امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
780
تفسير نمونه : سوره كافرون آيات 6 – 1


تفسير نمونه ج : 27ص :379


( 109 )سوره كافرون اين سوره در مكه نازل شده و داراى 6 آيه است



تفسير نمونه ج : 27ص :380


محتوى و فضيلت سوره كافرون


اين سوره در مكه نازل شده ، و لحن و محتواى آن گواه روشنى بر اين معنى است ، همچنين شان نزولى كه به خواست خدا بعدا به آن اشاره مى‏شود دليل ديگرى بر اين مدعا است ، و اينكه بعضى احتمال داده‏اند مدنى باشد بسيار بعيد به نظر مى‏رسد.


لحن سوره نشان مى‏دهد در زمانى نازل شده كه مسلمانان در اقليت بودند و كفار در اكثريت ، و پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از ناحيه آنها سخت در فشار بود ، و اصرار داشتند او را به سازش با شرك بكشانند ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دست رد بر سينه همه آنها مى‏زند ، و آنها را به كلى مايوس مى‏كند ، بدون آنكه بخواهد با آنها درگير شود .


اين سرمشقى است براى همه مسلمانان كه در هيچ شرائطى در اساس دين و اسلام با دشمنان سازش نكنند ، و هر وقت چنين تمنائى از ناحيه آنها صورت گيرد آنها را كاملا مايوس كنند ، مخصوصا در اين سوره دو بار اين معنى تاكيد شده كه من معبودهاى شما را نمى‏پرستم و اين تاكيد براى مايوس ساختن آنها است ، همچنين دوباره تاكيد شده كه شما هرگز معبود من ، خداى يگانه را نمى‏پرستيد و اين دليلى است بر لجاجت آنها ، و سرانجامش اين است كه من و آئين توحيديم ، و شما و آئين پوسيده شرك آلودتان ! در باره فضيلت اين سوره روايات فراوانى نقل شده كه حاكى از اهميت فوق العاده محتواى آن است از جمله : در حديثى ( از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نقل شده كه فرمود : من قرأ قل يا


تفسير نمونه ج : 27ص :381


ايها الكافرون فكانما قرأ ربع القرآن و تباعدت عنه مردة الشياطين ، و برأ من الشرك ، و يعافى من الفزع الاكبر : كسى كه سوره قل يا ايها الكافرون را بخواند گوئى ربع قرآن را خوانده ، و شياطين طغيانگر از او دور مى‏شوند ، و از شرك پاك مى‏گردد ، و از فزع ( روز قيامت ) در امان خواهد بود .


تعبير به ربع القرآن شايد به خاطر آن است كه حدود يك چهارم قرآن مبارزه با شرك و بت‏پرستى است ، و عصاره آن در اين سوره آمده است ، و دور شدن شياطين سركش به خاطر آن است در اين سوره دست رد بر سينه مشركان زده شده ، و مى‏دانيم شرك مهمترين ابزار شيطان است.


نجات در قيامت نيز در درجه اول در گرو توحيد و نفى شرك است ، همان مطلبى كه اين سوره بر محور آن دور مى‏زند.


در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏خوانيم : مردى خدمتش آمد عرض كرد اى رسول خدا ! براى اين آمده‏ام كه چيزى به من ياد دهى كهبه هنگام خواب بخوانم ، فرمود : اذا اخذت مضجعك فاقرأ قل يا ايها الكافرون ثم نم على خاتمتها فانها براءة من الشرك : هنگامى كه به بستر رفتى سوره يا ايها الكافرون را بخوان ، بعد از آن بخواب كه اين بيزارى از شرك است.


و نيز در روايتى از رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است كه به جبير بن مطعم فرمود : آيا دوست دارى هنگامى كه به سفر مى‏روى از بهترين يارانت از نظر زاد و توشه باشى ؟ گفت : آرى پدرم و مادرم فدايت اى رسول خدا ! فرمود : اين پنج سوره را بخوان : قل يا ايها الكافرون ، و اذا جاء نصر الله و الفتح، و قل هو الله احد ، و قل اعوذ برب الفلق ، و قل اعوذ برب


تفسير نمونه ج : 27ص : 382


الناس ، و قرائت خود را با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز كن.


و در حديثى از امام صادق (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم كه مى‏فرمود : پدرم مى‏گفت قل يا ايها الكافرون ربع قرآن است ، و هنگامى كه از آن فراغت مى‏يافت مى‏فرمود : اعبد الله وحده ، اعبد الله وحده : من تنها خدا را عبادت مى‏كنم من تنها خدا را عبادت مى‏كنم.



تفسير نمونه ج : 27ص :383


سورة الكافرون‏


بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ يَأَيهَا الْكفِرُونَ‏(1)لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ‏(2) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(3) وَ لا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمْ‏(4) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(5) لَكمْ دِينُكُمْ وَ لىَ دِينِ‏(6)


ترجمه:


بنام خداوند بخشنده مهربان


1 -بگو اى كافران!


2 -آنچه را شما مى‏پرستيد من نمى‏پرستم.


3 -و نه شما آنچه را من پرستش مى‏كنم مى‏پرستيد.


4 -و نه من هرگز آنچه را شما پرستش كرده‏ايد مى‏پرستم.



تفسير نمونه ج : 27ص :384


5 -و نه شما آنچه را كه من مى‏پرستم عبادت مى‏كنيد.


6 -(حال كه چنين است ) آئين شما براى خودتان و آئين من براى خودم !


شان نزول:


در روايات آمده است كه اين سوره در باره گروهى از سران مشركان قريش نازل شده ، مانند وليد بن مغيره و عاص بن وائل و حارث بن قيس و امية بن خلف و ... گفتند : اى محمد ! تو بيا از آئين ما پيروى كن ، ما نيز از آئين تو پيروى مى‏كنيم ، و تو را در تمام امتيازات خود شريك مى‏سازيم ، يكسال تو خدايان ما را عبادت كن ! و سال ديگر ما خداى تو را عبادت مى‏كنيم ، اگر آئين تو بهتر باشد ما در آن با تو شريك شده‏ايم ، و بهره خود را گرفته‏ايم ، و اگر آئين ما بهتر باشد تو در آئين ما شريك شده و بهره‏ات را از آن گرفته‏اى ! پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : پناه بر خدا كه من چيزى را همتاى او قرار دهم ! گفتند : لا اقل بعضى از خدايان ما را لمس كن و از آنها تبرك بجوى ما تصديق تو مى‏كنيم و خداى تو را مى‏پرستيم ! پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : من منتظر فرمان پروردگارم هستم .


در اين هنگام سوره قل يا ايها الكافرون نازل شد ، و رسول الله به مسجد الحرام آمد ، در حالى كه جمعى از سران قريش در آنجا جمع بودند بالاى سر آنها ايستاد ، و اين سوره را تا آخر بر آنها خواند آنها وقتى پيام اين سوره را شنيدند كاملا مايوس شدند ، و حضرت و يارانش را آزار دادند .



تفسير نمونه ج : 27ص :385


تفسير : هرگز با بت‏پرستان سر سازش ندارم


آيات اين سوره پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته ، مى‏فرمايد : بگو اى كافران ( قل يا ايها الكافرون).


آنچه را شما مى‏پرستيد نمى‏پرستم ( لا اعبد ما تعبدون).


و نه شما آنچه را من پرستش مى‏كنم مى‏پرستيد ( و لا انتم عابدون ما اعبد).


به اين ترتيب جدائى كامل خط خود را از آنها مشخص مى‏كند ، و با صراحت مى‏گويد : من هرگز بت‏پرستى نخواهم كرد ، و شما نيز با اين لجاجت كه داريد و با تقليد كوركورانه از نياكان كه روى آن اصرار مى‏ورزيد و با منافع نامشروع سرشارى كه از بت‏پرستان عائد شما مى‏شود هرگز حاضر به خداپرستى خالص از شرك نيستيد .


بار ديگر براى مايوس كردن كامل بت‏پرستان از هر گونه سازش بر سر توحيد و بت‏پرستى مى‏افزايد : و نه من هرگز آنچه را شما پرستش كرده‏ايد مى‏پرستم ( و لا انا عابد ما عبدتم).


و نه شما آنچه را كه من مى‏پرستم عبادت مى‏كنيد ( و لا انتم عابدون ما اعبد).



تفسير نمونه ج : 27ص :386


بنابر اين اصرار بيجا در مصالحه بر سر مساله بت‏پرستى نكنيد كه اين امر غير ممكن است .


حال كه چنين است آئين شما براى خودتان و آئين من براى خودم ( لكم دينكم و لى دين).


بسيارى از مفسران تصريح كرده‏اند كه منظور از كافرون در اينجا گروه خاصى از سران بت‏پرستان مكه‏اند ، بنابر اين الف و لام در الكافرون به اصطلاح براى عهد است ، نه براى جمع.


ممكن است دليل آنها بر اين مطلب علاوه بر آنچه در شان نزول گفته شد اين باشد كه بسيارى از بت‏پرستان مكه سرانجام ايمان آوردند ، بنابر اين اگر مى‏گويد نه شما معبود مرا عبادت مى‏كنيد و نه من معبود شما را حتما در مورد آن گروهى از سران شرك و كفر است كه تا پايان عمر هرگز ايمان نياوردند و گرنه بسيارى از مشركان به هنگام فتح مكه فوج فوج وارد اسلام شدند .


در اينجا چند سؤال مطرح است كه بايد به آن پاسخ گفت:


1 -چرا سوره با فرمان قل بگو شروع شده است:


آيا بهتر اين نبود گفته شود يا ايها الكافرون بدون اينكه قل در آغاز آن باشد ؟ و به تعبير ديگر : پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بايد دستور خداوند را اجرا كند و جمله يا ايها الكافرون را به آنها بگويد : نه اينكه جمله قل را نيز تكرار كند.


پاسخ اين سؤال با توجه به محتواى سوره روشن است ، زيرا مشركان عرب پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را دعوت به سازش بر سر بتها كرده بودند .


و او مى‏بايست اين


تفسير نمونه ج : 27ص :387


مطلب را از خود نفى كند ، و بگويد : من هرگز تسليم شما نمى‏شوم ، و عبادتم را با شرك آلوده نمى‏كنم اگر كلمه قل در آغاز اين سوره نباشد سخن سخن خدا خواهد شد ، و در اين صورت جمله لا اعبد ما تعبدون ( من آنچه را شما عبادت مى‏كنيد نمى‏پرستم ) و امثال آن مفهومى نخواهد داشت.


بعلاوه چون كلمه قل در پيام جبرئيل از سوى خدا بوده ، پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) موظف است كه براى حفظ اصالت قرآن آن را عينا بازگو كند ، و اين خود نشان مى‏دهد كه جبرئيل و رسول اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در نقل وحى الهى كمترين تغييرى نداده‏اند ، و عملا ثابت كرده‏اند مامورانى هستند گوش بر فرمان الهى ، همانگونه كه در آيه 15 سوره يونس مى‏خوانيم : قل ما يكون لى ان ابدله من تلقاء نفسى ان اتبع الا ما يوحى الى : بگو من حق ندارم كه قرآن را از پيش خود تغيير دهم من فقط از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود .


2 -مگر بت‏پرستان منكر خدا بودند ؟


مى‏دانيم بت‏پرستان هرگز خدا را انكار نمى‏كردند ، و طبق صريح آيات قرآن اگر از خالق آسمان و زمين از آنها سؤال مى‏شد مى‏گفتند : خدا است : و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض ليقولن الله ( لقمان 25 ) .


پس چگونه در اين سوره مى‏گويد : نه من معبود شما را مى‏پرستم و نه شما معبود مرا ؟ پاسخ اين سؤال نيز با توجه به اينكه بحث از مساله خلقت نيست ، بلكه از مساله عبادت است ، روشن مى‏شود ، بت‏پرستان خالق جهان را خدا مى‏دانستند ، ولى معتقد بودند بايد بتها را عبادت كرد ، تا آنها واسطه در درگاه خدا شوند ، يا اينكه اصلا ما لايق اين نيستيم كه خدا را پرستش كنيم ، بلكه بايد بتهاى


تفسير نمونه ج : 27ص :388


جسمانى را پرستش كنيم ، اينجاست كه قرآن قلم سرخ بر اوهام و پندارهاى آنها مى‏كشد ، و مى‏گويد عبادت بايد فقط براى خدا باشد ، نه بتها ، و نه هر دو!


3 -اين تكرار براى چيست ؟


در اينكه آيا تكرار نفى عبادت بتها از ناحيه پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و نفى عبادت خدا از ناحيه مشركان ، براى چيست ؟ گفتگو بسيار است.


جمعى معتقدند كه اين تكرار براى تاكيد و مايوس كردن كامل مشركان ، و جدا نمودن مسير آنها از مسير اسلام است ، و اثبات عدم امكان سازش ميان توحيد و شرك مى‏باشد ، و به تعبير ديگر چون آنها در دعوت پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به سوى شرك اصرار مى‏ورزيدند و تكرار مى‏كردند قرآن نيز رد آنها را تكرار مى‏كند .


در حديثى آمده است كه ابو شاكر ديصانى ( يكى از زنادقه عصر امام صادق (عليه‏السلام‏) از يكى از ياران امام صادق بنام ابو جعفر احول ( محمد بن على نعمانى كوفى معروف به مؤمن طاق ) از دليل تكرار اين آيات سؤال كرد و گفت آيا شخص حكيم ممكن است اينچنين تكرارى در كلامش باشد ؟ ابو جعفر احول چون در اينجا پاسخى نداشت وارد مدينه شد خدمت امام صادق (عليه‏السلام‏) رسيد ، و در اين باره سؤال كرد ، امام (عليه‏السلام‏) فرمود : سبب نزول اين آيات و تكرار آن اين بود كه قريش به رسول خدا پيشنهاد كردند كه يك سال تو خدايان ما را بپرست ، سال ديگر ما خداى تو را مى‏پرستيم ، و همچنين سال بعد تو خدايان ما را بپرست و سال ديگر ( سال چهارم ) ما خداى تو را مى‏پرستيم ، آيات فوق نازل شد و تمام اين پيشنهادها را نفى كرد .


هنگامى كه ابو جعفر احول اين پاسخ را براى ابو شاكر بيان كرد


تفسير نمونه ج : 27ص :389


او گفت : هذا ما حمله الابل من الحجاز ! : اين بارى است كه شتران از حجاز آورده‏اند اشاره به اينكه سخن تو نيست و گفتار امام صادق (عليه‏السلام‏) است ) .


بعضى ديگر گفته‏اند : اين تكرار به خاطر اين است كه يكى ناظر به حال مى‏باشد و ديگرى ناظر به آينده ، يعنى نه در حال و نه در آينده هرگز معبود شما را پرستش نمى‏كنم ! ولى ظاهرا شاهدى براى اين تفسير وجود ندارد.


تفسير سومى نيز براى اين تكرار گفته‏اند كه اولى اختلاف در معبودها را بيان مى‏كند ، و دومى اختلاف در عبادت را ، يعنى نه معبودهاى شما را هرگز مى‏پرستم ، و نه چگونگى عبادت من همچون شما است ، زيرا عبادت من خالصانه و خالى از هر گونه شرك است .


بعلاوه عبادت شما از بتها از روى تقليد كوركورانه نياكان است و عبادت من نسبت به خدا از روى تحقيق و شكر است.


ولى ظاهر اين است كه اين تكرار براى تاكيد است ، همانگونه كه در بالا توضيح داده‏ايم و در حديث امام صادق (عليه‏السلام‏) نيز اشاره به آن شده بود.


در اينجا تفسير چهارمى نيز وجود دارد و آن اينكه در آيه دوم مى‏فرمايد : آنچه را كه شما اكنون مى‏پرستيد من پرستش نمى‏كنم و در آيه چهارم مى‏فرمايد : من در گذشته نيز معبودهاى شما را نمى‏پرستيدم تا چه رسد به امروز.


اين تفاوتبا توجه به اينكه در آيه دوم تعبدون به صورت فعل مضارع


تفسير نمونه ج : 27ص :390


و عبدتم در آيه چهارم به صورت فعل ماضى است بعيد به نظر نمى‏رسد.


هر چند اين تفسير فقط تكرار آيه دوم و چهارم را حل مى‏كند اما تكرار آيه سوم و پنجم همچنان به قوت خود باقى است.


4 -آيا مفهوم آيه لكم دينكم...


جواز بت‏پرستى است ؟!


گاهى چنين تصور شده كه آخرين آيه اين سوره كه مى‏گويد : آئين شما براى خودتان ، و آئين من براى خودم همان مفهوم صلح كل را دارد ، و به آنها اجازه مى‏دهد كه بر آئينشان بمانند ، چرا كه اصرار بر پذيرش آئين اسلام نمى‏كند ! ولى اين پندار بسيار سست و بى اساس است ، زيرا لحن آيات به خوبى نشان مى‏دهد كه اين تعبير نوعى تحقير و تهديد است ، يعنى آئين شما به خودتان ارزانى باد ! و به زودى عواقب نكبت‏بار آن را خواهيد ديد ، شبيه آنچه در آيه 55 سوره قصص آمده : و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه و قالوا لنا اعمالنا و لكم اعمالكم سلام عليكم لا نبتغى الجاهلين : مؤمنان هر گاه سخن لغوى را بشنوند از آن روى مى‏گردانند ، و مى‏گويند : اعمال ما براى ما و اعمال شما براى خودتان ، سلام بر شما ( سلام وداع و جدائى ) ما طالب جاهلان نيستيم ! شاهد گوياى اين مطلب صدها آيه قرآن مجيد است كه شرك را در تمام اشكالش مى‏كوبد ، و از هر كارى منفورتر مى‏شمرد ، و گناهى نابخشودنى مى‏داند .



تفسير نمونه ج : 27ص :391


جوابهاى ديگرى از اين سؤال نيز داده‏اند ، مانند اينكه آيه محذوفى دارد و در تقدير چنين است : لكم جزاء دينكم و لى جزاء دينى ، جزاى دين شما براى شما ، و جزاى دين من براى من.


ديگر اينكه : دين در اينجا به معنى جزا است ، و آيه نيز هيچ محذوفى ندارد ، و مفهومش اين است شما جزاى خودتان را مى‏گيريد و من هم جزاى خودم را.


ولى تفسير و پاسخ اول مناسبتر به نظر مى‏رسد .


5 -او هرگز يك لحظه با شرك سازش نكرد


آنچه در اين سوره آمده در واقع بيانگر اين واقعيت است كه توحيد و شرك دو برنامه متضاد و دو مسير كاملا جدا مى‏باشد ، و هيچ شباهتى با يكديگر ندارند ، توحيد انسان را به خدا مربوط مى‏سازد ، در حالى كه شرك او را از خدا بيگانه مى‏كند.


توحيد رمز وحدت و يگانگى در تمام زمينه‏ها است در حالى كه شرك مايه تفرقه و پراكندگى در همه شؤون است.


توحيد انسان را از عالم ماده و جهان طبيعت بالا مى‏برد ، و در ما وراى طبيعت به وجود بى انتهاى الهى پيوند مى‏دهد ، در حالى كه شرك انسان را در چاه طبيعت سرنگون مى‏سازد ، و به موجودات محدود و ضعيف و فانى پيوند مى‏دهد .


به همين دليل پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و تمام انبياء عظام نه تنها يك لحظه با شرك سازش نكردند ، بلكه نخستين و مهمترين برنامه آنها مبارزه با آن بود.



تفسير نمونه ج : 27ص :392


امروز نيز همه پويندگان راه حق و علماء و مبلغان اين آئين بايد همين خط را ادامه دهند ، و در همه جا برائت و بيزارى خود را از هر گونه شرك و سازش با مشركان اعلام دارند.


اين است راه اصيل اسلام.


خداوندا!ما را از هر گونه شرك و افكار و اعمال شرك آلود بر كنار دار پروردگارا ! وسوسه‏هاى مشركين عصر ما نيز خطرناك است ، ما را از گرفتارى دام آنها حفظ كن.


بارالها ! به ما آنچنان شجاعت و صراحت و قاطعيتى مرحمت فرما كه همچون پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هر گونه پيشنهاد سازش با كفر و شرك را رد كنيم.


آمين يا رب العالمين .


پايان سوره كافرون.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :