امروز:
يکشنبه 10 ارديبهشت 1396
بازدید :
496
رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته است؟

نام متصوفه از صوف (پشم) گرفته شده است. صوفيان به دليل اجتناب از پوشيدن لباس‌هاي نرم و راحت و استفاده از لباس پشمي، به اين نام مشهور شدند. تصوف طريقه‌اي است كه در كشف حقيقت، بيشتر بر ذوق و اشراق اعتماد دارند. متصوفه بيانگر عنوان اجتماعي آنهاست و وقتي از آنها با عنوان فرهنگي ياد شود، عرفا ناميده مي‌شوند.[1]
دربارة منشأ پيدايش تصوف، ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد، برخي قائلند كه تصوف همانند علومي از قبيل طب و رياضيات، از خارج وارد دنياي اسلام شده و بعدها توسط مسلمانان رشد و تكامل يافته است.[2] بعضي پيدايش تصوف را از متن اسلام دانسته و آن را فارغ از تأثيرپذيري خارجي دانسته‌اند. نظر سوم اين است كه اگرچه‌ تصوف، ريشه در متن فرهنگ اسلام دارد، ولي تحت تأثير جريانات خارج از دنياي اسلام بوده است. متصوفه بر نظريه دوم تأكيد داشته و هر گونه تأثيرپذيري از خارج را ردّ مي‌كنند.[3] ولي با مطالعه و تحقيق پيرامون افكار و اعمال متصوفه، اين نكته بدست مي‌آيد كه هرچند مايه‌هاي اوليه تصوف از اسلام گرفته شده است. ولي ارتباط مسلمين با افراد و افكار خارج از دنياي اسلام، آنها را تحت تأثير خود قرار داده است. برخي از بدعت‌ها كه بعدها در تصوف پيدا شد و در افكار و عقايد و نوع معاشرت و آداب لباس پوشيدن و محل خاص عبادت، تأثير گذاشت، آنها را به صورت فرقه‌اي جداي از مسلمانان ديگر درآورد. اولين كسي كه به نام صوفي خوانده شد، ابوهاشم كوفي است كه در قرن دوم مي‌زيسته است. نوشته‌اند كه در اواخر قرن دوم اولين صومعه (خانقاه) براي صوفيان در رمله از بلاد فلسطين ساخته شد.[4]
عوامل اجتماعي متعددي در رشد تصوف تأثيرگذار بوده‌اند كه از آن جمله: اول روش گزينش خليفه و امام در ميان مسلمين بود. از آنجا كه خلافت برخلاف خواست پيامبر به گزينش امام علي ـ عليه السلام ـ ، در يك سير غير اصولي پس از عمر و ابوبكر به عثمان بن عفان رسيد. در زمان وي و پس از كشته شدنش به دست معترضين،‌ فتنه‌هاي زيادي ميان مسلمين ايجاد شد. اين فتنه‌ها منجر به ايجاد جنگهاي داخلي مسلمانها شد. چنين صحنه‌هايي برخي را به اين خيال انداخت كه جهت فرار از فتنه و كشتن مسلمين، جانب گوشه‌گيري و عزلت اختيار كنند.
دوم لذت‌جويي دستگاه خلفا بود. در عهد عثمان و پس از آن در عصر خلفاي اموي و عباسي دستگاه خلافت غرق در لذت و بي‌بندوباري شد. عكس‌العمل چنين وضعيتي اين بود كه برخي حقيقت متعالي اسلام را در طريقه زهد بدست آوردند.[5]
سوم، مسأله فتوحات اسلامي بود. فتوحات و گسترده شدن سرزمين اسلام موقعيتي را فراهم آورد تا ثروت سرشاري عايد مسلمين شود. اين بود كه زندگي نوع مردم ازحالت سادگي اوليه خارج شده و به سوي تجمل‌زدگي رفت. در برابر اين نوع زندگي، عده‌اي نجات دين خود را در گوشه‌گيري يافتند.[6]

تأثير عناصر مسيحي در تصوف
شايد عامل مسيحي، قديمي‌ترين و مؤثرترين عامل خارجي در تصوف باشد. با مطالعه«رساله قشيريه» قشيري و «قوت القلوب» ابوطالب مكي،‌ بسياري از تعاليم انجيل و اقوال مسيح را در ضمن بيان شرح حال متصوفه پيشين مي‌يابيم.[7] برخي از عناصر مسيحي كه به نظر مي‌رسد در تصوف اسلامي تأثيرگذار بوده‌اند عبارتند از:
الف)‌ فقر: فقر از فضائل رهبانيت مسيحي است. و در انجيل لوقا از آن تمجيد شده است.[8]
ب) توكل: از خصوصيات دين مسيح، توكل كامل به خدا و اعتقاد كوركورانه نسبت به عنايت او.[9]
ج) حبّ‌ الهي: دين مسيح خود را دين محبت معرفي مي‌كند. در مسيحيت حب الهي به همراه ايمان و رجاء، فضائل سه‌گانه را تشكيل مي‌دهند.[10]
و) لباس تصوف (پشمينه): لباس پشمينه از مختصات راهبان مسيحي بوده كه متصوفه آن را اخذ و شعار طريقه خود قرارد داده‌اند.[11]
برخي از متصوفه در پيروي از راهبان مسيحي، آنچنان مبالغه كرده‌اند كه به تقليد از آنها، تجرد را با اينكه برخلاف اسلام است، اختيار نموده‌اند.
مقاماتي را كه صوفيه براي خود اختيار كرده‌اند، شباهت زيادي به درجاتي دارد كه در سخنان قديس آگوستينوس آمده، كه انسان بايد جهت رسيدن به مقام اتحاد، آنها را طي نمايد. اين درجات عبارتند از: توبه، طهارت جسد، طهارت نفس و طهارت عقل، فضيلت طمأنينه، دخول در نور، مشاهده.[12]
البته موارد بسيار ديگري وجود دارد كه دالّ بر تأثيرپذيري صوفيه از رهبانيت مسيحي است ولي همين موارد مذكور هم نشان مي‌دهد كه چگونه ديرها و صومعه‌هاي مسيحيت در اسلام به شكل خانقاه رخ نمود و راهبان نحوه زندگي خود و رفتارهاي خود را به صوفيان دادند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1 . جستجو در تصوف ايران، دكتر عبدالحسين زرين كوب، اميركبير، سوم، 1367.
2 . ارزش ميراث صوفيه، دكتر عبدالحسين زرين كوب، اميركبير، پنجم، 1362.
3 . مقدمه ابن خلدون، ابن خلدون، فصل يازدهم في علم التصوف،ص 408 ـ 415،‌مطبعة الادبيه، بيروت، دوم، 1886 م.
 
پي نوشت ها:
[1]  .  ر. ك: مجموعه آثار،‌ شهيد مرتضي مطهري، ج 14، ص 548، صدرا، 1375.
[2]  . ر.ك: الاديان الحية، اديب صعب، ص 190، دارالنهار للنشر، بيروت، دوم، 1995 م.
[3]  . ر.ك: مجموعه آثار، شهيد مرتضي مطهري، ج 14، ص 553.
[4]  . ر.ك: تاريخ تصوف در اسلام، دكتر قاسم غني، ص 19، كتابفروشي ابن سينا، دوم،‌1330. توضيح اينكه ابوهاشم كوفي استاد سفيان ثوري (متوفي 161 هـ ) مي‌باشد.
[5]  . ر.ك: تاريخ فلسفه در جهان اسلامي، رضا الفاخوري و خليل الجر، ص 247.
[6]  . ر.ك: الموسوعة المسيرة في الاديان و المذاهب المعاصره، ص 341، الندوة العالميه للشباب الاسلامي، رياض / 1409 هـ .
[7]  . ر.ك: تاريخ فلسفه در جهان اسلامي، رضا الفاخوري و خليل الجر، ص 251، و نيز التصوف الاسلامي، دكتر حسن عاصي، ص 58.
[8]  . لوقا 1، ص 106.
[9]  . ر.ك: انجيل متي، 6 : 25 ـ 26.
[10]  . ر.ك: تاريخ فلسفه در جهان اسلامي، رضا الفاخوري و خليل الجر، ص 252.
[11] . همان.
[12]  . ر.ك: تاريخ فلسفه در جهان اسلامي، رضا الفاخوري و خليل الجر، ص 253، و نيز التصوف الاسلامي، دكتر حسن عاصي، ص 60.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :