده اش بخشش و غفران بخواهند و اين از قبيل دعا براي برادر ايماني است كه رسول خدا فرمود:«هر كس در حق برادر مسلمانش دعا كند دعايش مستجاب مي شود.»[14]
و در قرآن هم آمده كه:«واگر مخالفان هنگامي كه به خود ستم مي­كردند (و فرمانهاي خدا را زير پا مي گذاردند) به نزد تو مي­آمدند و از خدا طلب آمرزش مي كردند و پيامبر هم براي آنها استغفار مي كرد. خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند.»[15]اين در حال حيات پيامبر بود ولي با رحلت پيامبر نيز اين امر منقطع نمي شود.
6. بر شيعه خرده مي­گيرند كه تبرك جستن به آثار ائمه و معصومين شرك است و با توحيد منافات دارد.[16]
در جواب بايد گفت كه تبرك جستن و طلب شفاء‌كردن نه تنها به خاطر قداست آنهاست بلكه در قرآن هم آمده آنجا كه از زبان حضرت يوسف مي­فرمايد:«پيراهن مرا ببريد و به ديدگان پدرم بيافكنيد، او بينائي خود را باز مي­يابد.[17]
و شيعه هم به آثار معصومين تبرك مي­جويد به خاطر مقام و قرب آن حضرات به خداوند است و همة اين موارد مذكوره در چهارچوب وسيله و واسطه بودن آن بزرگواران بين خداوند و مخلوقات است و نه بعنوان پرستش چرا كه پرستش فقط از آن خداوند است.
بنابراين وهابيون بخاطر عقايدي كه بعد از 12 قرن از آغاز اسلام ابداع كردند و عقايد جديدي آوردند بيشتر به خاطر دشمني و كينه با ائمه معصومين بوده كه به سيره مسلمين خرده ميگيرندو به خاطر محبّت و علاقه شيعيان به ائمه ـ عليهم السلام ـ آنان را آماج تيرهاي اتهام و تكفير قرار مي­دهند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. فرهنگ و عقايد اسلامي، جلد 3 . جعفر سبحاني.
2. توسل يا استمداد از ارواح مقدسه، سبحاني.
 
پي نوشت ها:
[1] . سيد محسن امين، كشف الارتياب، مكتبة اسلاميه كبري، چاپ سوم، 1347 هجري. صفحه 139.
[2] . علامه سيد هاشم بحراني، تفسير برهان، جلد 1، دارالكتب العلمية، قم، صفحه 87.
[3] . احمد بن حنبل، المسند، جلد 4 صفحه 138.
[4] . كشف الارتياب پيشين، صفحه 266 و 411.
[5] . سوره كهف، آيه 21.
[6] . سوره بقره، آيه 125.
[7] . محمد جواد مشكور ، موسوعه فرق اسلامي،‌انشارات مجمع بحوث اسلامي، چاپ اول 1415، بيروت صفحه 522.
[8] . سوره شوري، آيه 23.
[9] . نورالدين علي سمهودي، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفي،‌بيروت، دار احيا التراث العربي، 1995، صفحه 383.
[10] . جعفر سبحاني،‌في ظلال التوحيد،‌دامشعر، چاپ اول 1421 هجري، تهران صفحه 208.
[11] . صحيح مسلم، جلد 3 دارالكتب العلميه، بيروت باب مايقال عند دخول القبور، صفحه 64.
[12] . جعفر سبحاني، پيشين صفحه 247.
[13] . جعفر سبحاني، آئين وهابيت، انتشارات اسلامي، صفحه 267.
[14] كشف الارتياب، پيشين،‌صفحه 243.
[15] . سوره نساء،‌آيه 64.
[16] . سبحاني، پيشين، صفحه 185.
[17] سوره يوسف، آيه 92.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :