امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
434
راجع به تاريخ خانقاه توضيحاتي بدهيد؟

قبل از بررسي تاريخ خانقاه ذکر چند نکته لازم به نظر مي رسد:
1. راجع به لفظ خانقاه بايد توجه داشت که در کتب مختلف به صورت هاي مختلف ذکر شده است از جمله خانقاه، خانه گاه، خوانگاه، خانجاه، خانقه، خانگه، خوانگه، خورنقاه، خرنقاه، خونگاه و ...[1]
2. واژه خانقاه در کتاب هاي فرهنگ به صورتي قريب به يکديگر معني شده و در تمام اين معاني گفته شده که خانقاه محل اقامت درويشان و صوفيان است.[2] البته اين واژه غير عربي است و به خاطر همين يکي از اقطاب صوفيه نعمت اللهيه مي گويد «به هر طريق که خواهي آن را به کار بر»[3]
3. بناي خانقاه و اختصاص آن به محل تجمع صوفيان امري مستحدث است و در زمان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اثري از آن ديده نمي شود. هر چند عده اي از صوفيان آن را به سکوي کنار مسجد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در مدينه نسبت مي دهند اما غافل از اين که محل اقامت اصحاب صفه از سر ناچاري و موقتي بوده در حالي که خانقاه، محل برگزاي مراسم ويژه صوفيان و مرکز تجمع آن ها تحت عنوان بناي مذهبي مي باشد.[4]
اولين خانقاه در عالم اسلام[5]: مطابق آن چه که در آثار خود صوفيان آمده، توسط اميري مسيحي در رمله شام براي اين جماعت ساخته شد و در سبب آن چنين آورده اند: امير ترسايان در صحرائي بود؛ در اين اثنا دو تن از صوفيان را ديد که به هم رسيدند و با هم گرمي و آشنايي کردند، امير ترسايان از ايشان پرسيد که: آيا قبل از اين با هم آشنا بوديد؟ گفتند: نه، امير گفت: پس چگونه بود که با هم آشنائي کرديد؟ گفتند: اين طريق ماست. امير گفت: جائي داريد که در آن جمعيت نمائيد؟ گفتند: نه، پس آن امير بفرمود تا از براي آن ها خانقاهي ساختند.[6] اين ديدگاه اکثريت صوفيان است اما ابن تيميه و عده اي ديگر مکان اولين خانقاه را شهر بصره مي دانند.[7]
با اين که در مورد تاريخ ساخت اولين خانقاه اختلاف وجود دارد اما وجه مشترک همه آن ها بر اين است که در زمان پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ چنين چيزي وجود نداشته و حد اقل 150 سال پس از بعثت پيامبر چنين مرکزي تشکيل شده است لذا برخي مي گويند اولين خانقاه در اواخر قرن دوم هجري بنا شده[8] و برخي ديگر معتقدند که اولين خانقاه در زمان ابو هاشم کوفي براي اجتماع و ذکر صوفيان ساخته شده است.[9]
البته اقوال ديگري نيز در اين رابطه وجود دارد که در يکي از اين اقوال قرن پنجم، تاريخ تأسيس خانقاه قرار داده شده که با توجه به عجله تصوف براي جدائي از اسلام چندان معتبر نيست.[10]
با توجه به مغايرت عقايد و اعمال مطرح در تصوف با مباني دين اسلام، صوفيان به تدريج از جامعه اسلامي فاصله گرفته و مساجد را جايگاه مناسبي براي خود نديده اند. روي اين جهت آنان که در هر جا ساکن شده اند، خانقاهي برای تجمع و انجام مراسم صوفيه ساخته اند.
خانقاه صوفيه در مقابل مسجد مسلمانان قرار دارد و به گفته ي محمد طاهر قمي و محمد علي آل آقا خانقاهي که ابتداء بناء آن از ترسائي بوده باشد، فيض آن به چه مرتبه تواند رسيد، يقين که آن ترساي ملعون، به وسوسه و تعليم شيطان بناي خانقاه نموده که باعث بي رونقي مسجد که خانه خدا است شود.[11]
و يکي ديگر از اهداف بناء خانقاه ايجاد تفرقه و اختلاف بين صفوف مسلمين است.[12] که امروز از اين اختلاف دشمنان اسلام به نفع خود بهره برداري مي کنند و نيز در اين راستا از اقطاب آنان حمايت مي کنند.
البته بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران برخي فرق صوفيه اسم خانقاه خود را به حسينيه تغيير دادند و چنين وانمود مي کنند که حتي در زمان حکومت طاغوت آن ها خانقاه نداشته اند.[13] که اين يک دروغ آشکار است و آن ها در همين حسينيه ها اعمال مخصوص خانقاهي را انجام مي دهند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. فضايح الصوفيه، محمد جعفر آل آقا
2. آن سوي صوفي گري
3. لغت نامه دهخدا جلد ششم

پي نوشت ها:
[1]. کياني، محسن، تاريخ خانقاه در ايران، تهران، طهوري، دوم، 1380، ص 55 و 56.
[2]. دايره المعارف تشيع، تهران،نشر شهيد سعيدمحبي، اول، 1378، ج هفتم، ذيل واژه خانقاه و دايره المعارف فارسي به سرپرستي غلام حسين مصاحب، تهران امير کبير، دوم؛ 1380، ذيل عمان واژه.
[3]. شيرواني، حاج زين العابدين، حدائق السياحه، سازمان چاپ دانشگاه، 1348، ص 373.
[4]. حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، تهران، آرايه، سوم، 1379، جلد پنجم، ص 31.
[5]. انوري، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، دوم، 1382، ج4، ص 2662، ذيل واژه خانقاه.
[6]. جامي، عبد الرحمان، نفحات الانس، تهران، محمودي، ص 31 ـ 32.
انصاري، عبدالله (خواجه)، طبقات الصوفيه، به اهتمام عبدالحي حبيبي، کابل، 1341، ص 9.
نايب الصدر، محمد معصوم شيرازي، تهران، باراني، 1339، جلد اول، ص 151.
[7]. تاريخ خانقاه در ايران، ص 137 و 140 به بعد.
[8]. همان، ص 139 و البير نصري، نادر، التصوف الاسلامي، لبنان، بيروت، 1960، صفحه 10 و نير ر.ک: واحدي، سيد تقي، در کوي صوفيان، تهران، نخل دانش، چهارم، 1384، صفحه 58.
[9]. تاريخ خانقاه در ايران، ص 146.
[10]. براي نمونه ر.ک: همان، ص 140 و ص 147 و خفاجي، محمد عبدالمنعم, التراث الروحي للتصوف الاسلامي، چاپ اول، صفحه 71.
[11]. محمد علي آل آقا، خيراتيه در ابطال طريقه صوفيه، موسسه علامه وحيد بهبهاني، جلد دوم، ص 105 و قمي، ملا محمد طاهر، تحفه الاخيار، قم، مطبوعاتي هدف، صفحه 206.
[12]. ر.ک: رضوي قمي (علامه برقعي) سيد ابوالفضل، حقيقه العرفان به ضميمه التفتيشي، صفحه 315 و تاريخ خانقاه در ايران، ص 39 و صافي گلپايگاني، شيخ لطف الله، معارف دين، ناشر: مولف، هشتم، 1385، ج1، فصل دهم، و بار فروش، عبدالرضا، آسيب شناسي عرفان، تهران، راه نيکان، اول، 1385، بخش پنجم.
[13]. به عنوان نمونه، رساله باب ولايت و راه هدايت سيد هبه الله جذبي و رساله رفع شبهات و خورشيد تابنده و ... .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :