امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
643
كفالت پيامبر(ص) بر عهدة زبير بن عبدالمطلب بوده است نه ابوطالب.

چنين شبهه‌اي قابل قبول نيست و تا به حال هيچ منبع معتبري مدعي چنين مطلبي نشده است، چنان كه منابع دست اوّل تاريخ اسلام نيز اين شبهه را مردود مي‌دانند و ابوطالب را به عنوان كفيل پيامبر (ص) مي‌دانند و چنين آورده‌اند كه رسول خدا (ص) هشت ساله بود كه جدّ بزرگوارش وفات يافت، عبدالمطلب در هنگام وفات كفالت و نگهداري پيامبر (ص) را به ابوطالب سفارش و توصيه كرد.[1] چنانكه اين وصيت به بيان شعر بيان شده است:
                 اوصيك يا عبد مناف بعدي              بموعد بعد ابيه فردٍ[2]
اي عبد مناف (ابوطالب) نگاهداري و حفاظت شخصي را كه مانند پدرش يكتاپرست است بر دوش تو مي‌گذارم و ابوطالب در پاسخ گفت: پدرجان محمد (ص) هيچ احتياجي به سفارش ندارد، زيرا او فرزند من است و فرزند برادرم. ابوطالب با عبدالله پدر پيامبر (ص) از يك مادر بودند.[3]
چون عبدالمطلب درگذشت ابوطالب پيامبر (ص) را پيش خود برد و پيامبر (ص) با او بود، ابوطالب ثروتي نداشت و نادار بود امّا بهترين سرپرست بود، علي u مي‌فرمايد: «پدرم در عين ناداري، سروري كرد و پيش از او هيچ فقيري سروري نيافت.[4]
ابوطالب نسبت به پيامبر (ص) چنان دوستي و محبت شديدي ابراز مي‌داشت كه هيچ يك از فرزندان خود را تا آن اندازه دوست نمي‌داشت، ابوطالب كنار پيامبر (ص) مي‌خوابيد و هر گاه بيرون مي‌رفت رسول خدا را همراه خود مي‌برد و چنان دلبستگي شديدي به پيامبر (ص) داشت كه نسبت به هيچ چيز چنان نبود و خوراك‌هاي خوب را مخصوص آن حضرت قرار مي‌داد.[5]
يعقوبي مي‌نويسد: « روايت شده است رسول خدا (ص) پس از وفات فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب، که زني مسلمان و بزرگوار بود، فرمود: «اليوم ماتت اُمّي» امروز مادرم وفات كرد، و او را در پيراهن خويش كفن كرد و در قبرش فرود آمد و در لحد او خوابيد و چون از ايشان پرسيدند که چرا براي فاطمه چنين بي‌تاب شده‌اي؟ فرمود: «او به راستي مادرم بود، چون كودكان خود را گرسنه مي‌گذاشت و مرا سير مي‌كرد. آنان را گَردآلود مي‌گذاشت و مرا تميز و آراسته مي‌نمود، و راستي كه مادرم بود.[6]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ زندگاني حضرت محمد خاتم النبيين، مؤلف رسولي محلاتي (ترجمة سيره ابن هشام).
2ـ تاريخ پيامبر اسلام، مؤلف محمد ابراهيم آيتي.
3ـ موسوعة التاريخ الاسلامي، يوسفي غروي.

پي نوشت ها:
[1] - محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم و الملوك، قاهره، مطبعة الاستقامه، بي‌تا، ج 2، ص 32، احمد بن اسحاق يعقوبي و تاريخ يعقوبي، مترجم، محمد ابراهيم آيتي، (تهران؛ شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چ ششم، 1371، ش)، ج 1، ص 368 و ابن هشام السيرة النبويه، (بيروت، دار احياء التراث العربي، بي‌تا)، ج 1، ص 189 و علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب، (مصر مطبعة السعاده چ چهارم، 1384 ق)، ج 2، ص 281.
[2] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
[3] - محمد بن جرير طبري ، همان، احمد بن اسحاق يعقوبي، همان، ابن هشام، همان.
[4] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
[5] - محمد بن سعد، الطبقات الكبري، قاهره، مطبعة نشر الثقافة الاسلاميه، 1358 ق، ج 1، ص 101.
[6] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :