امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
646
جایگاه تصوف نزد علمای شیعه و مراجع تقلید چگونه است؟

جریان تصوف در قرن دوم هجری بعد از ظهور ابو هاشم کوفی[1] تاسیس شده است و در منابع مختلف از او با صفاتی چون ملحد، دهری، عمری و اموی یاد شده.[2] امامان معصوم شیعه از همان موقع به مخالفت با این فرقه جدید برخاستند و اعلان کردند «هرکس میل به تصوف داشته باشد از ما نیست.»[3] پس از دوره حضور معصومین ـ علیهم السلام ـ و در دوره غیبت حضرت حجت بن الحسن العسکری ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ علمای شیعه با پیروی از امامان مکتب تشیع با فرقه تصوف مخالفت می کردند که به چند نمونه از آن ها اشاره می شود:
1ـ آن گونه که نقل شده بسیاری از علمای متقدم شيعه رساله هایي با نام «الردّ علی الصوفیه» یا «الرد علی الحلاجیه» یا «الردّ علی الجنیدیه» و ... داشته اند که می توان از جمله آن ها شیخ مفید و شیخ صدوق و سید مرتضی را نام برد.[4]
2ـ تصوف از تشیع کاملاً بیگانه است زیرا اصول و قواعد آن ها با یکدیگر منافات دارد و تا قبل از روی کار آمدن دولت صفویه یک مرشدی نمی توان پیدا کرد که شیعه و پیرو اهل بیت باشد.[5]
با توجه به این مطالب دیدگاه چند تن از علمای بزرگوار عالم تشیع از نظر می گذرد:
1ـ حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ىر باره صوفيه می فرماید: آن بیچاره که خود را مرشد و هادی خلایق داند و در مسند دستگيری و تصوف قرار گرفته، اصطلاحات این دو دسته را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بیچاره صاف و بی آلایش را به علما و سایر مردم بدبین نموده برای رواج بازار خود فهمیده یا نفهمیده پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده گمان کرده به لفظ «مجذوبعلي شاه» یا «محبوب علی شاه» حال جذبه و حب دست دهد. ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم! این کار تو هم این قدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کلّه گاهی خودش هم بازی خورده خود را دارای مقامی دانسته... خود را با این همه عیب مرشد خلایق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت بلکه گاهی وقاحت را از حدّ گذرانده دارای مقام ولایت کلیه دانسته... .[6]
2ـ حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: صوفیه با فرقه ها و انشعابات بسیاری که دارند اگر چه در انحراف در یک سطح نیستند اما در مجموع منحرفند و عقاید خاصه ای که دارند غیر اسلامی است. همین موضوع توجه خاص و بیش از حد به قطب، در بعضی صورت هایش شرک و کفر است.[7]
3ـ آیت الله سید محمد وحیدی: روایات زیادی در ذم صوفیه که از فرق ضالّه هستند از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ وارد شده.[8]
4ـ حضرت آیت الله مکارم شیرازی در اثر خود به نام «جلوه حق» برخی عقاید صوفیان را به نقد کشیده و ریشه های غیر شیعی و حتی غیر اسلامی تصوف را تحلیل و بررسی کرده اند.[9]
5ـ رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای: آن چه که (صوفیان در مورد خرقه) به رسول خدا و علی مرتضی نسبت داده اند صحیح نیست.[10]
6ـ حضرت آیت الله سید محمد رضا موسوی گلپایگانی فتوا به حرمت رفت و آمد به خانقاه و مجامع صوفیان را صادر فرمودند و همین امر موجب شد که دراویش گنابادی مخصوصاً سلطان حسین تابنده و سید هبة الله جذبی و ... در مجالس عمومی و خصوصی خود آن بزرگوار فقید را به باد ناسزا و اهانت بگیرند.[11]
7ـ مرحوم ملا محمد کاظم خراسانی ضمن بدعت خواندن عقاید متصوفه حکم به مهدور الدم بودن ملا سلطان محمد گنابادی فرمودند.[12]
البته نقل نظرات علمای بزرگوار شیعه دایره المعارف بزرگی خواهد شد اما به صورت مختصر به علمایی که در ردّ تصوف تالیفی داشته اند اشاره می شود: علامه ذوالفنون محمد علی آل آقا از مخالفان سرسخت تصوف بودند در اثر شریف خویش به نام «خیراتیه در ابطال طریقه صوفیه»، و در لابه لای دیگر آثار خود ماهیت تصوف و اعمال و عقاید خلاف اسلام آنان را بر ملا می سازد فرزندان ایشان در فضایح الصوفیه و ایقاظ الناظرین کار پدر را ادامه میدهند مرحوم شیخ حر عاملی در اثنی عشریه صدها آیه از قرآن و احادیث معصومین در مذمت صوفیه گردآوری کرده مرحوم کیوان قزوینی که واعظ شهیری بوده و مدّتی در وادی تصوف حیران و سرگردان گشته در آثار خود (راز گشا، استوارنامه، بهین سخن، عرفان نامه، اختلافيه، ثمرة الحیوة و تفسیر کیوان) دیده های خود را به قلم کشید و مطرود گنابادی ها واقع شد. مرحوم مقدس اردبیلی در حدیقه الشیعه تصوف را به چالش کشیده و به همین خاطر صوفیان به اصطلاح مودب از هیچ فحشی نسبت به آن مرحوم فرو گذاری نمی کنند. جواد تهرانی در کتاب «عارف و صوفی چه می گویند؟» انحرافات متصوفه را از اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر ملا ساخت مرحوم داود الهامی محقق صوفی شناس معاصر در آثار خود «تصوف و تشیع، موضع تشیع در برابر تصوف، داوری های متضاد درباره محي الدین عربی، تصوف از دیدگاه ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ و ..... دیدگاه های اسلام را جمع آوری نموده است، حضرت آیت الله مرحوم سید ابراهیم میلانی در ولایت نامه ادعاهای صوفیه و شیخیه و ... را در باب ادعاهای مقامات ایشان ابطال فرموده اند، صوفی تائب سید تقی واحدی «در کوی صوفیان» را تدوین کرده که می توان آن را یکی از جامع ترین اثرات در این زمینه نام برد. رهبران ضلالت را علی امير مستوفیان و خرقه صوفیان را وعیدی بهشهری و آسيب شناسی عرفان را عبد الرضا بار فروش (از وابستگان حضرت آیت الله العظمی بروجردی) با کمک و استفتاء از محضر مراجع عالی مقدار تشیع تدوین فرموده اند که مراجعه به آن ها بی فایده نیست ملا محمد طاهر قمی نیز در تحفه الاخیار بافته های تصوف را پنبه کرده و صد ها عنوان کتاب محققانه دیگر که ذکر همه آن ها بسیار به طول می انجامد.

نتیجه گیری
به خاطر ماهیت غیر شیعی تصوف هیچ یک از علمای اعلام آن را تایید نفرموده اند بلکه دائماً باطل بودن آن را اعلان کرده اند و آن چه که برخی از صوفیان می گویند که مرحوم بحر العلوم داخل در تصوف گردیده، یا مرحوم امام خمینی آن ها را تایید کرده، دروغ محض است و خنده آور ترین این که ادّعا می کنند همه این ها در خلوت اتفاق افتاده و هیچ کس به جز آن ها این را نمی دانند!!!

معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ راز گشا ، کیوان قزوینی.
2ـ نقد مثنوی، مصلائی و مدرسی یزدی.
3ـ آسیب شناسی عرفان ، عبد الرضا بار فروش.
4ـ تاریخ تصوف، دکتر قاسم غنی.
5ـ جستجو در تصوف ایران و دنباله جستجو در تصوف ایران و ارزش میراث فرهنگی صوفیه ، عبد الحسین زرین کوب.
 
پي نوشت ها:
[1] . واحدی، سید تقی، در کوی صوفیان، تهران، نخل دانش، چهارم، 1384، صفحه 56.
[2] . همان، عمادی، مهدی، و دیدی که راز پنهان آخر شد آشکارا، تهران، مولف، اول 1378، ص193.
[3] . قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج2، صفحه 57.
[4] . آل آقا، محمد جعفر، فضایح الصوفیه، موسسه علامه وحید، بخش معرفی کتاب.
[5] . الهامی، داوود، تصوف و تشیع، قم، مکتب اسلام، ص 316.
[6] . خمینی مصطفوی، روح الله، چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ، سی و سوم، 1384، صفحه 91.
[7] . صافی گلپایگانی، لطف الله، معارف دین، قم، دفتر معظم له، هشتم، 1385، جلد اول، ص 35.
[8] . وحیدی بهشهری، سید عباس، خرقه صوفیان، تهران، راه نیکان، اول، 1385، ص 213.
[9] . ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، جلوه حق، قم، هدف (نسل جوان) دوازدهم (با اصلاح و تغییرات)
[10] . خرقه صوفیان، ص 243.
[11] . رک مجمع المسائل (استفتائات از محضر حضرت آیت الله گلپایگانی و هم چنین جذبی، سید هبة الله، رساله باب ولایت و راه هدایت، تهران، حقیقت، اول 1381، بخش نامهها.)
[12] . مدنی، محمد، در خانقاه بیدخت چه می گذرد، انتشارات مولف، چهارم، 1385، ص 176.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :