امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
658
ائمة اربعه اهل سنّت هيچگونه علمي از امام صادق (ع) نياموخته‌اند و هيچ عقيده‌اي از مذهب جعفري نگرفته‌اند. و بر فرض كه در محضر امام صادق (ع) تلمذ نموده باشند، معنايش اين نمي‌باشد كه امام صادق (ع) تنها استاد آن‌ها بوده باشد بلكه يكي از اساتيد آن‌ها بوده است و اساتيد اصلي آن‌ها كبار علماي عصرشان بوده‌اند.

در پاسخ به قسمت اوّل سؤال، آنچه در تاريخ و كتب فقهي اهل سنّت خصوصاً كتب روايي آن‌ها نقل شده است. اين مطلب يقيني است كه ائمه مذاهب اربعه اهل سنّت (و بسياري از شيوخ و بزرگان اين مذاهب) بدون واسطه يا با واسطه از محضر مبارك امام صادق(ع)  استفاده كرده‌اند.
در رأس اين پيشوايان «ابوحنيفه» قرار دارد، ابوحنيفه (متوفي 150 هـ) كه از معاصران امام صادق(ع) بوده است، و افتخار به شاگردي امام صادق (ع) مي‌كرده و او را استاد بدون واسطة خويش مي‌دانست. در جامع المسانيد ابوحنيفه كه مشتمل بر 14 كتاب حديث است، رواياتي كه به ابوحنيفه منتهي مي‌شود جمع‌آوري شده است؛ و در آن رواياتي وجود دارد كه مضمون آن‌ها دلالت بر استفادة علمي ابوحنيفه نزد امام محمد باقر (ع) و حضرت صادق (ع) دارد. ابوحنيفه امام صادق (ع) را عالم از همه مي‌دانست، و از او نقل شده است كه: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» «من از جعفر بن محمد (امام صادق (ع)) فقيه‌تر نديدم.»[1]  و نيز از ابوحنيفه نقل شده است كه مي‌گفت: «لولاء السنتان لهلك نعمان» اگر دو سال نبود «نعمان» (نام ابوحنيفه، نعمان بن ثابت مي‌باشد) هلاك شده بود.
امام مالك بن انس‌ (م 179 هـ) مؤسس مذهب مالكي نيز از كساني مي‌باشد كه از محضر امام صادق (ع) استفاده كرده است. وي در كتاب الموطاء 40 روايت از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نقل مي‌كند، كه تعدادي از اين روايات مستقيماً از شخص امام صادق (ع) است و اين دلالت بر استفادة علمي مالك بن انس‌ نزد امام صادق (ع) مي‌كند. علاوه بر اين‌كه اشعار باقيمانده از وي نيز دلالت بر دوستي با اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ دارد. او دربارة امام صادق (ع) چنين مي‌گويد: «هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نكرده است كه از حيث علم، عبادت و تقوي برتر از جعفر بن محمد باشد.[2] علاوه بر ابوحنيفه و مالك بن انس عدة زيادي از بزرگان اهل سنّت نيز امام صادق (ع) را ستوده‌اند ابن حجر عسقلاني مي‌گويد: «فقهاء و محدثاني همچون، شعبه، سفيان ثوري، سفيان بن عنيه، مالك بن انس ابن جريح، ابوحنيفه، و حبيب بن خالد، قطان، ابوعاصم، و گروه انبوه ديگري از جعفر بن محمد حديث نقل كرده‌اند.»[3] جاحظ مي‌گويد: «جعفر بن محمد، الذي ملأ الدنيا علمه و فقهه، و يقال ان ابا حنيفه من تلامذته و كذلك سفيان الثوري، و حسبك بهما في هذا الباب»[4] كه صريحاً ابوحنيفه و سفيان ثوري را از شاگردان امام صادق (ع) مي‌داند و بيان مي‌كند كه اين دو نفر از مكتب آن حضرت استفاده مي‌كردند.
جمال الدين ابوالمحاسن بيان مي‌كند كه: «جعفر بن محمد كه به صابر و فاضل و طاهر ملقّب بود... و ابوحنيفه، ابن جريح، شعبه، سفيان ثوري و سفيان عنيه، مالك و غير از اينها از بزرگان حديث و علم از او حديث نقل مي‌كنند.»[5] محمود بن وهيب بغدادي در كتاب جواهر الكلام مي‌گويد: «جعفر بن محمد... و روايت كرده‌اند از او علماء بزرگي مانند يحيي، مالك بن انس و ابوحنيفه و ديگران»[6] عبدالله شبراوي و محمد الحضرمي نيز مي‌گويد: «...جعفر الصادق كه از او روايت كرده‌اند عدّه زيادي، از جمله، مالك بن انس، ابوحنيفه و يحيي بن سعيد و ابن جريح و الثوري»[7] پس اين مطلب يقيني مي‌باشد كه ائمة مذاهب اربعة اهل سنّت بدون واسطه يا با واسطه از محضر مبارك امام صادق (ع) كسب علم كرده‌اند. امام ابوحنيفه (م 150 هـ) مؤسس مذهب حنفي از معاصران آن حضرت بوده و همواره به شاگردي امام صادق (ع) افتخار مي‌كرده است.
امام مالك بن انس (م 179 هـ) مؤسس مذهب مالكي از شاگردان رسمي آن حضرت بوده است و در كتاب خود بدون واسطه از امام صادق (ع) نقل حديث مي‌كند. امام شافعي (م 204 هـ) شاگرد مالك بوده است و به وسيلة او و ديگران از امام صادق (ع) روايت نقل مي‌كند كه اين روايات در مسند شافعي موجود مي‌باشد. امام احمد بن حنبل (م 241 هـ) مؤسس مذهب حنبلي هم شاگرد امام شافعي است و به وسيلة او از امام صادق (ع) با واسطه استفاده كرده است.
امّا در پاسخ قمست دوّم سؤال، با توجّه به اين‌كه مسلّماً ائمّة مذاهب اربعه افتخار شاگردي امام صادق ـ عليه السّلام ـ را داشته‌اند، شاگردي آن‌ها از غير امام صادق ـ عليه السّلام ـ، خللي به اين موضوع وارد نمي‌سازد و امام صادق ـ عليه السّلام ـ به گفتة اين علماي اربعه بزرگ‌ترين فقيه و دانشمند عصر خويش بوده است؛ به طوري كه در امور متعدد به وي رجوع مي‌كردند.

پي نوشت ها:
[1] - ذهبي، تذكرة الحفاظ، بيروت، دار احياء التراث ج 1، ص 166، و جامع الاسانيد ابي حنيفه، ج 1، ص 222.
[2] - تهذيب، ج 2، ص 104.
[3] - ابن حجر عسقلاني، تهذيب التهذيب، دارالفكر بيروت، ج 1، ص 88.
[4] - رسائل الحافط، للسند، ص 106.
[5] - النجوم الزاهدة، ج 2، ص 8.
[6] - جواهرالكلام، ص 13.
[7] - التخاف بحبّ الاشراف، عبدالله شبراوي، ص 54، التشريع الاسلامي، محمد الحضرمي، ص 263.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :