امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
503
اقطاب برخي از سلسله‌هاي صوفيه، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟

واقعيت اين است كه خاستگاه صوفيه اهل‌تسنن است نه شيعه زيرا سر سلسله تصوّف از سفيان ثوري گرفته تا ابوهاشم كوفي و يا حسن بصري همگي غيرشيعه‌اند.[1] و همين‌طور مشايخ بعدي از قبيل جنيد بغدادي و شبلي و... همگي از مخالفان اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ  بودند.[2] بنابراين از نظر بررسي تاريخ تصوّف نمي‌توان در ميان سلسله پيشين صوفيه غير از افراد سنّي مذهب، فرد موثق و معروفي از شيعه پيدا كرد. اما در ميان سلسله متأخر صوفيه برخي از شيعيان يافت مي‌شوند كه آنان تعاليم و آموزه‌هاي صوفيانه خود را از مشايخ غيرشيعي گرفته‌اند.[3]
پرسش اصلي اين است كه يك فرد شيعه براي تمام اعمالش بايد حجت شرعي داشته باشد پذيرش سخنان شيخ و طريقت مريدي و شيخي، با عقيدة شيعه كه بايد تابع امام معصوم ـ عليه‌السلام ـ  باشد، تعارض آشكار دارد. به همين جهت عده‌اي از افراد صوفي كه مذهب اماميه داشته‌اند در اين گمان بوده‌اند كه ميان تصوّف و تشيع راستين فرقي نيست چه اينكه افكار و انديشه‌هاي صوفي ملازمت تام با تشيع دارد. آنها گمان كردند كه از سلاسل طريقتي شيعه، طريقه نعمت‎اللهي به واسطه معروفِ كرّخي به امام رضا ـ عليه‎ السلام ـ مي‎رسد. معروف كرّخي معاصر امام رضا ـ عليه‌السلام ـ  است. و شاگردان او جنيد بغدادي و سري سقطي از ارادت‌مندان به امام جواد و هادي و عسگري ـ عليهم‌السلام ـ  بوده‌اند و از آن امامان در امور طريقتي اجازه گرفته‌اند.[4]
اما واقعيت تاريخي و نيز رجال شيعه از پيوند ميان صوفيه و اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ  خبر نمي‌دهد، بلكه مطابق اخبار و روايات تمامي سلسله‌هاي صوفيه مورد نكوهش و مذمت اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ  بوده‌اند.[5]
گذشته از اين، شخص شاه نعمت‌الله ولي، معترف است كه سني اشعري مي‌باشد و در شعر معروف خود مي‌گويد:
اي كه هستي محب آل علي
ره سنّي گزين كه مذهب ماست
رافضي كيست دشمن بو بكر
مؤمن كاملي و بي بدلي
ورنه گم گشته‌اي و در خللي
خارجي كيست دشمنان علي[6]
علّت دومي كه باعث شده تا شيعيان صوفي از مشايخ سنّي پيروي كنند اين است، كه اساساً در مكتب تصوف نوعي پلوراليسم معرفتي‌ وجود دارد آنان معتقدند كه انسان كامل در انحصار هيچ حوزه مشخص ديني و مذهبي نيست.[7] بر اين اساس مذهب در نگاه (تصوف) چندان جايگاه و پايگاهي ندارد مهم اين است كه راه وصول به حق بعدد هر ذرّه از موجودات، متعدد است. ابن عربي گويد، اعتقادات درباره خدايان مانند خدايان متعدد است و تمام اين اعتقادات صورت‌هايي از يك اعتقاد است.
عقد الخلايق في الاله عقايداً                                    و انا اعتقدت جمعي ما عقدوه[8]
در واقع اين نگاه پلوراليستي به حق، مي‌تواند توجيه‌گر پيروي شيعه از سني و يا بالعكس باشد شايد آنانكه مسئله مذهب و حقانيت آن برايش مهم نباشد بتوانند در زير نگاه «پلوراليسم» معرفتي پيروي از مذهب ديگر را توجيه كنند اما نمي‌توانند از مباحث اصلي و مبنايي پلوراليسم، با تسامح و تساهل، بگذرند. شايد براي صوفيه كه به راحتي از شريعت در برابر طريقت چشم مي‌پوشيدند، و در حدي به قلندري و اباحه‎گري ‌دست مي‌زدند،[9] پذيرش مباني، پلوراليسم را هم قلندرانه و رندانه حل كنند. تا به راحتي از عقل سلب مسؤوليت كنند و از منطق و استدلال نيز فارغ‎البال گردند.[10]
چه اينكه:
                   فمرعي يغزلان و دير لرهبان              و بيت لأوثان و كعبة طائف
                   الواح توراة و صحف القرآن              آدين بدين الحسب اني تو جهت
                                         ركائيه فالحب ديني و أيماني[11]              
«بدرستي كه اكنون دل من براي پذيرش همة صورت‌ها آماده است. پس چرا گاهي كه براي غزالان است و «ديري» كه براي راهبان است. و خانه‌اي كه براي بتان و كعبه كه براي طواف‌كنندگان است و لوح‌هاي تورات و صحفه‌هاي قرآن (همه در دل ما جاي دارد.) ما به «دين و دوستي و محبت» ايمان مي‌ورزيم و به راستي كه روي خود را به سوي قافله عشق نموده‌ايم پس دوستي و مهرورزي دين و ايمان من است» به حكم عقل و شرع توجيه‌پذير نمي‌باشد. و يكي از انحرافات جدي تصوّف همين نگرش حق‌باوري، باورهاي متعدد و متضاد مي‌باشد.
 اگر تعليمات شيخ بالاتر و مهمتر از دستورات شرعي تلقي شود كه رقص و سماع و عشق به مردان و نيز زنان زيبارو طريق وصول به خداوند تلقي شود، طبيعي است كه با تأثيرپذيري از اين نگرش، باور به متناقضات ضدعقلاني نيز ممكن و آسان خواهد شد. بنابراين وقتي از منظر صوفي بتخانه و مسجد كافر و مسلمان يكسان باشند[12] در اين صورت مسئله مذهب اصلاً اهميت ندارد انسان صوفي با خيال آسوده ميتواند تعليمات خود را از شيخي كه مذهب مخالف او را داراست بياموزد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.تهراني، سيدجواد، عارف و صوفي چه مي‌گويد،
2. الهامي، داود، جستجو در عرفان اسلامي
3. زرين‌كوب، عبدالحسين،جستجو در تصوف ايران.
 
پي نوشت ها:
[1] . عميد زنجاني، عباسعلي، بررسي در تاريخ تصوف، دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم، 1367، ص 191.
[2] . برقعي آباداني، سيدابوالفضل، حقيقت العرفان، ص 299، بي‌تا و بي‎جا.
[3] . مبلغ أباداني، عبدالله، تاريخ صوفي و صوفيگري، چاپ اول، 1376، انتشارات حر، ص 105.
[4] . تاريخ صوفي و صوفيگري،  ص 106 و 105.
[5] . فروع كافي، ج 5، كتاب معيشت باب دخول الصوفيه علي ابي عبدالله ـ عليه‌السلام ـ  ، چاپ اول 1413، دارالاضواء بيروت ص 67-72.
[6] . الهامي، داود، جستجو در عرفان اسلامي، ص 121 به نقل از ديوان شاه نعمت‌الله ولي، ص 487، چاپ اول 1376، مكتب اسلام، قم.
[7] . يثربي، سيديحيي، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم، سال 1370، قم، ص 154.
[8] . منبع پيشين، 154-152 به نقل از فصوص الحكم، ص 93.
[9] . طباطبائي، علامه، سيدمحمدحسين، الميزان، ج 5، ص 283 ـ 281، ط روم، 1390 هـ ق دارالكتب الاسلاميه قم.
[10] . تحقيق و بررسي در تاريخ تصوف، ص 318.
[11] . منبع شماره اول، همان، شعر منسوب به ابن عربي:
[12] . فلسفة عرفان، ص 175 به نقل از فصوص الحكم ابن عربي، ص 113.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :