امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
695
آيا شيعيان بدون هيچ مدركي در صلوات بر پيامبر، آل پيامبر را اضافه كرده‌اند؟

واژة «اهل البيت»، تنها دو بار در قرآن كريم، استعمال شده است. يكي درباره حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ هنگامي كه فرشتگان به همسرش گفتند: « رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[1] و ديگري دربارة اهل بيت رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»[2] و اين آيه همان آيه معروف به تطهير است و مراد از آن، پنج تن آل عبا هستند.
مسلمانان، در طول تاريخ، به تبعيّت از قرآن كلمة «اهل بيت» را در مورد خاندان حضرت رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ بكار برده‌اند و به طوري اين اصطلاح اختصاصي شد كه استفاده از آن براي معناي ديگري احتياج به قرينه دارد.
در تفسير الميزان آمده است: «روايات در اين باره از هفتاد عنوان متجاوز است و آنچه اهل سنت نقل كرده‌اند، از روايات شيعه بيشتر است. اهل سنت آن را از چهل طريق، به روايت ام سلمه، عايشه،‌ابي سعيد خدري، سعد، وائله بن اسقع، ابي‌حمرا، ابن عباس، ثوبان غلام حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ، عبدالله بن جعفر بن علي بن ابيطالب و حسن بن علي ـ عليه السلام ـ نقل كرده‌اند. شيعه نيز، آن را بيشتر از سي حديث از حضرت علي ـ عليه السلام ـ ، امام سجاد ـ عليه السلام ـ ، و امام محمد باقر و امام جعفر صادق ـ عليهم السلام ـ ، ام سلمه، ابوذر، ابي ليلا، ابي الاسود، عمرو بن ميمون اودي و سعد بن ابي‌وقاص، نقل نموده‌اند.[3]
آيه 33 سوره احزاب به اتفاق مفسران و انديشمندان اسلام در شأن و مقام والاي اهل بيت پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نازل گرديده است. اهل سنت نيز روايات فراواني در شأن نزول اين آيه ذكر نموده‌اند، از جمله:
حاكم نيشابوري در مستدرك مي‌نويسد: «عبد بن جعفر از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ روايت مي‌كند كه آن حضرت ـ صلي الله عليه و آله ـ هنگامي كه رحمت الهي را در حال نزول ديدند فرمودند: به سوي من بخوانيد، صفيه گفت: چه كسي را؟ فرمود: اهل بيتم را، علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السلام ـ را. آن گاه كه آمدند، آن حضرت ـ صلي الله عليه و آله ـ عباي خويش را بر روي آنان افكند، سپس دستانش را بالا برده وعرض كرد: خداوندا! اينان اهل بيت من هستند، سپس بر محمد و آل محمد صلوات فرستاد. در اين هنگام خداي حكيم اين آيه را نازل فرمود.[4]
و از ام سلمه نقل شده كه: «آيه تطهير در خانه من و در حالي كه پنج تن آل عبا در آن بودند، نازل گرديد. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ آنان را با عبايي كه بر روي آنان افكند، پوشانيد. سپس فرمود: اينان اهل بيت من هستند، پروردگارا! رجس و پليدي را از آنان دور كن و ايشان را پاك و مطهر گردان.[5]
و مسلم در كتاب صحيح از يزيد ‌بن حيان عن زيد بن ارقم نقل مي‌كند: «رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرموده است: من در ميان شما دو گوهر گرانبها به جا مي‌گذارم، كتاب خدا كه ريسمان الهي است و هر كس از آن پيروي كند هدايت مي‌يابد و كسي كه آن را رها كند به گمراهي خواهد رفت. عرضه داشتم آيا همسران پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از اهل بيت مي‌باشند؟ فرمودند: خير، به خدا سوگند زن روزگاري را با مرد است و سپس مرد او را طلاق داده و زن به قوم خود باز مي‌گردد. اهل بيت من كساني هستند كه صدقه را بعد از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ بر خود حرام كرده‌اند.[6]
و عبدالرحمن بن ابي ليلي گويد: «كعب بن عجرة با من روبرو شد، گفت: «آيا هديه‌اي كه از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ گرفته‌ام به شما هديه كنم؟» گفتم بده. گفت: «از آن بزرگوار سوال كرديم، صلوات بر شما اهل بيت چگونه مي‌باشد؟» فرمود: بگويند: «اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد، اللهم بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. مؤلف اضافه مي‌كند كه اين حديث با همين الفاظ و حروف از امام محمد بن اسماعيل البخاري نقل شده.[7]
و ابوالحمراء خادم پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره آيه «و أمر اهلك بالصلاة و امطر عليها» مي‌گويد: «پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ هميشه (موقع نماز) درب خانه علي و فاطمه ـ عليهما السلام ـ را مي‌زد و مي‌فرمود: «نماز، خدا رحمت كند شما را و آيه 33 سوره احزاب را قرائت مي‌كرد.»[8]
ابي زكريا بن شرف النووي در كتاب خود «التبيان» در موقع ختم قرآن مي‌گويد: «دعاهايي مستحب است و او دعاها را كه بيان مي‌دارد به اين مي‌رسد كه بگويند: اللهم صل و سلم علي سيدنا محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و‌آل ابراهيم في العالمين انك حميد مجيد.[9]
و نووي در شرح مسلم در قسمت كسي كه مي‌خواهد داخل مسجد شود دعاهايي را آورده است و مي‌گويد: «اين قبيل دعا در سنن ابي داود و غيره آمده كه من آن را مفصلا جمع‌آوري كرده‌ام و در كتابي به نام «اذكار» آورده‌ام و آن گاه يكي از آن‌ها را اينگونه ذكر مي‌كند: «اعوذ بالله العظيم و بوجه الكريم و سلطانه من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله اللهم فصل علي محمد و آل محمد و سلم، اللهم اغفرلي ذنوبي و افتح لي ابواب رحمتك و في الخروج يقول...».[10]
روايتي از علي بن حسين ـ عليهم السلام ـ نقل شده كه در مني دعا مي‌كرد تا اينكه رسيد به نعمتهاي خدا و آنها را شكر مي‌كرد و مي‌فرمود: «يا ذا المعروف الذي لاينقض و يا ذالنعم التي لاتحول و لاتزول فصل علي محمد و آل محمد و اغفرلنا و ارحمنا».[11]
و مؤلف محترم ينابيع المودة لذوي القربي در ج 1، ص 37‌، از جواهر العقدين و الصواعق المحرقه نقل مي‌كند كه از نبي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده كه فرمود: «صلوات بتراء بر من نفرستيد». سوال كردند يا رسول الله صلوات بتراء چگونه است؟ فرمود ـ صلي الله عليه ـ شما مي‌گوييد خدا يا بر محمد درود فرست، و ساكت مي‌شويد، بلكه بگوييد: خدايا بر محمد درود فرست و بر خاندان او نيز. يا خدايا بر محمد و خاندان او درود بفرست.
و مرحوم علامه اميني(ره) از امام شافعي شعري نقل مي‌كند كه اينگونه سروده است: «يا اهل بيت رسول الله حبكم فرض من الله في القرآن انزله      كفاكم من عظيم القدر إنكم       من لم يصل عليكم لا صلاه له».
يعني: ‌اي اهل بيت پيامبر خدا دوستي و حب شما از خداوند متعال در قرآني كه بر پيامبرش نازل كرد واجب شده است. و براي قدر و منزلت و عظمت شما همين قدر بس كه كسي كه در نماز بر شما درود نفرست نمازش صحيح نيست و نمازي مورد قبول ندارد. كه در ذيل آن مي‌گويد: شايد نمازش صحيح نباشد به دليل قول پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه فرمود: در نماز درود بر آل او واجب است و يا احتمال دارد كه نماز كامل اداء نكرده باشد.[12]
و همچنين علامه اميني از كتاب «الصواعق» نقل كرده كه دار قطني و بيهقي حديثي را نقل كرده‌اند، كه مي‌فرمايد: كسي كه نماز بخواند و برمن و اهل‌بيت من درود نفرست نمازش قبول نيست. و شافعي اين حديث را استناد قول خود قرار داده مبني بر اينكه، درود بر خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از واجبات نماز است، همانگونه كه بر خود پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ واجب است. و همچنين از فخر رازي در تفسيرش نقل كرده كه مي‌گويد: درود بر خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ منصب بزرگي است و به همين دليل اين دعا و درود در خاتمه تشهد در نماز قرار داده شد. كه گفته شده: خدايا بر محمد و خاندان او درود فرست و... . [13]
پس، لفظ آل محمد ابتكار شيعيان نبود، بلكه از صدر اسلام از زبان مبارك پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ذكر شده و مسلمين هم همانگونه بيان كرده‌اند.
اينجا روايتي «اللهم صلي علي محمد و آل محمد و بارك علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم، و باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم» را كه در كتب روائي و تفسيري برادران اهل سنّت آمده بيان مي‌كنيم تا مشخص شود كه لفظ «آل» از ابتكارات شيعه نيست، بلكه از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل و سيره مسلمين گرديده است.
كتاب المسند امام شافعي، ص 42؛ سند احمد، ج 3، ص 47 و ج 4، ص 118 و ج 5، ص 274 و ج 6، ص 8؛ و سنن الدارمي، ج 1، ص 209؛ و صحيح بخاري، ج 4، ص 118 و ج 6، ص 27 و ج 7، ص 156؛ سند احمد، ج 3، ص 156؛ و صحيح مسلم، ج 2، ص 16؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 292؛ سنن ابن داود، ج 1، ص 221؛ سنن ترمذي، ج 1، ص 301 و ج 5، ص 28؛ و سنن النسائي، ج 3، ص 45؛ مستدرك حاكم، ج 1، ص 268؛ سنن الكبري، ج 1، ص 446؛ مجمع الزوائد، الهيثمي، ج 2، ص 144؛ شرح سنن النسائي، ج 3، ص 45.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير ابن كثير، ابن كثير (تفسير القرآن العظيم)، ابي الفداء اسماعيل ابن كثير القرشي الدمشقي، چاپ دار المعرفه، چهار جلدي، چاپ و نشر دار المعرفه بيروت، ج 2، ص 515 و ج 4، ص 22.
2. و الدر المنثور، جلال الدين سيوطي، چ 1، 1365، دار المعرفه، ج 2، ص 186 و ج 5، ص 198 و ج 6، ص 5.
3. تفسير الثعالبي، عبدالرحمن بن محمد بن مخلوف ابي زيد الثعالبي المالكي، ج اول، 1418، 5 جلدي، ج 4، ص 258.
4. فتح القدير، محمد بن محمد الشوكاني، ج 4، ص 303، چ الكتب، 5 جلدي.

پي نوشت ها:
[1] . هود/73.
[2] . احزاب/33.
[3] . موسوي همداني، سيد محمدباقر، ترجمه الميزان، ج 16، ص 365، ذيل آيه شريفه.
[4] . حاكم نيشابوري، مستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 147 ـ 148، و شواهد التنزيل.
[5] . سنن بيهقي، ج 2، ص 150.
[6] . صحيح مسلم، 8 جلدي، بيروت، چ دار الفكر، ج 7، ص 123؛ و فضل الصحابه، ص 22، احمد بن شعيب النسائي.
[7] . محمد بن محمد الحاكم النيشابوري، مستدرك، 4 جلدي، بيروت، دار المعرفه، سال 1406، ج 3، ص 147؛ و ر.ك: زاد الميسر، ابن جوزي، ص 208 و 215؛ و سنن الدارمي، ج 1، ص 209؛ و صحيح بخاري، ج 4، ص 118.
[8] . عبدالله بن احمد العروف بالحاكم الحسكاني، شواهد التنزيل لقواعد التفصيل في آيات النازله في اهل البيت، تهران، مجمع احياء التفاقه الاسلاميه، تابعه للوزارة الارشاد الاسلامي، چ اول، سال 1421، ج اول، ص 497.
[9] . ابي زكريا بن شرف النووي، التبيان في آداب حملة‌القرآن، بيروت، نشر دار ابن حزم، چ 3، سال 1414، ص162.
[10] . النووي، صحيح مسلم بشرح النووي، 18 جلدي، بيروت، دار الكتاب العربي، چ دوم، 1407، ج 5، ص224.
[11] . الحافظ ابي بكر عبدالله بن عبيد بن ابي الدنيا، اشكر الله عزوجل، دار ابن كثير، سال 1407، ج 2، ص 85.
[12] . علامه اميني، الغدير، 11 جلدي، بيروت، چ دار الكتب العربي، سال 1279، ج 2، ص 303.
[13] . فخر رازي، تفسير كبير، ج 7، ص 391، به نقل از الغدير، علامه اميني، ج 2، ص 303.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :