امروز:
شنبه 9 ارديبهشت 1396
بازدید :
421
اگر قرار باشد يكي از سلسله هاي درويشي را انتخاب كنم، كدام يك را پيشنهاد مي دهيد؟

همان گونه كه مي دانيد اسلام ديني معتدل است و پيروان خود را به پرستش خدا و ترك هوي و هوس امر مي كند و آخرت را هدف نهايي انسان ها مي داند، مانع بهره بردن از نعمت هاي اين دنيا هم نيست، بلكه دنيا را مزرعه آخرت مي داند. كه در قرآن كريم مي خوانيم:
«و در آنچه خدا به تو داده، سراي آخرت را بطلب، و بهره ات را از دنيا فراموش مكن.»[1]
و در توبيخ كساني كه به بهانه آخرت، دنيا را رها مي كنند مي فرمايد:
«بگو چه كسي زينت هاي الهي را كه براي بندگان خود آفريده، و روزي هاي پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو: اينها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند.»[2]
در زمان پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ به خاطر فعاليت هاي اجتماعي و جنگ و جهاد و برخورد پيامبر با رهبانيت (گوشه گيري)، زمينه اي براي انزواطلبي وجود نداشت ولي پس از آن، عده اي گوشه نشيني را انتخاب كرده و مسائل اجتماعي اسلام (جهاد، امر به معروف و نهي از منكر، تولي و تبري و اقتصاد) را رها كردند و براي برخي ذكرها مانند اسماي الهي بيشتر از نماز واجب، اهميت مي دادند و از اين جا گمراهي اين جماعت از اسلام شروع شد.
اين فرقه به خاطر پوشيدن لباس پشمي به صوفيه معروف شدند و از آنجا كه يكي از عقايد دروغين اينها فقيرانه زندگي كردن است در ايران به اينها درويش يعني كسي كه با روش فقيرانه زندگي مي كند گفته مي شود.[3]
مسلمانان بايد درستي هر فكر و عقيده اي را از ديدگاه قرآن كريم و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بسنجند، خوشبختانه روايات زيادي داريم كه ما را از افتادن در انحراف و گمراهي درويشي (صوفي گري) نجات مي دهد، فقط به چند نمونه اشاره مي كنيم:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: صوفيه دشمنان ما هستند، هر كس تمايلي به آنها داشته باشد با آنها محشور مي شود و از آنهاست. و به زودي قومي كه ادعاي محبت ما را دارند به صوفيه (درويشي) تمايل پيدا مي كنند و لقب آنها را براي خويش انتخاب مي كنند و سخنان آنها را توجيه مي كنند!‌آگاه باشيد هر كس به سوي آنها رود، از ما نيست و ما از آنها بيزاريم و هر كس آنها را رد كند مثل كسي است كه در ركاب پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ جهاد كرده است.[4]
امام هادي ـ عليه السلام ـ هم مي فرمايد: صوفيه همه از مخالفان مايند و راه و روش آنها غير از راه و روش ماست و نيستند ايشان مگر نصاري و يهود اين امت.[5]
امام هادي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «صوفيه حيله گرانند، زيرا اينها با شيطان هم قسم شدند تا قواعد دين را خراب كنند.»[6]
امام رضا ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «كسي به صوفيه (مسلك درويشي) در نمي آيد، مگر از روي مكر، گمراهي، ضلالت، جهل و حماقت.»[7]
خود پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ هم قبل از پديد آمدن پديدة درويشي (صوفي گري) از انحرافي بودن آن خبر داده و امت اسلام را از افتادن در اين سلسله ها و دام شيطاني هشدار داده و فرموده:
«قيامت برپا نمي شود مگر اين كه قومي از امت من كه اسم شان صوفيه (درويش مسلكي) است، پديد آيد. آنها از من نيستند، آنها يهود امت منند، آنها گمراه تر از كفار و اهل آتشند.»[8]
با توجه به اين روايات و اينكه دين اسلام كامل ترين دين است و در آن به تمام ابعاد و نيازهاي معنوي و مادي و فردي و اجتماعي بشر بر طبق حكمت و مقتضيات فطري انسان توجه شده است و نيز با توجه به اينكه پيامبر(ص) تمسك به قرآن و عترت را بر امتش واجب نموده و فرموده است: «من دو چيز گرانبها در نزد شما به امانت مي گذارم اگر به هر دو با هم تمسك جوئيد هرگز گمراه نخواهيد شد، يكي كتاب خدا و ديگر اهل بيتم ـ عليهم السلام ـ » نه تنها هيچ نيازي به انتخاب يكي از فرقه هاي صوفيه و دراويش ديده نمي شود بلكه رفتن و گرايش به سوي اين فرقه ها جز گمراهي و انحراف چيزي ديگري نخواهد بود. افزون بر اينها، اعتقادات و رسوم خانقاهي آنان مخالفت صريح با قرآن و روايات و معيارهاي عقلي دارد. پس با وجود اين مواقع هيچ انگيزه اي در گرايش به سوي اين فرقه ها براي هيچ عاقلي پيدا نخواهد شد.[9]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نهضت هاي پوچ گرا(1)، تهران، سازمان تبليغات اسلامي.
2. سرخسي، شمس الدين، المبسوط، ج 2.

پي نوشت ها:
[1] . قصص/77.
[2] . اعراف/32.
[3] . دهخدا، علي اكبر، لغت نامه دهخدا، كلمه درويش و صوفيه، تهران، مؤسسه انتشارت و چاپ دانشگاه تهران، و دائرة المعارف تشيع، 1378 ش، ج 7، ص 489، ذيل كلمه درويش.
[4] . نوري، حسين، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، چاپ اول، 1408 ق، ج 12، ص 323، باب 37.
[5] . اردبيلي، احمد؛ حديقة الشيعه، تهران، علميه اسلاميه، بي تا، ص 604.
[6] . قمي، عباس، سفينة البحار، بي جا، كتابخانه سنائي، بي تا، ج 2، ص 58.
[7] . حديقه الشيعه، ص 605.
[8] . حر عاملي، محمد بن حسن؛ الاثني عشريه، قم، دارالكتب العلميه، بي تا،  ص 16.
[9] . مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، بيروت، مؤسسه وفاء، 1404 ق، ج 23، ص 108.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :