امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
696
در کتاب آیین وهابیت آمده است که عمر خطاب به عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ توسل می جست و از خدا می خواست باران ببارد و خدا باران می فرستاد آیا با توجه به ماهیت عمر در غصب حق حضرت علی ـ علیه السلام ـ و درگیری با حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ چطور خداوند دعاي او را مستجاب مي کرد و اين باعث پيروي و وفادار ماندن جماعت اهل سنت تا قيامت به او نمي شود؟

در جامعه بشری انسان های زیادی هستند که در مشکلات دنیوی غوطه ور شده و امیدشان از همه جا و همه کس قطع شده است و در این هنگام است که انسان فطرتاً به دنبال اکسیر شفا بخشی می باشد که بتواند به آن امیدوار باشد نکته اوجی که او را از پوچ گرایی (نهليست) بتواند نجات دهد، آری در این هنگام است که قلب بشری از درون به یک قدرت بی انتها متوجه شده و با تمام وجود به آن دل می بندد و همان قدرت بی پایان، در این موارد امر به أخذ وسیله برای رسیدن به مطلوب است که همان قاعده دعا و توسل می­باشد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ».[1]
در ابتدا برای حل شبهه­ای که از مطالعه کتاب آیین وهابیت برای شما ایجاد شده است متن مورد نظر را آورده و آن را تشریح می کنیم.
در کتاب آیین وهابیت آمده است که: «و استسقی عمر بن الخطاب بالعباس عام الرماده إشتد القحط فسقاهم الله تعالی به و اخصبت الارض. فقال عمر هذا: و الله الوسیله الی الله و المکان منه؛ ترجمه: در سال رماد وقتی قحطی به اوج رسید، عمر بوسیله عباس طلب باران نمود، خداوند به وسیله او آنان را سیراب کرد و زمین­ها سر سبز گردید، پس عمر رو به مردم کرد و گفت به خدا سوگند: عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی نزد خدا دارد».[2]
در ادامه عمر خطّاب چنین می گوید:
«ای مردم، پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به عباس از دیده پدری می نگریست از او پیروی کنید و او را وسیله خود به سوی خدا قرار دهید».[3]
بنابراين عمر بن خطاب براي طلب باران به عباس (عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ) متوسل مي­شود، نه این که خودش دعا کند و باران ببارد.
شعری که شاعر معروف عرب حسّان بن ثابت در این مورد سروده موید صریحی است بر آن چه گفته شد: ترجمه:
«پیشوا هنگامی که قحطی شدید همه جا را فرا گرفته بود درخواست باران نمود، آن گاه ابر آسمان به نورانیّت عباس مردم را سیراب کرد، عباس که عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است، مقام و منزلت را از او به ارث برده است، خداوند بوسیله او (عباس) سرزمین­ها را زنده کرد، همه جا پس از نومیدی سر سبز گردید و وقتی آب باران همه جا را گرفت، مردم با مسح بدن عباس تبّرک می­جستند و گفتند آفرین بر تو ای ساقی دو حرم».[4]
با توجه به عبارات این شاعر به خوبی می­توان نتیجه گرفت که عمر بن خطّاب متوسل به عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ عباس شده تا این که دعا کند باران بيايد و او هم دعا کرد و باران آمد.
آيت الله سبحاني اين مطلب را در راستاي ردّ عقايد وهابيت که توسل را حرام و موجب شرک مي­داند، ذکر نموده است. به اين معني که در نزد عمر خليفه دوم توسل حرام نبوده و لذا به حضرت عباس عموي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ متوسل مي­شود که از خدا بخواهد باران ببارد،.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ توسل یا استمداد از ارواح مقدسه نوشته آیت الله شیخ جعفر سبحانی.
2ـ کتاب آیین وهابیت، شیخ جعفر سبحانی.
3ـ شب های پیشاور.
4ـ بدایه المعارف، نوشته سید محسن خرازي.

پي نوشت ها:
[1] . مائده / 35.
[2] . سبحانی، جعفر، آیین وهابیت، موسسه دار القرآن الکریم، 1364، ص 155.
[3] . سبحانی، جعفر، آیین وهابیت، موسسه دار القرآن کریم، تابستان 1364، ص 156.
[4] . همان مدرک، ص 155.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :