امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
496
گروهي، پيشوايان دين و ائمه ـ عليهم السلام ـ را مروج تصوف مي­دانند، و گروهي ديگر با اين عقيده مخالف هستند. کدام يک صحيح مي­گويند؟

پيشوايان راستين اسلام كه حافظان دينند، بيش از همه با افكار انحرافي وبدعت ديني مبارزه مي كردند و پيروان خويش را از پيروي صوفيان و هر فرقه باطل ديگري بر حذر مي داشتند. در اين باره احاديث زيادي از معصومين ـ عليهم السلام ـ رسيده است تا آن جا كه شيخ حرّ عاملي (م 1104 هـ ق) صاحب كتاب «وسائل الشيعه»، كتابي به نام «الاثني عشريه» در ردّ و مذمت صوفيه نوشته و در آن صدها روايت در انكار و نكوهش آنان نقل كرده است. وي مي نويسد:
«تمام شيعيان، فرقه هاي صوفيه را انكار نموده اند و از امامان خويش احاديث بسياري در نكوهش آنان نقل كرده اند و علماي شيعه كتاب هاي بسياري در ردّ اين فرقه و اثبات انحراف آنان تأليف نموده اند كه از آن جمله كتاب شيخ مفيد است در رد اصحاب حلاّج، و در آن آمده است: صوفيه در اصل دو فرقه حلوليه و اتحاديه مي باشند.»[1]
در اين جا دو حديث را از كتب معتبري كه مورد اعتماد تمام علماي شيعه است، نقل مي كنيم:
1) به سند صحيح از «احمد بن محمد بزنطي» روايت كرده اند كه مردي به امام صادق -عليه السلام- عرض كرد: در اين زمان قومي پيدا شده اند كه به آن ها «صوفي» مي گويند، درباره آن ها چه مي فرماييد؟ امام در پاسخ فرمود:
«اِنهم اعداؤنا فمن مال اليهم فهو منهم و يحشر معهم و سيكون اقوام يدعون حبّنا ويميلون اليهم ويشبهون بهم ويلقبون انفسهم بلقبهم و يُأولون اقوالهم، ألا فمن مال اليهم فليس منا وانا منه براء ومن انكرهم وردّ عليهم كان كمن جاهد الكفار بين يدي رسول الله.»[2]
آن ها (صوفي ها) دشمنان ما هستند، پس هر كس به آنان ميل كند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد. به زودي كساني پيدا مي شوند كه ادعاي محبت ما را مي كنند و به ايشان نيز تمايل نشان مي دهند و خود را به ايشان تشبيه نموده و لقب آنان را بر خود مي گذارند و گفتارشان را تأويل مي كنند. بدان كه هر كس به ايشان تمايل نشان دهد از ما نيست و مااز او بيزاريم و هر كس آنان را رد و انكار كند، مانند كسي است كه در حضور پيامبر اكرم با كفار جهاد كرده است.
از اين روايت چند نكته استفاده مي شود:
الف ـ تا زمان امام صادق ـ عليه السلام ـ در ميان مسلمانان صوفي نبوده و از آن به بعد پيدا شده است. پس اگر كسي اصحاب پيامبر و امير مؤمنان را صوفي بنامد، دليل بر بي اطلاعي او است.
ب ـ اين خبر، كرامتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ است كه از ساده لوحان زمان خبر مي دهد، در آن جا كه مي فرمايد: «ادعاي محبت ما مي كنند و به دشمنان ما مايل هستند» مراد صوفي هاي به ظاهر شيعه اند كه دعوي محبت اهل بيت پيامبر مي نمايند.
ج ـ لقب صوفي بر خود مي گذارند و طرز رفتار ظاهر حال خود را به آن ها تشبيه مي نمايند.
د ـ آن كه فرمود گفتار ايشان را كه كفر و فسق است، تأويل مي كنند و حمل بر صحت مي كنند.
2) به سند صحيح از «بزنطي» و «اسماعيل بن بزيع» از امام رضا ـ عليه السلام ـ روايت كرده اند كه فرمود:
«من ذكر عنده الصوفيه ولم ينكرهم بلسانه وقلبه فليس منا و من انكرهم فكانّما جاهد الكفار بين يدي رسول الله»[3] هر كس نزد او از صوفيه سخن به ميان آيد و به زبان و دل انكار ايشان نكند، از ما نيست و هر كس صوفيه را انكار نمايد، گويا در راه خدا و در حضور رسول خدا با كفار جهاد كرده است.
از اين روايت استفاده مي شود كه هر فرد شيعه موظف است كه اگر در حضور او از صوفيه ذكري به ميان آمد، با زبان و دل آن ها را تقبيح نمايد و اگر كسي نسبت به اين موضوع بي تفاوت باشد، بلكه كلمات كفر و باطل آن ها را حمل بر صحت كند، شيعه و پيرو اهل بيت نيست.
پس نتيجه اين شد که پيشوايان دين و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نه تنها مروّج تصوف نبوده بلکه پيروان و شيعيان خود را مکلّف به اجتناب و دوري از آنان نموده، و فرقه­هاي صوفيه را جزء بدعت گذاران و منحرفين شمرده­اند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تصوف و تشيع، هاشم معروف الحسني.
2ـ جلوه حق، آيت الله ناصر مکارم شيرازي.

پي نوشت ها:
[1] . حر عاملي، الاثني عشريه، ص 32؛ قمي، عباس، سفينة البحار، ج2، ص57؛ مقدس اردبيلي، حديقه الشيعه، ص 3 ـ 562، شرح نهج البلاغه خوئي، ج 6، ص304.
[2] . الاثني عشريه، ص 32، سفينة البحار، ج 2، ص57، حديقه الشيعه، ص 3 ـ 562، شرح نهج البلاغه خوئي، ج 6، ص304.
[3] . همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :