امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
713
همسران پيامبر اسلام همواره بر ايمان و اسلام خود تا آخر عمر پايدار بودند و در تاريخ زمان پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و بعد از ايشان هيچ‌گونه مخالفتي توسط زنان پيامبر خصوصاً عايشه با سنّت نبوي صورت نگرفته است.

در پاسخ اين سوال مي‌توان گفت كه اكثر زنان آن حضرت از ايمان و اسلام استوار برخوردار بودند؛ به‌طوري‌كه بعضي از آن‌ها در شمار زنان عاقله و فاضله‌ي زمان خود محسوب مي‌شوند[1] و هيچ مخالفتي جدي از طرف آن‌ها نسبت به اسلام و سنّت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ ثبت نشده است.
امّا تاريخ به خوبي نشان مي‌دهد كه بعضي از همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نه تنها معرفت لازم را نسبت به مقام نبوّت نداشتند، بلكه گاه او را همچون فردي عادي مورد بازخواست و اهانت قرار مي‌دادند! در حالي‌كه بنابر آيات شريفة قرآن پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از جانب خود كاري را انجام نمي‌داد و از روي هواي نفس سخنی بر زبان نمي‌راند «ولكم في رسول الله اسوة حسنه»[2] و «ما ينطق عن الهوي ان هو وحي يوحي»[3] بنابراين برداشت اين معنا كه همه‌ي آن‌ها افراد شايسته و كاملي بودند، بي‌دليل و نادرست مي‌باشد.
از جملة اين زنان مي‌توان به «عايشه» و «حصفه» اشاره كرد كه در تاريخ از آن‌ها نافرماني‌ها و مخالفت‌هايي نسبت به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ذكر شده است كه يكي از اين مخالفت‌ها را خداوند در قرآن متذكّر مي‌شود خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «به ياد بياوريد، هنگامي كه پيامبر يكي از رازهاي خود را به بعضي از همسرانش گفت و آن‌ها اين راز را افشا ساختند»[4] طبق نظر اكثر محدثين و مفسرين شيعه و اهل سنّت منظور از بعضي از همسران، در اين آيه «عايشه» و «حصفه» مي‌باشد كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ رازي را مبني بر نخوردن عسل «مغافير» را با آن‌ها در ميان گذاشت و قول گرفت كه اين راز را به كسي نگويند. امّا اين‌ها به حرف پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گوش ندادند و اين راز را فاش نمودند و اين كار پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را ناراحت ساخت به ‌طوري‌كه در اين مورد آياتي نازل شد. پس با توجّه به اين آيات عايشه و حصفه، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را آزورده و ناراحت ساختند و راز او را افشا ساختند.[5]
سپس قرآن روي سخن را به اين دو همسر پيامبر كه در اين توطئه دست داشتند مي‌گيرد و مي‌گويد: «اگر شما از كار خود توبه كنيد، و دست از آزار پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برداريد به سود شماست زيرا دل‌هاي شما با اين عمل از حق منحرف گشته و به گناه آلوده شده است».[6]
در صحيح بخاري از ابن عباس نقل شده كه مي‌گويد: از عمر پرسيدم آن دو نفر از همسراني كه برضد پيامبر دست به دست هم داده بودندند، چه كساني بودند؛ گفت: «عايشه و حفصه»[7]. خلاصه آيات فوق نشان مي‌دهد كه بعضي از همسرانش به‌خاطر رقابت‌هايي كه با يك‌ديگر داشتند، گاه روح پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را جريحه دار مي‌كردند، و گاه به اعتراض نسبت به او و يا افشاء سرّش مي‌پرداختند، تا آن‌جا كه خداوند به سرزنش آنان و دفاع از پيامبرش پرداخته و حتّي آن‌ها را تهديد به طلاق مي‌كند.
غير از اين مورد نافرماني‌هاي ديگري نيز از عايشه، در زمان حيات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است مثل اذيت حضرت فاطمه زهرا ـ عليها السّلام ـ. ابن ابي الحديد مي‌گويد: «كانت تكثر الشكواي من عايشه»[8] يعني فاطمه را دلي پر درد از دست عايشه بود. خود پيامبر در مورد او مي‌گويد «و يحها لو استطاعت ما فعلت»[9] يعني واي بر عايشه اگر از دستش برمي‌آمد چه‌ها كه مي‌كرد: او شب‌ها پيامبر را تعقيب مي‌كرد و به‌خاطر حسادتي كه داشت با همسران ديگر پيامبر اختلاف پيدا مي‌كرد.[10] خودش مي‌گويد نسبت به هيچ زني به اندازه (ماريه) رشك و حسادتم تحريك نشد.[11]
امّا بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم او شروع به مخالفت‌هايي نسبت به اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نمود كه اوج آن در زمان خلافت علي ـ عليه السّلام ـ و امام حسن ـ عليه السّلام ـ مي‌باشد.
عايشه برخلاف نص صريح قرآن و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ عمل كرد و گام در راهي گذاشت كه خدا و پيامبر او را از آن نهي كرده بودند چون قرآن در مورد زنان پيامبر مي‌فرمايد «وقرن في بيوتكُّنَّ ولا تَبرَّ جَنَ تبرُّج الجهليّة الاولي»[12] يعني اي زنان پيامبر تا دم مرگ ملازم خانة خود باشيد و مانند زنان زمان جاهليت خودنمائي ننمائيد.
وقتي عايشه مي‌خواهد به جنگ علي ـ عليه السّلام ـ خليفة پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برود، «ام سلمه» به او مي‌گويد: قد نهاكَ عن الغرطة في البلاد، اي عايشه خداوند تو را از گردش در سرزمين‌ها ممنوع ساخته و گوشة خانه را براي تو پسنديده است...».[13] و يا علي ـ عليه السّلام ـ مي‌گويد: تو اي عايشه از خانة خود پا به بيرون نهادي در اين كار با خدا و پيامبرش نافرماني مي‌كني زنان را با بسيج و سپاه و خود نمايي در ميان رزمندگان چه‌كار؟...[14]
ولي عايشه با همة اين تأكيدات و با علم به خلاف خود پاي در فتنه و جنگي گذاشت كه جز گناه و پشيماني هيچ سودي نداشت.
براي مطالعه بيشتر  كتاب عايشه در اسلام نوشته علّامه عسكري توصيه مي‌شود.

پي نوشت ها:
[1] ـ بنت الشاطي، عايشه، النساء النبي، چ بيروت و مسعودي؛ مروج الذهب، ترجمه پاينده، ج 1، ص 63.
[2] ـ سورة، احزاب، آية 33.
[3] ـ سورة النجم، آية 53.
[4] ـ سورة تحريم، آية 3.
[5] ـ صحيح بخاري، چ مصر، ج 3، ص 137؛ صحيح مسلم، ج 1، ص 579؛ صحيح ترمذي، ج 2، ص 409.
[6] ـ سورة تحريم، آية 4.
[7] ـ صحيح بخاري، ج 6، ص 195.
[8] ـ ابن ابي الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج 1، ص 63.
[9] ـ مسند احمد، ج 6، ص 147.
[10] ـ صحيح بخاري، ج 3، ص 164؛ مسند احمد، ج 6، ص 164.
[11] ـ طبقات ابن سعد، ج 1، ص 134.
[12] ـ سورة احزاب، آية 33.
[13] ـ ابن ابي الحدي، شرح نهج‌البلاغه، ج 2، ص 79؛ عقد الفريد، ج 2، ص 69.
[14] ـ همان منبع، ج1، ص 63.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :