امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
753
تفسير نمونه : سوره بينه آيات 8 – 1


تفسير نمونه ج : 27ص:194


تفسير نمونه ج : 27ص :195


( 98 )سوره بينه اين سوره در مدينه نازل شده و داراى 8 آيه است



تفسير نمونه ج : 27ص :196


محتوى و فضيلت سوره بينة


مشهور اين است كه اين سوره در مدينه نازل شده است ، و محتواى آن نيز گواه بر همين معنى است ، چرا كه در آن مكرر از اهل كتاب بحث شده ، و مى‏دانيم سر و كار مسلمانان با اهل كتاب بيشتر در مدينه بود.


از اين گذشته سخن از نماز و زكات هر دو به ميان آمده ، درست است كه زكات در مكه تشريع شده بود ، ولى رسميت و گسترش آن در مدينه بود.


به هر حال اين سوره اشارهبه رسالت جهانى پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و آميخته بودن آن با دلائل و نشانه‏هاى روشن ، مى‏كند ، رسالتى كه قبلا آن را انتظار مى‏كشيدند ولى هنگامى كه به سراغشان آمد گروهى به خاطر اينكه منافع ماديشان به خطر مى‏افتاد به آن پشت كردند.


در ضمن اين حقيقت را نيز در بردارد كه اصول دعوت انبياء ، مانند ايمان و توحيد و نماز و روزه ، اصولى است ثابت و جاودانى كه در همه اديان آسمانى وجود داشته است.


و در بخش ديگرى از اين سوره موضعگيريهاى مختلف اهل كتاب و مشركان را در برابر اسلام مشخص مى‏كند كه آن گروه كهايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترين مخلوقاتند ، و آن گروه كه راه كفر و شرك و گناه پيش گرفتند بدترين مخلوقات محسوب مى‏شوند.


اين سوره داراى نامهاى متعددى است كه به تناسب الفاظ آن انتخاب شده ، اما از همه معروفتر سوره بينه و لم يكن و قيمة است.


در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در فضيلت تلاوت اين سوره چنين نقل شده:


تفسير نمونه ج : 27ص :197


اگر مردم مى‏دانستند چه بركاتى اين سوره دارد خانواده و اموال را رها كرده ، به فرا گرفتن آن مى‏پرداختند ! مردى از قبيله خزاعه عرض كرد:اى رسول خدا ! تلاوت آن چه اجر و پاداشى دارد ؟ فرمود : هيچ منافقى آن را قرائت نمى‏كند ، و نه كسانى كه شك و ترديد در دلشان است ، به خدا سوگند فرشتگان مقرب از آن روز كه آسمانها و زمين آفريده شده است آن را مى‏خوانند ، و لحظه‏اى در تلاوت آن سستى نمى‏كنند ، هر كس آن را در شب بخواند خداوند فرشتگانى را مامور مى‏كند كه دين و دنياى او را حفظ كنند ، و آمرزش و رحمت براى او بطلبند ، و اگر در روز بخواند به اندازه آنچه روز آن را روشن مى‏كند و شب آن را تاريك مى‏سازد ثواب به او مى‏دهند.



تفسير نمونه ج : 27ص :198


سوره بينه.


سورة البينة


بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَبِ وَ الْمُشرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتى تَأْتِيهُمُ الْبَيِّنَةُ(1) رَسولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُوا صحُفاً مُّطهَّرَةً(2) فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ(3) وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَب إِلا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتهُمُ الْبَيِّنَةُ(4) وَ مَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَ يُقِيمُوا الصلَوةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكَوةَوَ ذَلِك دِينُ الْقَيِّمَةِ(5)



تفسير نمونه ج : 27ص :199


ترجمه:


بنام خداوند بخشنده مهربان


1 -كافران از اهل كتاب و مشركان ( مى‏گفتند ) ما دست از آئين خود بر نمى‏داريم تا دليل روشنى براى ما بيايد!


2 -پيامبرى از سوى خدا كه صحيفه‏هاى پاكى را بر ما بخواند.


3 -و در آن نوشته‏هاى صحيح و پر ارزش باشد.


4 -ولى اهل كتاب ( در دين خدا ) اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن براى آنان آمد.


5 -در حالى كه به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را پرستش كنند با كمال اخلاص ، و از شرك به توحيد باز گردند ، نماز را برپا دارند، و زكات را ادا كنند ، و اين است آئين مستقيم و صحيح و پايدار.


تفسير : اين است آئين جاويدان


در آغاز سوره به وضع اهل كتاب ( يهود و نصارى ) و مشركان عرب قبل از ظهور اسلام پرداخته مى‏گويد : آنها مدعى بودند ما دست از آئين خود بر نمى‏داريم تا دليل روشنى و پيامبر مسلمى براى ما بيايد ( لم يكن الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين منفكين حتى تاتيهم البينة).


پيامبرى كه از سوى خدا باشد ، و صحيفه‏هاى پاك و پاكيزه‏اى را بر ما بخواند ( رسول من الله يتلوا صحفا مطهرة).


صحيفه‏هائى كه در آن نوشته‏هاى درست و موزون و ثابت و پر ارزش باشد


تفسير نمونه ج : 27ص :200


(فيها كتب قيمة).


آرى آنها قبل از ظهور پيغمبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) چنين ادعائى را داشتند ، ولى بعد از ظهور او و نزول كتاب آسمانيش صحنه عوض شد ، و آنها در دين خدا اختلاف كردند و اهل كتاب اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن و پيامبر راستين و آشكار براى آنها آمد ، ( و ما تفرق الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءتهم البينة).


به اين ترتيب آيات فوق ادعاى اهل كتاب و مشركان را بازگو مى‏كند كه در آغاز اصرار داشتند كه اگر پيامبرى با دلائل روشن براى دعوت ما بيايد پذيرا مى‏شويم .


ولى بعد از آمدنش از اين قول خود سرباز زدند ، و با او به مقابله و ستيز برخاستند ، جز گروهى كه طريق ايمان را پيش گرفتند.


بنابر اين آيه فوق شبيه چيزى است كه در سوره بقره آيه 89 آمده است : و لما جائهم كتاب من عند الله مصدق لما معهم و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جائهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله على الكافرين : هنگامى كه از طرف خداوند كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هائى بود كه با خود داشتند ، و پيش از آن به خود نويد فتح مى‏دادند ، هنگامى كه اين كتاب و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد كافر شدند ، پس لعنت خدا بر كافران باد .


مى‏دانيم اهل كتاب انتظار چنين ظهورى را داشتند ، و قاعدة مشركان عرب كه اهل كتاب را از خود عالمتر و آگاهتر مى‏دانستند نيز در اين برنامه با آنها همصدا بودند ، ولى بعد از تحقق آرزوهايشان مسير خود را تغيير دادند و به صف مخالفان پيوستند.



تفسير نمونه ج : 27ص :201


جمعى از مفسران اعتقاد ديگرى در تفسير اين آيات دارند ، و آن اينكه : منظور اين است كه آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئين خود دست بر نمى‏داشتند و منفك و جدا نمى‏شدند ، تا دليل روشنى به سراغشان آيد .


ولى مفهوم اين سخن آن است كه بعد از آمدن چنين دليل روشنى ايمان آوردند ، در حالى كه آيات بعد نشان مى‏دهد اين مطلب چنين نبود ، مگر اينكه گفته شود منظور ايمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقليت باشند ، و به اصطلاح از قبيل موجبه جزئيه است ولى به هر حال اين تفسير بعيد به نظر مى‏رسد ، و شايد به همين دليل فخر رازى در تفسير خود آيه نخست را از پيچيده‏ترين آيات قرآن مى‏شمرد كه در تضاد با آيات بعد است ، و بعد براى حل مشكل طرقى ذكر مى‏كند كه بهترين آن همان است كه مادر بالا آورديم.


در اينجا تفسير سومى نيز وجود دارد و آن اينكه : منظور اين است كه خداوند مشركان و اهل كتاب را به حال خود رها نمى‏كند ، تا زمانى كه به آنان اتمام حجت نمايد ، و بينه‏اى بفرستد ، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را براى هدايت آنها فرستاد.


در حقيقت اين آيه اشاره به قاعده لطف است كه در علم كلام مطرح مى‏باشد كه خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد.


به هر حال منظور از بينه در اينجا دليل روشن است كه مصداق آن طبق آيه دوم شخص رسول الله است ، در حالى كه قرآن مجيد را بر زبان داشت .



تفسير نمونه ج : 27ص :202


صحف جمع صحيفه به معنى اوراقى است كه چيزى بر آن مى‏نويسند ، و منظور از آن در اينجا محتواى اوراق است ، زيرا مى‏دانيم پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هرگز چيزى را از روى اوراق نمى‏خواند.


و منظور از مطهره پاك بودن آن از هر گونه شرك و كذب و دروغ و باطل است ، و مطهر از اينكه شياطين جن و انس در آن دخالت كنند.


همانگونه كه در آيه 42 فصلت آمده است : لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه : هيچگونه باطلى نه ازپيش رو ، و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمى‏آيد.


جمله فيها كتب قيمة اشاره به اين است كه در اين صحف آسمانى مطالبى نوشته شده كه از هر گونه انحراف و اعوجاج و كجى بركنار است.


بنابر اين كتب به معنى مكتوبات است و يا به معنى احكام و مقرراتى كه از ناحيه خداوند تعيين شده است ، زيرا كتابت به معنى تعيين حكم نيز آمده ، چنانكه مى‏فرمايد : كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم روزه بر شما مقرر شد همانگونه كه بر پيشينيان مقرر گرديد ( بقره 183).


و به اين ترتيب قيمة به معنى صاف و مستقيم ، يا محكم و پابرجا ، ياارزشمند و پربها ، و يا همه اين مفاهيم در آن جمع است.


اين احتمال نيز داده شده كه چون قرآن تمام محتواى كتب پيشين را با اضافات فراوانى در بر دارد و لذا گفته شده كه در آن كتب قيمه گذشته است.


قابل توجه اينكه در آيه اول اهل كتاب مقدم بر مشركان ذكر شده‏اند ، و در آيه چهارم تنها سخن از اهل كتاب است و از مشركان سخنى به ميان نيامده ، در حالى كه آيه ناظر به هر دو است.


اين تعبيرات ظاهرا به خاطر آن است كه اهل كتاب در اين برنامه‏ها اصل و اساس بودند ، و مشركان تابع آنها ، و يا به خاطر آن است كه اهل كتاب


تفسيرنمونه ج : 27ص :203


در خور مذمت بيشترى بودند ، چرا كه آنها علما و دانشمندان فراوانى داشتند ، و از اين نظر در سطحى بالاتر از مشركان قرار گرفته بودند ، بنابر اين مخالفت آنها زشت‏تر و ناپسندتر بود و در خور سرزنش فراوان.


سپس اهل كتاب و به تبع آنها مشركان را مورد ملامت قرار داده ، مى‏گويد : چرا در اين آئين جديد اختلاف كردند ، بعضى مؤمن و بعضى كافر شدند ، در حالى كه در اين آئين دستورى به آنها داده نشده است جز اينكه خدا را پرستش كنند ، و عبادت او را از عبادت غير او خالص سازند ، و از هر گونه شرك باز گردند و متمايل به توحيد شوند ، نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند ( و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكاة ) .


سپس مى‏افزايد : و اين است آئين مستقيم و پايدار ( و ذلك دين القيمة).


در اينكه منظور از و ما امروا ... در اينجا چيست جمعى گفته‏اند منظور اين است كه اهل كتاب در آئين خودشان مساله توحيد و نماز و زكات وجود داشته و اينها مسائلى است ثابت ، ولى آنها به اين دستورات نيز وفادار نمانده‏اند.


ديگر اينكه در آئين اسلام دستورى جز توحيد خالص و نماز و زكات و مانند


تفسير نمونه ج : 27ص :204


آن نيامده ، و اينها امورى هستند شناخته شده ، چرا از قبول آن سر باز مى‏زنند ؟ و در پذيرش آن اختلاف مى‏كنند.


معنى دوم نزديكتر به نظر مى‏رسد ، زيرا به دنبال آيه قبل كه سخن از اختلاف آنها در پذيرش آئين جديد مى‏گفت مناسب همين است كه امروا ناظر به آئين جديد باشد.


از اين گذشته معنى اول تنها در باره اهل كتاب صادق است و مشركان را شامل نمى‏شود ، در حالى كه معنى دوم همگان را شامل مى‏شود.


منظور از دين كه بايد آن را براى خدا خالص كنند به عقيده بعضى از مفسران همان عبادت است ، و جملهالا ليعبدوا الله كه قبل از آن ذكر شده نيز همين معنى را تاييد مى‏كند ولى اين احتمال وجود دارد كه منظور مجموعه دين و شريعت باشد ، يعنى آنها مامور شده بودند كه خدا را پرستش كنند و دين و آئين خود را در تمام جهات خالص گردانند ، اين معنى با گستردگى مفهوم دين سازگارتر است ، و جمله بعد و ذلك دين القيمة كه دين را به معنى وسيع مطرح كرده همين معنى را تاييد مى‏كند.


حنفا جمع حنيف از ماده حنف ( بر وزن كنف ) به گفته راغب در مفردات به معنى تمايل يافتن از گمراهى به سوى راه مستقيم است ، و عرب تمام كسانى را كه حج بجا مى‏آوردند يا ختنه مى‏كردند حنيف مى‏ناميد ، اشاره به اينكه آنها بر آئين ابراهيم بوده‏اند و احنف به كسى گفته مى‏شود كه پاى او كج باشد .


رويهمرفته از كتب مختلف لغت چنين به دست مى‏آيد كه اين واژه در اصل به معنى انحراف و كجى بوده ، منتها در قرآن و اخبار اسلامى به معنى انحراف از شرك به سوى توحيد و هدايت به كار رفته است.



تفسير نمونه ج : 27ص :205


انتخاب اين تعبير ممكن است در اصل به اين دليل باشد كه جامعه‏هاى بت‏پرست هر كسى كه آئين آنها را رها مى‏كرد و به سوى توحيد گام بر مى‏داشت او را حنيف ( منحرف ) مى‏شمردند ، و تدريجا اين تعبير براى پويندگان راه توحيد به عنوان يك تعبير رائج شناخته شد كه در حقيقت مفهومش انحراف از ضلالت به هدايت بود ، و لازمه آن همان توحيد خالص و اعتدال كامل و اجتناب از هر گونه افراط و تفريط است ، ولى نبايد فراموش كرد كه اينها معانى ثانوى اين كلمه است .


جمله و ذلك دين القيمة اشاره به آن است كه اين اصول يعنى توحيد خالص و نماز ( توجه به خالق ) و زكات ( توجه به خلق ) از اصول ثابت و پابرجاى همه اديان است ، بلكه مى‏توان گفت اينها در متن فطرت آدمى قرار دارد.


زيرا از يكسو سرنوشت انسان بر مساله توحيد است ، و از سوى ديگر فطرتش او را دعوت به شكر منعم و معرفت و شناخت او مى‏كند ، و از سوى سوم روح اجتماعى و مدنيت انسان او را به سوى كمك به محرومان فرا مى‏خواند .


بنابر اين ريشه اين دستورات به صورت كلى در اعماق همه فطرتها جاى دارد ، لذا در متن تعليمات همه انبياى پيشين و پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قرار گرفته است.



تفسير نمونه ج : 27ص :206


إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَبِ وَ الْمُشرِكِينَ فى نَارِ جَهَنَّمَ خَلِدِينَ فِيهَاأُولَئك هُمْ شرُّ الْبرِيَّةِ(6) إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ أُولَئك هُمْ خَيرُ الْبرِيَّةِ(7) جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبهِمْ جَنَّت عَدْنٍ تجْرِى مِن تحْتهَا الأَنهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا أَبَداًرَّضىَ اللَّهُ عَنهُمْ وَ رَضوا عَنْهُذَلِك لِمَنْ خَشىَ رَبَّهُ‏(8)


ترجمه:


6 -كافران از اهل كتاب و مشركان در دوزخند ، جاودانه در آن مى‏مانند ، آنها بدترين مخلوقاتند.


7 -(اما ) كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترين مخلوقات ( خدا ) هستند.


8 -پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است ، هميشه در آن مى‏مانند ، هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود ، و اين ( مقام والا ) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد .



تفسير نمونه ج : 27ص :207


تفسير : بهترين و بدترين مخلوقات!


در آيات گذشته آمده بود كه كفار اهل كتاب و مشركان در انتظار اين بودند كه دليل روشنى از سوى خداوند سراغ آنها بيايد ، ولى بعد از آمدن بينه متفرق و پراكنده شدند و هر كدام راهى را پيش گرفتند.


در آيات مورد بحث به دو گروه كافران و مؤمنان در برابر اين دعوت الهى ، و سرانجام كار هر يك از آنها اشارهمى‏كند.


نخست مى‏فرمايد : كسانى كه از اهل كتاب و مشركان به اين آئين جديد كافر شدند در آتش دوزخند ، جاودانه در آن مى‏مانند ، آنها بدترين مخلوقاتند ! ( ان الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين فى نار جهنم خالدين فيها اولئك هم شر البرية).


تعبير به كفروا اشاره به كفرشان در مقابل آئين اسلام است ، و گر نه كفر و شرك قبلى آنها مطلب تازه‏اى نيست.


تعبير اولئك هم شر البرية ( آنها بدترين مخلوقاتند ) تعبير تكاندهنده‏اى است كه نشان مى‏دهد در ميان تمام جنبندگان و غير جنبندگان موجودى مطرودتر از كسانى كه بعد از وضوح حق و اتمام حجت راه راست را رها كرده در ضلالت گام مى‏نهند يافت نمى‏شود ، و اين در حقيقت شبيه چيزى است كه در آيه 22 سوره انفال آمده است : ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون : بدترين جنبندگان نزد خداوند افرادى هستند كه نه گوش شنوا دارند و نه زبان گويا و نه انديشه بيدار ! و يا آنچه در سوره اعراف آيه 179 آمده كه بعد از ذكر گروه دوزخيان با همين اوصاف مى‏فرمايد : اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون :


تفسير نمونه ج : 27ص :208


آنها همچون چهارپايانند ، بلكه گمراه‏تر ، آنها غافلانند.


آيه مورد بحث مطلبى فراتر از اينها نيز دارد چرا كه آنها را بدترين مخلوقات معرفى كرده ، و اين در حقيقت به منزله بيان دليلى است براى خلود آنها در آتش دوزخ.


چرا آنها بدترين مخلوقات نباشند در حالى كه تمام درهاى سعادت به رويشان گشوده شده و از روى كبر و غرور و عناد و لجاج آگاهانه به مخالفت برخاستند.


مقدم داشتن اهل كتاب بر مشركان در اين آيه نيز ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها داراى كتاب آسمانى و علما و دانشمندان بودند و نشانه‏هاى پيغمبر اسلام در كتب آنها صريحا آمده بود ، بنابر اين مخالفت آنها زشت‏تر و بدتربود.


در آيه بعد به گروه دوم كه نقطه مقابل آنها هستند و در قوس صعودى قرار دارند اشاره كرده مى‏فرمايد : كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند آنها بهترين مخلوقات خدا هستند ( ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية).


سپس پاداش آنها را در چند جمله كوتاه چنين بيان مى‏كند : جزاى آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش پيوسته جارى است ، در حالى كه هميشه در آن مى‏مانند ( جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا).


هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود ( رضى الله عنهم و رضوا عنه ) .



تفسير نمونه ج : 27ص :209


و اين مقام والا و پاداشهاى مهم و بى نظير از آن كسى است كه از پروردگارش بترسد ( ذلك لمن خشى ربه).


قابل توجه اينكه در مورد مؤمنان سخن از انجام اعمال صالح نيز به ميان آمده كه در حقيقت ميوه درخت ايمان است ، اشاره به اينكه ادعاى ايمان به تنهائى كافى نيست ، بلكه اعمال انسان بايد گواه بر ايمان او باشد ، ولى كفر به تنهائى هر چند توأم با عمل ناصالحى نيز نباشد مايه سقوط و بدبختى است ، گذشته از اين كفر معمولا مبدأ انواع گناهان و جنايات و اعمال خلاف نيز مى‏شود .


تعبير اولئك هم خير البرية به خوبى نشان مى‏دهد كه انسانهاى مؤمن و صالح العمل حتى از فرشتگان برتر و بالاترند ، چرا كه آيه مطلق است ، و هيچ استثنائى در آن نيست ، آيات ديگر قرآن نيز گواه بر اين معنى مى‏باشد ، مانند آيات سجود فرشتگان بر آدم ، و آيه و لقد كرمنا بنى آدم ( اسراء - 70).


به هر حال در اين آيه نخست از پاداش مادى و جسمانى آنها كه باغهاى پر نعمت بهشتى است سخن به ميان آمده ، و بعد از پاداش معنوى و روحانى آنان كه هم خدا از آنان راضى است و هم آنان از خدا راضى .


آنها از خدا راضى‏اند چرا كه هر چه خواسته‏اند به آنها داده ، و خدا از آنها راضى است چرا كه هر چه او خواسته انجام داده‏اند ، و اگر هم لغزشى بوده به لطفش صرفنظر كرده ، چه لذتى از اين برتر و بالاتر كه احساس كند مورد قبول و رضاى معبود و محبوبش واقع شده ، و به لقاى او واصل گرديده است.


دارند هر كس از تو مرادى و مطلبى مقصود ما ز دنيى و عقبى لقاى تو است ! آرى بهشت جسم انسان ، باغهاى جاويدان آن جهان است ، ولى بهشت جانش رضاى خدا و لقاى محبوب است.


جمله ذلك لمن خشى ربه نشان مى‏دهد كه تمام اين بركات از خوف


تفسير نمونه ج : 27ص :210


و خشيت و ترس از خدا سرچشمه مى‏گيرد ، چرا كه همين ترس انگيزه حركت به سوى هر گونه اطاعت و تقوى و اعمال صالح است.


بعضى از مفسران با ضميمه كردن اين آيه به آيه 28 سوره فاطر انما يخشى الله من عباده العلماء تنها دانشمندان از خدا مى‏ترسند چنين نتيجه گرفته‏اند كه بهشت در واقع حق مسلم دانشمندان و آگاهان است.


البته با توجه به اينكه خشيت مراتب و مراحلى دارد و علم و دانش و آگاهى نيز داراى سلسله مراتب است مفهوم اين سخن روشن مى‏شود.


ضمنا بعضى عقيده دارند كه مقام خشيت مقامى برتر از مقام خوف است ، زيرا خوف به هر گونه ترس گفته مى‏شود ولى خشيت ترسى است توأم با تعظيم و احترام .


نكته‏ها:


1 -على (عليه‏السلام‏)


و شيعيانش خير البريه‏اند در روايات فراوانى كه از طرق اهل سنت و منابع معروف آنها ، و همچنين در منابع معروف شيعه نقل شده ، آيه اولئك هم خير البرية ( آنها بهترين مخلوقات خدا هستند ) به على (عليه‏السلام‏) و پيروان او تفسير شده است.


حاكم حسكانى نيشابورى كه از دانشمندان معروف اهل سنت در قرن پنجم هجرى است اين روايات را در كتاب معروفش شواهد التنزيل با اسناد مختلف نقل مى‏كند ، وتعداد آن بيش از بيست روايت است كه به عنوان نمونه چند روايت را از نظر مى‏گذارنيم:


1 -ابن عباس مى‏گويد : هنگامى كه آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية نازل شد پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به على (عليه‏السلام‏) فرمود:


تفسير نمونه ج : 27ص :211


هو انت و شيعتك تاتى انت و شيعتك يوم القيامة راضيين مرضيين ، و ياتى عدوك غضبانا مقحمين : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد كه در روز قيامت وارد عرصه محشر مى‏شويد در حالى كه هم شما از خدا راضى و هم خدا از شما راضى است و دشمنت خشمگين وارد محشر مى‏شود و به زور به جهنم مى‏رود ( در بعضى از نسخه‏هاى حديث مقمحين آمده است كه به معنى بالا نگاهداشتن سر به وسيله غل و زنجير مى‏باشد ) .


2 -در حديث ديگرى از ابو برزه آمده است كه وقتى پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اين آيه را قرائت كرد ، فرمود : هم انت و شيعتك يا على ، و ميعاد ما بينى و بينك الحوض : آنها تو و شيعيانت هستيد ، اى على ! و وعده من و شما كنار حوض كوثر است!.


3 -در حديث ديگرى از جابر بن عبد الله انصارى آمده است كه ما خدمت پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كنار خانه خدا نشسته بوديم على (عليه‏السلام‏) به سوى ما آمد ، هنگامى كه چشم پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به او افتاد فرمود : قد اتاكم اخى : برادرم به سراغ شما مى‏آيد سپس رو به كعبه كرد : فقال و رب هذه البنية ! ان هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامة : به خداى اين كعبه قسم كه اين مرد و شيعيانش در قيامت رستگارانند سپس رو به سوى ما كرد و افزود : اما و الله انه اولكم ايمانا بالله ، و اقومكم بامر الله ، و اوفاكم بعهد الله و اقضاكم بحكم الله و اقسمكم بالسوية ، و اعدلكم فى الرعية ، و اعظمكم عند الله مزية .


قال جابر : فانزل الله : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات


تفسير نمونه ج : 27ص :212


اولئك هم خير البرية فكان على اذا اقبل قال اصحاب محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قد اتاكم خير البرية بعد رسول الله.


به خدا سوگند او قبل از همه شما به خدا ايمان آورد ، و قيام او به فرمان خدا بيش از همه شما است ، وفايش به عهد الهى از همه بيشتر ، و قضاوتش به حكم الله افزونتر ، و مساواتش در تقسيم ( بيت المال ) از همه زيادتر ، عدالتش در باره رعيت از همه فزونتر ، و مقامش نزد خداوند از همه بالاتر است.


جابر مى‏گويد : در اينجا خداوند آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية را نازل فرمود و از آن به بعد هنگامى كه على (عليه‏السلام‏) مى‏آمد ياران محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏گفتند : بهترين مخلوق خدا بعد از رسول الله آمد ! .


نزول اين آيه در كنار خانه كعبه منافات با مدنى بودن سوره ندارد ، زيرا ممكن است از قبيل نزول مجدد ، و يا تطبيق بوده باشد ، بعلاوه بعيد نيست كه نزول اين آيات در سفرهائى كه پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از مدينه به مكه آمده است واقع شده باشد ، به خصوص اينكه راوى روايت جابر بن عبد الله انصارى است كه در مدينه به حضرت ملحق شد ، و اطلاق مدنى بر اينگونه آيات بعيد نيست .


بعضى از اين احاديث را ابن حجر در كتاب صواعق آورده و بعضى را محمد شبلنجى در نور الابصار.


جلال الدين سيوطى در در المنثور نيز قسمت عمده روايت اخير را از ابن عساكر از جابر بن عبد الله نقل كرده است.



تفسير نمونه ج : 27ص :213


4 -در در المنثور از ابن عباس آمده است كه وقتى آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية نازل شد پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به على فرمود : هو انت و شيعتك يوم القيامةراضيين مرضيين : آن تو و شيعيان تو در قيامت مى‏باشيد كه هم شما از خدا خشنود هستيد و هم خدا از شما خشنود!


5 -نامبرده در حديث ديگرى از ابن مردويه از على (عليه‏السلام‏) نقل مى‏كند كه پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به من فرمود : ا لم تسمع قول الله : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية ؟ انت و شيعتك و موعدى و موعدكم الحوض ، اذا جئت الامم للحساب ، تدعون غرا محجلين : آيا اين سخن خدا نشنيده‏اى كه مى‏فرمايد : كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند بهترين مخلوقاتند ؟ اين تو و شيعيان تو هستيد ، و وعده‏گاه من و شما كنار حوض كوثر است ، هنگامى كه من براى حساب امتها مى‏آيم و شما دعوت مى‏شويد در حالى كه پيشانى سفيد و شناخته شده‏ايد .


بسيارى ديگر از دانشمندان اهل سنت نيز همين مضمون را در كتب خود نقل كرده‏اند از جمله خطيب خوارزمى در مناقب و ابو نعيم اصفهانى در كفاية الخصام و علامه طبرى در تفسير معروفش و ابن صباغ مالكى در فصول المهمه و علامه شوكانى در فتح الغدير و شيخ سليمان قندوزى در ينابيع المودة و آلوسى در روح المعانى ذيل آيات مورد بحث و جمعى ديگر.


كوتاه سخن اينكه حديث فوق از احاديث بسيار معروف و مشهور است كه از سوى غالب دانشمندان و علماى اسلام پذيرفته شده ، و اين فضيلتى است بزرگ و بى نظير براى على (عليه‏السلام‏) و پيروانش .


ضمنا از اين روايات به خوبى اين حقيقت آشكار مى‏شود كه واژه شيعه


تفسير نمونه ج : 27ص :214


از همان عصر رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به وسيله آن حضرت در ميان مسلمين نشر شد ، و اشاره به پيروان خاص امير مؤمنان على (عليه‏السلام‏) است ، و آنها كه گمان مى‏كنند تعبير شيعه از تعبيراتى است كه قرنها بعد به وجود آمده سخت در اشتباهند.


2 -لزوم اخلاص نيت در عبادت


بعضى از علماى اصول فقه به آيه و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين براى لزوم قصد قربت در عبادات ، و اينكه اصل در اوامر تعبدى بودن است نه توصلى استدلال كرده‏اند ، و اين منوط به آن است كه دين در اينجا به معنى عبادت بوده باشد ، تا دليل بر لزوم اخلاص در عبادات گردد و امر را در اين آيه به طور مطلق قرار دهيم تا مفهومش لزوم قصد قربت در همه اوامر باشد ( مگر مواردى كه به دليلى خارج شده ) در حالى كه مفهوم آيه ظاهرا هيچيك از اينها نيست ، بلكه مقصود اثبات توحيد در مقابل شرك است ، يعنى آنها جز به توحيددعوت نشده‏اند و با اين حال ارتباطى با احكام فرعى ندارد.


3 -قوس عجيب صعودى و نزولى انسان


از آيات اين سوره به خوبى استفاده مى‏شود كه هيچ مخلوقى در عالم فاصله قوس صعودى و نزوليش به اندازه انسان نيست ، اگر داراى ايمان و اعمال صالح باشد ( توجه داشته باشيد كه عملوا الصالحات همه اعمال صالح را شامل مى‏شود نه بعضى را ) برترين خلق خدا است ، و اگر راه كفر و ضلالت و لجاج و عناد را بپويد چنان سقوط مى‏كند كه بدترين خلق خدا مى‏شود ! اين فاصله عظيم ميان قوس صعودى و نزولى انسان گر چه مساله


تفسير نمونه ج : 27ص:215


حساس و خطرناكى است ، ولى دلالت بر عظمت مقام نوع بشر و قابليت تكامل او دارد ، و طبيعى است كه در كنار چنين قابليت و استعداد فوق العاده‏اى امكان تنزل و سقوط فوق العاده نيز باشد.


خداوندا ! براى رسيدن به مقام شامخ خير البرية از لطف تو استمداد مى‏طلبيم.


پروردگارا ! ما را از شيعيان و پيروان آن بزرگ مردى قرار ده كه براى اين عنوان از همه شايسته‏تر است.


بارالها ! چنان اخلاصى مرحمت كن كه جز تو را نپرستيم و به غير تو عشق نورزيم.


آمين يا رب العالمين .


پايان سوره بينه.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :