امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
590
شيعيان منابع حديث خود را پيامبر(صلى الله عليه وآله) و نيز امامان خود مى دانند و در كتب خود در مورد اسناد حديث توجه نظر ندارند و در بسيارى موارد احاديث منقوله ايشان با قرآن كريم در تعارض است، در حالى كه اهل سنت منبع حديث را فقط پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)مى دانند و براى عمل به اين احاديث توجهات خاصى دارند: 1ـ اسناد حديث (كه از احاديث منقطع السند يا مجهول السند پرهيز مى كنند) 2ـ متن احاديث (از احاديثى كه با مضمون قرآن يا احاديث قوى السند مخالفت دارد پرهيز مى كنند) و با توجه به اين دو شرط، 2 كتاب صحيح بخارى و مسلم از مهم ترين منابع آنها مى باشد.

در مورد نقل حديث از ائمه(عليهم السلام) دو نكته قابل توجه است:
1ـ پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در حديث ثقلين([1]) كه مورد قبول فريقين است مسلمانان را به تمسك جستن به دو ثقل (قرآن و اهل بيت) موظف نموده، پس نقل حديث از ائمه(عليهم السلام)بر طبق دستور رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) است.
2ـ همان طور كه اهل سنت سند احاديث خود را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) ختم مى كنند، شيعيان نيز به همين روش مشى مى كنند چون ائمه اطهار(عليهم السلام) احاديث خود را از طريق پدرانشان از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنند و اگر در بعضى موارد سند ذكر نمى شود به خاطر مشخص بودن سند و طريق نقل آنها از پيامبر(صلى الله عليه وآله) است.
در روايتى آمده كه جابر از امام محمد باقر(عليه السلام) درخواست مى كند كه سند احاديث خود را بيان كند. حضرت(عليه السلام)در جواب مى فرمايند: نقل كرده براى من پدرم از جدّم از رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) و هر روايتى كه بيان مى كنم به همين سند است.([2]) و اين بهترين و موثق ترين سند براى يك روايت است و ابن حجر از احمد بن حنبل نقل مى كند كه: چنين سندى را اگر بر مجنون قرائت كنى خوب و سالم مى شود.([3])
اما اين كه شيعيان به سند حديث توجهى ندارند، ادعايى است باطل، چرا كه آنان نسبت به سند حديث ـ قبل از وارد شدن به بحث دلالى ـ اهتمام مىورزند و تك تك راويان را مورد بررسى قرار داده و اگر خللى و ضعفى حتى در يك راوى پيدا شود در مقام عمل و استناد و فتوى آن را طرد مى كنند و شاهد بر اين مطلب كتب رجالى متعدد و معتبرى است كه علماء شيعه در علم رجال نگاشته اند.([4])
مطلب ديگر اينكه شما به شيعيان تعارض احاديث با قرآن را نسبت مى دهيد در حالى كه از شرايط قبول روايت نزد آن ها، عدم تعارض بلكه موافقت آن با قرآن است و دليل بر آن رواياتى است كه در منابع حديثى شيعى بيان شده از جمله از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمودند: (ما لم يوافق من الحديث القرآن فهو زخرف) «هر روايتى كه با قرآن موافق نباشد باطل است.»([5])
اما اين كه اهل سنت ادعا مى كنند تمام روايات موجود در صحاح آنها ـ مخصوصاً صحيح بخارى و صحيح مسلم ـ از نظر سند و متن قوى است و تمام آنها صحيح است ادعاى درستى نيست چون در بين رواة و ناقلين حديث در اين كتب، افراد ضعيف و غير موثق موجودند، كه در منابع خود اهل سنّت، اين مطلب اشاره شده، از جمله ابن حجر در هدى السارى مقدمه فتح البارى (شرح صحيح بخارى) عده اى از راويان را تضعيف نموده و به وجه ضعف آن ها هم اشاره نموده،([6]) هم چنين نووى در شرح صحيح مسلم، ادعاى مسلم بر صحيح بودن تمام احاديث اين كتاب را، نپذيرفته و گفته در صحّت احاديث زيادى از اين كتاب اختلاف است.([7])

پي نوشت ها:
[1]- صحيح مسلم (بيروت، دار احياء التراث العربى، كتاب فضائل الصحابة، باب فضائل على بن ابى طالب) ج 4، ص 1873.
 ـ سنن ترمذى (بيروت، دار احياء التراث العربى، كتاب مناقب اهل بيت) باب 32، ج 5، ص 662، ح 3786.
 ـ حاكم نيشابورى، مستدرك (بيروت، دار المعرفة، ج 3، ص 148.
 ـ ابن اثير، اسد الغابة (بيروت، دار احياء التراث العربى) ج 2، ص 12.
[2]- شيخ مفيد، امالى شيخ مفيد (قم، جامعه مدرسين) ص 42، مجلس 5، ح 10.
[3]- ابن حجر هيثمى، صواعق المحرقه (مكتبة القاهره، 1385هـ، چاپ دوم) ص 205.
[4]- از جمله: رجال نجاشى، رجال كشّى، رجال برقى، معالم العلماء، ابن شهرآشوب و فهرست شيخ طوسى و...
[5]- حرّ عاملى، وسائل الشيعه (بيروت، آل البيت، چاپ 2، 1414 هـ) ج 27، ص 110، ح 33345.
 ـ  كلينى، اصول كافى، دارالاسوة، باب اخذ السنة و شواهد الكتاب، ج 1، ص 90، ح 202.
[6]- ابن حجر عسقلانى، هدى السارى، مقدمه فتح البارى (شرح صحيح بخارى، بيروت، دار المعرفه) ص 460.
[7]- نودى، شرح صحيح مسلم (بيروت، دارالكتاب العربى، 1407 هـ) ج 2، ص 207.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :