امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
654
شيعه شهادت اهل سنت كه مي‌گويد: «لا اله الا الله، محمد رسول الله» را كامل نمي‌داند، و لذا آنها را كافر مي‌دانند، در حالي كه علامه مجلسي در حياة‌القلوب، ج 1، ص 2 اين شهادت را بر مهر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌داند.

كفر در لغت، يعني پوشاندن، و در شريعت عبارت است از انكار آنچه خدا معرفت آن را واجب كرده است. از قبيل وحدانيت و عدل خدا و معرفت آنچه پيغمبرش آورده است. و هر كس يكي از اركان دين را انكار كند، كافر است، لذا در عرف دين كسي كه وحدانيت خدا و يا نبوتِ نبي و شريعت و يا يكي از ضروريات را انكار كند،كافر است.[1]
خواجه نصيرالدين طوسي (ره) دراين باره مي‌فرمايد: «كسي كه در او ايمان نباشد، يا معتقد به ضدايمان، يا غافل از ايمان باشد، كافر است». وي اضافه مي‌كند كه: «اگر فردي اعتقاد به فساد چيزي كه از شرايط ايمان است، داشته باشد، يا شك داشته باشد، و شك او منجر به بي‌اعتقادي او شود وي كافر است.»[2]
از نظر فقهاي شيعه نيز كسي كه منكر خدا و يا قائل به شرك باشد يا پيغمبري حضرت خاتم الانبياء ـ صلّي الله عليه و آله ـ را انكار كند، و يا در يكي از اينها شك داشته باشد و همچنين كسي كه يكي از ضروريات دين، مثل نماز‌، روزه و ... را منكر شود. چنانچه بداند آنها ضروري دين است، كافر است. ولي اگر نداند آن ضروري دين است بهتر است از او اجتناب شود.[3]
پس كسي كه شهادتين بگويد، از نظر فقهاء شيعه كافر نيست، لذا بين كافر بودن و كامل نبودن فرق است. به همين خاطر گفته‌اند: اگر چيزي از ضروريات دين را عالماً عامداً انكار كند، كافر است. ولي انكار غيرعالمانه، كسي را كافر نمي‌كند، بلكه او مسلمان است همچنين عدم اعتراف به امامت وخلافت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و لو عالمانه هم باشد از نظر شيعه موجب كفر نيست. بلكه مي‌گويند غيرمعترف، در ايمان كامل نيست. امّا اگر فهميد كه اين انكار و عدم قبول منجر به عدم قبول نبوت مي‌شود، يقيناً مسأله فرق خواهد كرد.
شهيد مطهري (ره) كافر را چنين تعريف مي‌كند: «كسي كه به توحيد يا نبوت يا هر دو آنها معتقد نيست، يعني كسي كه وجود خدا را انكار مي‌كند، و كسي كه براي او شريك قائل است، و كسي كه پيغمبر اسلام را قبول ندارد، و كسي كه وجود خدا را انكار مي‌كند، و كسي كه براي او شريك قائل است، و كسي كه در امور فوق شك دارد، كسي كه منكر ضروري دين است و انكار او به انكار خدا و رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ برگردد، او كافر است.»[4]
ولي شيعه براي ايمان داشتن شرايطي قايل است، بدين گونه كه حتي ايمان به كتب قبلي نيز براي ايمان كامل لازم و ضروري است. چون همه پيامبران و همه كتب الهي مصدق كتاب پيشين و مبشر كتاب آينده بوده‌اند و قرآن مصدق همه آنان است. لذا شهادتين شرط ايمان داشتن و مسلماني است، ولي كمال آدمي و انسان در پذيرش و قبولي همة احكام و قوانين اسلامي است.
امّا ايمان در لغت، يعني گرويدن و تصديق كردن و در شريعت، يعني سر فرود آوردن، و پذيرش و اعتقاد و تصديق به آنچه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آورده است. پس كسي كه باور كند و شهادت دهد بدون شك مؤمن است، ولي اگر باور كند و عمل ننمايد فاسق است و كسي كه شهادت دهد و عمل كند امّا باور نداشته باشد، منافق است.[5] ايمان هفتاد و اندي باب است كه بالاترين ابواب آن شهادت به توحيد و يگانگي خداست، و پايين‌ترين مقام و باب آن سلامت نفس است و فرق ميان ايمان و اسلام آن است كه ايمان تحقق و اعتقاد است و اسلام خضوع و انقياد مي‌باشد.
با اين توضيح مختصر مشخص مي‌شود كه كسي كه پايين‌ترين درجه ايمان را داشته باشد، نمي‌توان به او نسبت كفر داد، امّا مي‌شود، گفت وي ايمانش كامل نيست، يا در مرتبة پايين قرار دارد. لذا قايل به شهادتين و لو عمل هم نكند، كافر نيست امّا در ايمان ناقص است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مسند احمد، الامام احمد بن حنبل، 6 جلدي، بيروت، دار صادر، ج 6، ص 106.
2. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدين هيثمي، ده جلدي، چ اول، سال 1408، بيروت، دار الكتب العلميه، ج 9، ص 163.
3. خصائص امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ ، ابي عبدالرحمان احمد بن شعيب النسائي الشافعي، بي‌تا، ناشر:‌ مكتبه نينوي الحديثه، ص 21.
4. جامع الضمير، جلال الدين عبدالرحمن بن ابي‌بكر للسيوطي، چ اول، سال 1401، بيروت، دار الفكر، ج 1، ص 352.
5. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، چاپ كتابخانه آيت الله مرعشي، ناشر دار احياء الكتب العربيه، بي‌تا، ج 1، ص 364.
6. بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 9، باب حب و بغض علي ـ عليه السّلام ـ ، ص 412.
7. كتاب ايمان و كفر، آيت الله سبحاني.
8. فتح الغدير، محمد بن علي بن محمد الشوكاني، عالم الكتب، بي‌تا، ج 5، ص 89.

پي نوشت ها:
[1] . فرهنگ علم كلام، سيد احمد خاتمي، ص 187، چ اول، تهران، سال 1370 ش.
[2] . كشف المراد في شرح التجريد الاعتقاد، علامه حلي، تصحيح آيت الله حسن زاده آملي، ص 413، چ اول، سال 1407، موسسه نشر اسلامي قم.
[3] . آشنايي با قرآن، شهيد مطهري، ج 4، ص 83، سال 1362، تهران، صدرا.
[4] . همان.
[5] . فرهنگ علم كلام، همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :