امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
702
وقتي ابوحنيفه مي‌گويد «اگر نبود آن چند سالي كه در محضر امام صادق ـ عليه السّلام ـ بودم ابوحنيفه هلاك مي‌شد» آيا اين نشانه آن نيست كه كسي كه خود را پيرو و مريد امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌داند مسلمان است و رهبر يك فرقه بزرگ از مسلمين و در محضر فرزند پيامبر درس خوانده، نشانه‌اي و دليلي بر عصمت ائمه نيافته و الا بي‌درنگ شيعه مي‌شد و در ثاني چطور امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد راه باطل او چيزي نگفته است؟

با بررسي كوتاهي كه از مواضع عقيدتي ابوحنيفه به عمل مي‌آوريم سرّ باور نداشتن ايشان به عصمت كاملاً روشن خواهد شد، امّا قبل از پرداختن به آن مسأله، ذكر اين نكته لازم است كه امامت و به دنبال آن عصمت يكي از مباحث داغ آن روزگار بوده است و قائل نشدن كسي دليل بر نبودن عصمت نخواهد بود.
امّا مواضع عقيدتي ايشان
الف. ايمان و ارجاء[1]
بسياري از نويسندگان اصحاب حديث، اماميه، معتزله، اشاعره، ابوحنيفه را از زمرة مرجئه شمرده‌اند و اين نسبت آن اندازه بازگو شده كه در رديف مسلمات جاي گرفته است.[2]
ب. امامت
يكي از حساس‌ترين مسائل مربوط به امامت در طول تاريخ اسلامي مسأله جانشيني پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوده است، كه در ميان گروه‌هاي غيرشيعي اعتقاد به تفضيل (عثمان و علي ـ عليه السّلام ـ ) اختلاف رأي وجود داشت و گروهي كه با عنوان (مرجئة نخستين) شناخته مي‌شوند، درباره اصل ايمان عثمان و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ قائل به توقف بودند، از افراد شناخته شده اين گروه محارب بن دثار از شيوخ ابوحنيفه را مي‌توان نام برد و در باره موضع ابوحنيفه بايد به عبارت كتاب (الفقه الاكبر)، ص 6، اشاره كرد. وي در آنجا مي‌گويد: «ما امر عثمان و علي را به خداوند وا مي‌گذاريم».[3]
اتخاذ مباني فكري در تصميم‌گيري‌هاي عملي بر كسي پوشيده نيست، روي اين اساس وقتي ابوحنيفه نمي‌تواند ميان علي ـ عليه السّلام ـ و عثمان داوري كند، چگونه ممكن است به امامت و عصمت اولاد علي ـ عليه السّلام ـ هم باور داشته باشد. به هر حال امامت و به ويژه عصمت همان گونه كه قبلاً يادآور شديم، مباحث مورد گفتگو در زمان ابوحنيفه بوده است و مناظره‌هاي مؤمن طاق با ابوحنيفه در باره امامت گواه صادقي بر اين ادعاست.[4] و هم چنين مناظره هشام بن حكم كه از شاگردان مبرز كلامي امام صادق است با عمرو بن عُبيد در مسجد بصره مگر ممكن است بر ابوحنيفه پوشيده باشد.[5]
و لذا صرف مريد بودن مادامي كه به گوهر عمل آراسته نشود گواه صادقي بر ادعاي ارادت نيست، بلكه مشمول اين آيه شريفه (نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزي را بگوئيد و انجام ندهيد)[6].
علاوه بر آنچه ذكر شد آيات متعددي در قرآن وجود دارد كه عصمت ائمه را مي‌توان استنباط كرد، به عنوان مثال خداي متعال عطاء مناصب الهي را به كساني كه آلودة گناه باشند، نفي مي‌كند.[7]  و سرپرستي مردم چه مربوط به شئون دنيوي باشد و چه مربوط به شئون اخروي برعهده امام است و بديهي است كه اگر كسي در چنين امر مهمي داراي عصمت نباشد احتمال هرگونه خطاء و گمراهي امام و امت محال نيست و اين با غرض تكليف ناسازگار است.
امّا اين كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ چيزي دربارة ابوحنيفه نگفته است و از گمراهي و راه باطل برحذر نداشته ادعايي است بدون دليل و ما جهت روشن شدن اذهان به دو نمونه اشاره مي‌كنيم:
1. ابن بشرمه مي‌گويد به اتفاق ابوحنيفه به محضر امام صادق ـ عليه السّلام ـ رسيديم و به حضرت گفتيم اين مرد (ابوحنيفه) فقيه اهل عراق است، حضرت فرمدند: ‌اين همان شخصي است كه در دين قياس مي‌كند و هر چه به رأي و نظرش رسيد در باره دين اعمال مي‌كند؟ آيا او نعمان بن ثابت است، ابوحنيفه جواب داد بله من هستم، امام صادق ـ عليه السّلام ـ به وي فرمود: «از خدا بترس و در دين قياس نكن، چون اولين كسي كه قياس كرد ابليس است...» پس حضرت به وي فرمود اي بندة خدا از خدا بترس و در دين به رأي خود قياس نكن چون فرداي قيامت ما ومخالفان ما در پيشگاه خدا مي‌ايستيم و ما مي‌گوييم خدا چنين فرمود و رسول خدا چنين و تو و اصحاب تو مي‌گوييد ما نشنيديم و قياس به رأي كرديم، آن گاه خدا بين ما و شما حكم خواهد كرد.[8]
2. روزي امام صادق ـ عليه السّلام ـ به ابو حنيفه فرمود تو كيستي؟ گفت ابوحنيفه، حضرت فرمود: همان مفتي (فتوا دهنده) اهل عراق، عرض كرد بله، حضرت پرسيد با استناد به چه منابعي فتوا مي‌دهي، گفت با كتاب خدا، حضرت پرسيد: تو آيات ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، را مي‌شناسي؟ جواب داد: بله مي‌شناسم، آن گاه حضرت سؤالي از قرآن پرسيد كه نتوانست پاسخ دهد، حضرت فرمود: واي بر تو خيال مي‌كني به كتاب خدا فتوي مي‌دهي، تو كه از وارثان كتاب خدا نيستي و گمان مي‌بري صاحب قياس هستي بدان اولين كسي كه قياس كرد ابليس است، (اي ابوحنيفه) دين اسلام بر قياس مبتني  نيست.[9]
اينها نمونه‌هايي از فرمايشات امام صادق به ابوحنيفه بود تا ايشان را از راهي كه پيش گرفته برحذر دارد.
در يك جمع‌بندي نهايي به اين نتيجه مي‌رسيم كه ابوحنيفه نه تنها ميان قول و عمل جمع نكرد، بلكه به جهت اتخاذ مواضع عقيدتي هم نتوانست به امامت و عصمت ائمه معصومين اعتراف كند و اگر به توصيه‌هاي امام صادق عمل مي‌كرد، شايد در مواضع عقيدتي خويش تجديد نظر مي‌كرد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مناظره در رابطه با مسائل ايدئولوژي، محمدي ري شهري، محمد، ص 149 ـ 152.
2. مرجئه، تاريخ و انديشه، جعفريان، رسول،  ص 40 ـ 50، نشر خرم، سال 1371.
3. تاريخ علم كلام و مذاهب اسلامي، ولوي، علي محمد، ج 2، ص 305 ـ 325.
4. تاريخ علم كلام در ايران و جهان اسلام، حلبي، ‌علي اصغر، ناشر اساطير، 1373 ش.
5. السير الكبير، الشيباني، ج 1، ص 36.
6. شرح ابن ابي الحديد معتزلي، ج 17، ص 155 و ج 1، ص 169.
 
پي نوشت ها:
[1] . ارجاء به معني تأخير است و در اصطلاح گفته‌اند: مرجئه ايمان را مقدم مي‌دانستند و عمل را به تأخير مي‌انداختند، براي اين ر.ك به: الملل و النحل، تك جلدي، المذاهب الاسلاميه، استاد سبحاني، ص 73؛ و درس‌هايي از علم كلام، دكتر طاهري، ص 93 ـ 94.
[2] . ر.ك: دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 5، ص 382، به نقل از مقالات الاسلاميين شيخ ابوالحسن اشعري...
[3] . ر.ك: دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 5، ص 382.
[4] . ر.ك: شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد معتزلي، ج 17، ص 223؛ و احتجاج طبرسي، ج 2، ص 381.
[5] . ر.ك: المناظرة في الامامة، حسن، الشيخ عبدالله، ص 151.
[6] . صف، 3.
[7] . بقره، 124؛ و هم چنين ر.ك به: آموزش عقايد، مصباح يزدي، محمد تقي، تك جلدي، ص 319، چ سوم، 1378.
[8] . دايرة المعارف، البستاني، بطري، ج 2، ص 120، انتشارات دار المعرفة بيروت.
[9] . ر.ك: ركبت السفينة، خليفات، مروان، باب سوم، فصل چهارم، ص 559 ـ 561؛ به نقل از حلية الاولياء، ج 2، ص 197؛ و ر.ك: به احتجاج طبرسي، ج 2، ص 267 ـ 270.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :