امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
469
درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟

عوامل مختلف و گوناگون سبب شده‎‎اند كه تصوف در ميان اهل سنت نفوذكند و اهل سنت نيز بستر مناسبي جهت رشد و توسعة فرهنگ تصوف در جهان اسلامي فراهم كنند كه به برخي از اين عوامل به طور خلاصه اشاره مي‎گردد:

الف)‌دوري از خاندان وحي:
پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله ـ در حديث معروف و مشهور ثقلين فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي‎گذارم؛ يكي كتاب خدا و ديگري خاندانم، تا هنگامي كه به آن دو چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد. از آنها جلو نيفتيد كه بيچاره مي‎شويد و از آنها عقب نيفتيد كه بدبخت مي‎گرديد و به آنان چيزي نياموزيد كه آنان از شما داناترند.[1]
امام علي ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايد: به خاندان پيامبر بنگريد راه آنان را در پيش گيريد و در پي آنها حركت كنيد زيرا آنان هرگز شما را از راه راست بيرون نمي‎كنند و به هيچ هلاكتي در نمي‎افكنند...»[2]
احاديث نوراني فوق راه درست و صحيح را بر مسلمانان نشان مي‎دهد و از آنجا كه اهل سنت از نعمت پيروي خاندان وحي محروم مانده و راه انحراف را برگزيده‎اند و مباني آنان بر اساس مخالفت با اهل‎بيت ـ عليهم السلام ـ كه در روايت ثقلين عِدل قرآن دانسته شده ـ شكل گرفته است. از اين رو بستر مناسبي براي نفوذ افكار و انديشه‎هاي اديان و مذاهب ديگر گرديده است. كه از آن جمله نفوذ تصوف به طور گسترده در ميان آنان مي‎باشد و آنها در مقابل اين تهاجم هيچگونه دفاعي از خود نداشته‎اند و لذا از همان ابتدا تصوف از طرف آنان مورد پذيرش قرار مي‎گيرند و بدون هيچگونه عكس العمل در برابر آن تسليم مي‎شوند. در حالي كه تصوف از طرف ائمه اهل‎بيت ـ عليهم السلام ـ به شدت مورد انكار قرار گرفته و شيعيان را از پيروي صوفيان برحذر مي‎داشتند. در اين باره احاديث فراواني از معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده است. تا آنجا كه شيخ حر عاملي صاحب كتاب «وسائل‎الشيعه» كتابي مستقل به نام «الاثني عشريه» در رد و مذمّت صوفيه نوشته و در آن صدها روايت در انكار و نكوهش آنان نقل كرده است.

ب) تساهل و تسامح
دومين عامل نفوذ فرقه صوفيه روحيه «تساهل و تسامح» در ميان اهل سنت است كه آنها را در پذيرش هر انديشه وارداتي آماده و مهيا مي‎سازد. در همان ابتدا كه انديشه اهل سنت به عنوان مخالفت با خاندان وحي شكل مي‎گرفت. كعب الاحبار يهودي در بين آنها نفوذ نموده و اقدام به جاسازي اسرائيليات در ميان روايات اسلامي مي‎كرد. و اين شخص يهودي از جايگاه رفيعي در نزد آنها برخوردار بود.[3] همين روش در دوران امراء نيز ادامه پيدا مي‎كند تا جايي كه: احوال يهود بهتر از احوال آنها در قلمرو كليساها بوده است. و نصاراي شرقي آن تساهل و تسامحي را كه در قلمرو اسلام (اسلام اهل سنت) مي‎ديدند در حوزه كليسا نمي‎يافتند.[4]
بنابراين در چنين فضايي است كه صوفيه موفق به نشر افكار و عقايد خويش مي‎گردد و آن را گسترش مي‎دهند.

ج) روايات همسو با عقايد صوفيه
سومين عامل توسعه صوفيه در ميان اهل سنت روايات همسو با عقايد و باورهاي تصوف در منابع روايي اهل سنت مي‎باشد. استفاده از اينگونه روايت‎ها توسط صوفيان در مشروع نشان دادن باورهاي خويش، نقش مهم و اساسي در پذيرش صوفيان از طرف اهل سنت داشته است. از آنجا كه زيربناي انديشة تصوف بر عشق بنا شده و همه چيز را در ساية عشق مي‎دانند. در منابع اهل سنت رواياتي وجود دارد كه ادعاي آنها را ثابت مي‎كنند.
متقي هندي در كنزالعمال از قول خداي متعال اينگونه نقل مي‎كند وقتي بيشترين توجه بنده با من باشد من لذت او را در ذكرم قرار مي‎دهم او عاشق من مي‎گردد و من عاشق او مي‎شوم وقتي او عاشق من و من عاشق او شدم بين من و او حجاب برداشته مي‎گردد...[5]
در حالي كه در تمام منابع روايي شيعه روايتي كه مسئله عشق را مورد تأييد قرار داده باشد وجود ندارد. فقط امام علي ـ عليه السّلام ـ در نهج‎البلاغه در مذمت عشق مطالب سودمند و جالبي بيان داشته است: هر كه عاشق چيزي شود آن چيز ديده‎اش را كور و دلش را بيمار گرداند چنين كسي با ديده ناسالم مي‎نگرد و با گوشي ناشنوا مي‎شنود...[6]

استفاده از فتاوي مذاهب اربعه
از آنجا كه روايات مختلف و متضاد در كتابهاي صحيح اهل سنت وجود دارند و مجتهدين آنها كه به مذاهب اهل سنت معروف شده‎اند بر اساس همين روايات فتواهاي مختلف و متضادي داده‎اند، اين موضوع براي گروه صوفيه بسيار مهم و اساسي است زيرا بسياري از اعمالي كه در شرع مقدس حرام دانسته شده و صوفيه مرتكب آنها مي‎گردند براي مشروع جلوه دادن آنها قولي از اقوال فقهاي اهل سنت و يا روايتي از روايات ايشان را مورد تمسك قرار مي‎دهند. زيرا اهل سنت بر جواز عمل به اقوال هر يك از فقهاي اربعه اتفاق نظر دارند مضافاً به اينكه خروج از مذهبي به مذهب ديگر را هر چند به خواهش و اشتهاي نفس باشد تجويز مي‎كنند.[7]
در حالي كه شيعه اماميه با تمسك به ائمة اهل‎بيت ـ عليهم السلام ـ هيچگاه چنين چيزهايي را جايز نمي‎دانند، فقيه شيعه در فتوا روايتي را مورد تمسك قرار مي‎دهد كه هم از نگاه سند و هم متن مورد قبول باشد و معارض با كتاب (قرآن) و اصول مسلم دين نباشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تصوف از ديدگاه ائمة اطهار، داود الهامي.
2. فضايح صوفيه، آل آقا.
 
پي نوشت ها:
[1] . مسلم، صحيح مسلم، كتاب فضائل صحابه باب فضائل علي بن ابي‎طالب، ج 4، ص 4، بيروت دارالفكر.
[2] . نهج‎البلاغه، خطبه 97.
[3] . سيوطي، عبدالرحمن، الدر المنثور، ج ، ص 257، دارالمعرفة، اول 1365 ق.
[4] . زرين كوب، عبدالحسين، كارنامه اسلام، ص 23، تهران اميركبير، اول 1348 ش.
[5] . متقي هندي، كنزالعمال، ج 1، ص 433، بيروت، مؤسسة الرساله، بي‎تا.
[6] . امام علي، نهج‎البلاغه، ص 214، خطبه 109، بيروت، دارالمعرفه.
[7] . وحيد بهبهاني، خيراتيه، ج 1، ص 30، مؤسسه علامه وحيد بهبهاني.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :