امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
672
به عقيدة اهل سنت، روايت « انما مثل اهل بيتي فيكم كسفينة نوح في قومه ...» به جهت ضعف سند و ضعف متن و مجهول بودن روات آن، روايتي مطرود است و نمي‌توان به آن استناد كرد.

اين روايت از 3 جهت مورد اشكال واقع شده است « اول: ضعف متن، دوم: ضعف سند، سوم: مجهول بودن روات آن.» اينك به بررسي يك يك اين اشكالات مي پردازيم.
اوّل: ضعف متن اين روايت: هر مسلماني كه اعتقاد راسخ به هدايتگري قرآن داشته باشد،‌هنگام بررسي و تفكر در روايات، در مرحله اوّل، آنها را با ميزان قرآن مي‌سنجد، تا از هرگونه تشويش اذهان و سردرگمي به دور بماند. آنچه محتواي اين روايت به مخاطب خويش عرضه مي‌كند، مصداق و مفهوم آيات قرآن است كه خداوند در خصوص اهل بيت (ع) نازل فرموده است. از جمله آياتي كه مي‌توان معيار و ميزان براي اين روايت قرار دارد، آية تطهير است: « انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً »[1] كه به تصريح علماي اهل سنت، در شأن و منزلت اهل بيت پيامبر(ص) نازل شده است و خداوند در اين آية مباركه اهل بيت را از هرگونه رجس و پليدي به دور مي‌داند و تواتر اين كه اين آيه در باب فضايل اهل بيت نازل شده است، به حدّي است كه اكثر علماي بزرگ اهل سنت به آن اشاره مي‌كنند.[2]در مرحلة دوم، اينگونه روايات با ميزان روايات ديگر و قابل استناد سنجيده مي‌شود و از جمله رواياتي كه حديث سفينه را مي‌توان با آن سنجيد، حديث ثقلين است كه صحت و درستي آن نزد اكثر علماي اهل سنت به اثبات رسيده است چرا كه كسي نمي‌تواند در سند و متن و سلسلة روات آن خدشه‌اي وارد كند و تواتر اين حديث و تعدّد راويان آن، ما را از هر‌گونه ابهام به دور نگاه مي‌دارد. پيامبر(ص) در اين حديث ، اهل بيت خويش را در رديف قرآن قرار مي‌دهد وهمانگونه كه قرآن را كتابي از سوي خدا براي هدايت جامعه و مردم معرفي كرده، اهل بيت خويش را به عنوان عِدل و ثقل ديگر اين ميزان هدايت مي‌داند و مي‌فرمايد: «اني تارك فيكم الثقلين او خليفتين كتاب الله، حبل ممدود ما بين السماء و الارض و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتّي يردا علي الحوض»[3] يعني : « من از ميان شما مي روم و دو بار گران سنگ يا دو جانشين در ميان شما مي‌گذارم، يكي كتاب خدا است كه ريسماني است، ميان زمين و آسمان و ديگري عترت و اهل بيت من است و اين دو از هم جدا نمي‌شوند تا ( در روز قيامت) نزد حوض كوثر بر من وارد شوند.»
و روايات ديگري كه در شأن و منزلت اهل بيت آمده است، مثل: « اهل بيتي أمان امتي ....»[4]كه وضوح متن روايت سفينه را روشن مي‌سازد.
دوم: ضعف سند اين روايت: اين روايت از لحاظ سند بنابر آنچه علماي اهل سنت نقل كرده‌اند، از صحابه مختلف     پيامبر(ص) نقل شده است كه، در اينجا به برخي از ايشان اشاره مي‌كنيم: 1 ـ حاكم در مستدرك الصحيحين به سند خود از حنش الكتاني از اباذر نقل مي‌كند و مي‌گويد: (حاكم نيشابوري) اين حديث نزد مسلم هم صحيح است.»[5]
2 ـ أبي نعيم در حلية الاولياء به سند خود از سعيد بن جبير از ابن عباس.[6] 3 ـ هيثمي در مجمع الزوائد از عبد الله بن الزبير.[7] 4 ـ خطيب بغدادي در تاريخ بغداد به سند خود از انس بن مالك.[8] 5 ـ سيوطي در الدر المنثور در ذيل آيه58 سورة بقره، از ابن ابي شيبه از علي بن ابي‌طالب (ع) .[9] 6 ـ متقي هندي در كنز العمال از عباد بن عبدالله الأسدي از علي بن ابي طالب (ع) [10] هيثمي در مجمع الزوائد از ابي سعيد الخدري[11].
پس اين تواتر طريق و سند روايت و تعدد راويان، هر‌گونه شبهه را از ذهن بيرون مي‌كنند.
سوم: مجهول بودن روات اين روايت: آنچه مسلم است، روايتي مجهول است و روات آن قابل استناد نيستند، كه نزد علماي رجال و حديث شناخته شده و معروف نباشند، يا اگر معروف نزد ايشان باشند، از صحابة نزديك كه دهها و صدها روايت ديگر را نيز نقل كرده‌اند، نباشند؛ در حالي كه روات اين حديث شريف همه از اصحاب نزديك پيامبر (ص) و بعض از آنها مثل علي بن ابي‌طالب (ع)  و ابن عباس و ... از ياران پيامبر (ص) و مورد وثوق آن حضرت مي‌باشند و پيامبر(ص) در جاي ديگر از آنها بسيار نيكو تكريم و تعظيم مي‌كند و آنها را بزرگ مي‌شمرد؛ مثل اينكه در مورد علي بن ابي‌طالب مي‌فرمايد: «علي مع الحق و الحق مع علي»[12] و «علي مع القرآن و القرآن مع علي».[13]
پس اين روايت نه تنها از لحاظ متن، سند و روات ضعيف نيست، بلكه داراي مرتبه‌اي عالي است و از شمار روايات متواتره است. اگر كسي بگويد با تمام اين مطالب گفته شده، در بعض از طرق، راويان اين روايت مورد خدشه هستند، در پاسخ مي‌گوييم، تواتر اين روايت جبران كنندة ضعف سند مي‌گردد و آن را در شمار روايات قويّه قرار مي‌دهد.
براي مطالعه بيشتر مي‌توان به كتابهاي « سبيل النجاه تتمه المراجعات» نوشتة شيخ حسين الراضي، صفحات 23 و 24، و « دروس في فقه الاماميه» نوشتة دكتر شيخ عبدالهادي فضلي حجازي، چاپ بيروت، 1402 هـ .ق، نشر مؤسسه ام القري، قم ج 1، صفحات 176 تا 181 كه بيش از 70 مدرك براي اثبات اين موضوع ذكر كرده است. مراجعه شود.

پي نوشت ها:
[1] - سورة احزاب ، آية 33 .
[2] - صحيح مسلم، كتاب فضايل الصحابه، باب فضائل اهل بيت، مطبعة بولاق، سال 1290 هـ . ق ، صحيح ترمذي ، مطبعه بولاق، ج 2، ص 209 و 319 . مسند احمد بن حنبل، مطبعة ميمنية مصر، سال 1313، هـ .ق، ج 1 ص 330 .
[3] - صحيح مسلم، كتاب فضايل الصحابه ، باب من فضايل علي بن ابي‌طالب (ع) ، مطبعة بولاق، سال 1290 هـ .ق .صحيح ترمذي ، همان مأخذ، ج 2 ، ص8 30.
مسند احمد بن حنبل، همان مأخذ، ج 3، ص 17، و ج 4 ص 371 و ج 5 و 181 .
ابي نعيم ، حليه الاولياء ، مطبعه سعادت مصر، سال 1351 هـ .ق، ج 1، ص 355، و ج 9، ص 64 .
[4] - حاكم، مستدرك الصحيحين، مطبعه مجلس دائره المعارف النظامية حيدر آباد دكن، ج 3، ص 149 و 458 .
[5] - حاكم، مستدرك الصحيحين ، همان مأخذ، ج 2 ، ص 343 .
[6] - ابي نعيم، حليه الاولياء، همان مأخذ، ج 4 ، ص 306 .
[7] - هيثمي ، مجمع الزوايد، مكتبة قدسي، سال 1352 هـ .ق، ج 2 ، ص 168.
[8] - خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، مطبعة سعادت، مصر، ج 12، ص 19 .
[9] - سيوطي، الدر المنثور، مطبعة ميمينة مصر، سال 1314 هـ .ق،‌ ذيل آيه 58 سورة بقره.
[10] - متقي هندي، كنزالعمال، مطبعه دايره المعارف حيدر آباد دكن، سال 1312 هـ .ق، ج 1، ص 250، و ج 6، ص 216 .
[11] - هيثمي، همان مأخذ، ج 9، ص 168 .
[12] - خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، همان مأخذ، ج 14، ص 321 . هيثمي، مجمع الزوايد، همان مأخذ، ج 7، ص 235 .
[13] - حاكم، مستدرك الصحيحين، همان مأخذ، ج 3، ص 124 . ابن حجر هيثمي، مجمع الزوايد، همان مأخذ، ج 9، ص 134 . و ابن حجر هيثمي در صواعق المحرقة ، مطبعه ميمنية مصر، ص 75 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :