امروز:
چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396
بازدید :
394
شگردهاي تبليغي صوفيه چيست؟

تصوف داراي فرقه هاي متعدد است. اين فرقه ها به نام هاي مختلف در ميان مسلمانان ظهور و بروز دارند و داراي عقايد و مناسک خاصي و غالبا مشترک هستند. فرقه قادريه و شعبه هاي آن، نقشبنديه، چشتيه، سهرورديه از فرقه هاي معروف و زنده سني مذهب صوفيه به شمار مي آيند. شگردها و طرفندهاي تبليغي فرقه هاي سني مذهب صوفيه خيلي مرموز و مستور نمي باشد و به صورت علني با روش هاي خاصي که دارند به خصوص جوانان را به سوي فرقه هاي خود دعوت و جذب مي کنند که به برخي از اين شگردها اشاره مي کنيم:
1. اين فرقه ها به ويژه فرقه قادريه با انجام رقص و سماع و جلسات جذاب خوانندگي هاي هيجان آميز، جوانان بي اطلاع را به دام هاي فريبنده عرفاني خود مي کشانند.
2. اين فرقه ها انجام امور به ظاهر خارق العاده از نوع شعبده و سحر در قالب شيشه خوردن، چاقو و سيخ به بدن فرو بردن، قلوه سنگ و سم خوردن و امثال اين امور، عوام را اغفال و جذب خودشان مي کنند.
3. ادعاي علم غيب اقطاب و پيرهاي شان و رابطه معنوي با خداوند و پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از شگردهاي ديگري است که اين گروه ها به مردم القا مي کنند و با ظاهر سازي و طرفندهاي خاصي از امور غيبي خبر مي دهند. مثلا يکي از طرفندهاي آنان اين است که قطب و مرشد و يا ساير مشايخ فرقه، بر چندين نفر از خادمان يا مريدان خانقاهي خود اسم هاي هدايايي را مي گذارند که مردم براي آنان مي آورند و به آنان وظيفه مي دهند که هر کدام با کسي وارد مجلس قطب شود که هديه اي همنام او را با خود آورده تا قطب بداند که هديه آورده شده چيست؟ و بلافاصله اعلام کند که شما فلان چيزي آورده ايد و با تعارف هاي خاصي از او تشکر نموده و زحمات او را قدرداني مي کند. حاضرين و هديه آورنده با اين اظهارات قطب مبني بر غيب گويي معتقد مي شوند که او علم غيب مي داند و به او علاقه مند شده و مريد او مي شوند.
امّا فرقه هاي زنده و فعال صوفيه که خود را به مذهب تشيع نسبت مي دهند عبارت اند از فرقه ذهبيه، گناباديه نعمت اللهيه، خاکساريه، اويسيه شاه مقصوديه، و مهدويه اشراقيه گمناميه که بيشتر در کشور ايران فعاليت دارند.
اين فرقه ها از شگردها و ترفندهاي خاص و متمايز با فرقه هاي اهل سنت براي دعوت و جذب ديگران به خصوص جوانان تشنه عرفان معنويت استفاده مي کنند که به برخي از آنها اشاره مي شود.
1. اين فرقه ها بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خصوص در سال هاي اخير براي اين که شيعيان از آنان متنفر نشوند، اسم خانقاه­شان را هر چند در واقع خانقاه مي باشد ـ به حسينيه تبديل کرده اند تا وانمود کنند که خانقاه آنان شبيه حسينيه است که در آن مراسم مذهبي به مناسبت هاي مختلف بر پا مي شود.
2. فرقه هاي شيعه به ويژه در سال هاي اخير با انجام مراسم و جلسات تلاوت قرآن و خواندن دعاهاي کميل، توسل و ندبه و زيارت عاشورا و انجام مراسم عزاداري در ماه محرم و صفر و ساير شهادات و برپايي جشن و سرور در ميلاد هاي ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ که مطابق و هماهنگ با فرهنگ تشيع مي باشند، جوانان و مردم ناآگاه را که شيفته معنويت و عرفان هستند به دام خود مي کشانند و به تدريج باگذشت زمان بر آنان مسلط مي شوند.
3. کمک به مستمندان و فقيران و تأسيس مراکز براي اين امور به ويژه در فرقه ذهبيه و مهدويه اشراقيه يکي ديگر از شگردهاي تبليغي آنان براي دعوت و جذب ديگران مي باشد.
4. سفره انداختن نذورات و خيرات به مناسبت هاي مختلف در خانقاه ها و محل هاي ديگر يکي از روش هاي ديگر اين فرقه هاست که به وسيله آن برخي را به سوي خود مي کشانند.
5. بزرگ جلوه دادن اقطاب و نسبت دادن کرامت و کارهاي خارق العاده به آنان، يکي از شگردهاي مهم صوفيه است که در راستاي جذب ديگران از آن استفاده مي کنند.
کتاب هاي تذکرة و طبقات صوفيه که توسط برخي صوفيان معروف نگاشته شده مملو از انعکاس کرامت هاي جعلي و امور خارق العاده صوفيان مي باشد.[1]
6. اين فرقه ها در ابتداء امر تا چندين سال عقايد و مناسک اصلي شان را به مريدان و تازه واردان اظهار نمي کنند تا باعث فرار آنها از فرقه نشود و در فرصت مناسب که مريد بتواند اين عقايد و رسومات را تحمل کند ابراز مي دارند.
فرقه هاي شيعي مذهب صوفيه مانند ساير فرقه هاي صوفيه به وحدت وجود،[2] نفي و ترک شريعت اعم از نماز، روزه و ساير واجبات اعتقاد دارند. و نيز معتقد به ولايت تکويني اقطاب شان هستند و پيروي بي چون و چراي آنان را موجب نجات و رستگاري مي دانند. و نيز برپايي مجالس رقص و سماع و انجام کارهاي خلاف شرع مثل شعبده بازي و سحر و ايجاد روابط آزاد بين زن و مرد و امثال اينها از رسومات اصلي اين فرقه ها است که براي مريدان پيشرفته جايز مي گردند.
مسئله عشق و آزادي يکي از سوژه هاي مهم تمام صوفيان است که در جهت جاسازي شان در ميان جوانان به آن تمسک مي شوند و ديگران را از جمله فقها و متکلمين و عالمان اخلاق را فاقد اين بعد باطني مي دانند و اقطاب شان را بالاتر از فقهاء در رديف امامان معصوم قرار مي دهند.[3]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ سرچشمه تصوف در ايران، سعيد نفيسي.
2ـ عارف و صوفي چه مي گويد، جواد تهراني.
 
پي نوشت ها:
[1]. ر.ک: به تذکرة الاولياء فريد الدين عطار، نفحات الانس ملاعبدالرحمن جامي و طرائق الحقائق معصوم علي شاه.
[2]. ر.ک: امين الشريعه خوئي، ميزان الصواب، ص101، تهران، مولي، 1383ش.
[3]. راز شيرازي، ميرزا ابولقاسم، طباشير الحکمه، ص236، شيراز، خانقاه، احمدي، 1352ش. و مناهج انوار المعرفه، ص6 و 7، تهران، خانقاه احمديه، دوم 1363ش. مجد الدين بغدادي و تحفة البرره في مسائل العشرة، ص102 ـ 104.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :