امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1251
فضايل امام علي ـ عليه السّلام ـ در قرآن و...
هنگاميكه معاويه به‌عنوان خليفه مسلمين وارد مدينة طيّبه شد، دستور داد تا ابن عباس، عموزادة علي ـ عليه‎السّلام ـ راحاضر كنند، آنگاه با كمال ناراحتي و خشم به او گفت:
«شنيده‎ام هنوز دم از فضايل علي مي‎زني؟ مگر نمي‎داني ذكر فضايل علي را ممنوع كرده‎ام؟ بترس از اينكه مبتلاي به عقوبت سختي گردي به نحوي كه هرگز از آن رهايي نداشته باشي.»
ابن عباس فرمود:«تمام اهل مدينه شاهدند كه من به غير از تفسير قرآن سخن ديگري بر زبان جاري نمي‎كنم، لكن چون از پيغمبر خدا ـ صلي‎الله عليه و آله ـ شنيدم كه فرمودند: «مَنْ فسَّرَ القرآنَ بِرَايهِ فَاليَتَبَوَّءْ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ» كسي كه قرآن را بر خلاف واقع تفسير كند، نشيمن‎گاه او در آتش خواهد بود؛ لذا هرگز قرآن را بر خلاف واقع تفسير نمي‎كنم.»
معاويه گفت: « تفسير بگو و خلاف حقيقت و درو‎غ هم معنا مكن، لكن حق نداري دم از فضيلت علي بزني.»
ابن عباس گفت: بسيار خوب، لكن گاهي من اين آية شريفه را مي‎خوانم: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسكيناً وَ يَتيماً و أسيراً»[1] از من سؤال مي‎كنند: خداوند در اين آيه از چه كساني ستايش مي‎كند؟ اگر بگويم آنان علي و فاطمه و فضّة خادمه مي‎باشند،آيه را به نحو حقيقت تفسير نموده‎ام و إلاّ آيه رابه دروغ و خلاف واقع تفسير كرده‎ام.»
معاويه گفت: «آيات ديگر را از براي مردم تفسير كن. مگر قر‎‎آن آية ديگري ندارد؟» ابن عباس گفت:«بسيار خوب، اينك آية ديگري مي‎خوانم و آنگاه اين آيه را خواند: «يْا أيُّها الرَّسولُ بَلَّغْ ما اُنزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ الّناس»[2] از من سؤال مي‎كنند، پيامبر مأمور به ابلاغ چه موضوعي بوده كه اگر آنرا ابلاغ نمي‎كرد گويا اصلاً رسالت خود را ابلاغ نكرده ؟ اگر بگويم پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در غدير خم مأمور بود تا علي ـ عليه‎السّلام ـ را به عنوان خليفة بلافصل خود معرفي نمايد آيه را درست تفسير كرده‎ام و الا بر خلاف واقع سخن گفته‎ام.»
معاويه گفت: «مگر حتماً بايد اين آيه را تفسير كني؟ آيه ديگري بخوان»
ابن عباس گفت: «اين آية شريفه را بشنو: «ياايُّهاالذين آمنوا اذا ناجَيْتُمُ الرَّسولَ فَقَدَّموا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَة» [3] از من مي‎پرسند: آيا كسي به اين آيه شريف عمل نموده؟ اگر بگويم تنها كسي كه به اين آيه عمل نموده علي ـ عليه‎السّلام ـ است و او با اينكه يك دينار بيشتر نداشت، با اين حال يك دينار را به ده درهم فروخت و هر گاه مي‎خواست با پيامبر نجوا كند، يك درهم صدقه مي‎داد، در اين صورت آيه را صحيح تفسير كرده‎‏ام و إلّا بر خداوند دروغ بسته‎ام و من هرگز جرأت آن را ندارم كه بر خلاف واقع، قرآن را تفسير كنم.» معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن بخوان.»
ابن عباس خواند:
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشري نَفْسَهُ اَبْتِغاءَ مَرْضات اللهِ، وَاللهُ رَئُوفٌ بالعِبادِ»[4] ازمن مي‎پرسند: «آن كسي كه جان خود را در راه رضايت خدا بذل نمود كه بوده؟ اگر بگويم آن شخص علي ـ عليه‎السّلام ـ بود كه در «ليلةالمبيت» بجاي پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در بستر خوابيد تا اينكه آن حضرت بتواند به مدينه هجرت كند، آيه را به نحو حقيقت و واقع تفسير نموده‎ام وإلا به خداوند اسناد دروغ داده‎‎ام.»
معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن بخوان.»
ابن مسعود گفت: اين آيه شريفه را گوش كن: «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ اَجْراً اِلاّ المَوَدَّةِ في القُرْبي»[5] از من سؤال مي‎كنند: «ذي القربي» كيانند كه محبت آنان در عوض مزد رسالت پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ مي‎باشد؟ اگر بگويم مراد، علي و فاطمه و فرزندان آنهاست درست تفسير كرده‎ام و گرنه بر خلاف واقع تفسير كرده‎ام و من هرگز اين كار را نخواهم كرد.
معاويه گفت: «قرآن هزاران آيه دارد،آيه ديگري بخوان.»
ابن عباس خواند: «انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»[6] از من مي‎پرسند: آنانيكه خداوند هر رجس و پليدي را از آنهازايل نموده چه كساني هستند؟ اگر بگويم آنان اهلبيت پيغمبراكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ هستند براستي سخن گفته‎ام والّا آيه را به دروغ تفسير كرده‎ام.
معاويه گفت: «مگر در قرآن آية ديگري نيست؟»
ابن عباس اين آية شريفه را خواند: «فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ العِلْمِ فَقُل ْتَعالَوْ نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَكُمْ وَ نسائَنا و نسائَكُمْ وَ اَنفُسَنا اَنْفُسَكُمْ، ثٌمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلُ لَّعنَةَ اللهِ عَلَي الكاذِبينَ»[7] و گفت: «از من سؤال مي‎كنند: داستان مباهلة پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ با نصاراي نجران كه بنا شد در حق هم نفرين كنند تا خداوند دروغگو را از بين ببرد چيست؟ اگر بخواهم طبق واقع تفسير كنم بايد بگويم: پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ در روز مباهله دو فرزند خود، امام حسن و امام حسين ـ عليهما‎السّلام ـ و زهرا ـ عليها‎السّلام ـ و علي ـ عليه‎السّلام ـ را با خود همراه كرد و از علي ـ عليه‎السّلام ـ تعبير به «نفس» وجان خود كرد، اما اگر بگويم پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ مردي غير از علي ـ عليه‎السّلام ـ را جهت مباهله با خود همراه كرد قطعاً دروغ گفته‎ام و من هرگز بر خلاف واقع آيه‎اي تفسير نمي‎كنم.»
معاويه گفت: «آية ديگري بخوان.»
ابن عباس خواند: «اِنَّما وَليُّكُمُ اللهُ وَ رسوُلُهُ و الَّذينَ آمنوا الذينَ يُقيمون الصَّلوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَهُمْ راكِعُونَ»[8]
پس گفت: « اگر از من بپرسند: آن كسي كه بعد از خدا و رسول بر مردم ولايت دارد و داراي اين صفت بوده كه در حال ركوع نماز زكات داده كيست؟ اگر بگويم او علي ـ عليه‎السّلام ـ است به نحو حقيقت سخن رانده‎ام والا آيه را بر خلاف حقيقت تفسير كرده‎ام و از من چنين انتظاري نداشته باش» معاويه گفت: «آية ديگري را براي مردم تفسير كن، مگر قر‎آن فقط شامل همين آياتي بود كه در شأن علي تفسير كردي؟»
ابن عباس گفت: پس اين آيه را بشنو «اِنَّمااَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد[9]» از من سؤالي مي‎شود كه تفسير اين آيه چيست؟ ما«منذر» را كه پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ باشد شناخته‎ايم، امّا، هادي امّت را نمي‎شناسيم. اگر بگويم مقصود از «هادي امّت» علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا تمام علماء خاصّه و عامّه اين حديث شريف را از پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ نقل نموده‎اند كه فرمود: «أنا المُنْذِرُ و عليٌّ الهادي و بِكَ يا عليُّ يُهْتَدي المُهْتَدوُنَ» من ترساننده امّت و علي رهنماي آنان مي‎باشد و سپس فرمودند: يا علي توسط تو مردم به راه راست هدايت خواهند شد. و هر گاه آية شريفه را خلاف واقع تفسير كنم گنهكار خواهم بود و من طاقت عقوبت خداوند را ندارم.»
معاويه گفت: «مگر قرآن آيات ديگري ندارد كه تفسير كني؟»
ابن عباس گفت: بسيار خوب آية ديگري را گوش كن: «قُلْ كَفي بِاللهِ شهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُم وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الكِتابِ»[10] مردم از من سؤال مي‎كنند: آن كسي كه در نزد او علم قرآن بوده چه كسي است؟ اگر بگويم علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا تمام مفسرين از اهل تسنّن و تشييع نقل كرده‎اند كه چون از پيغمبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ سؤال شد: آن كسي كه علم قرآن در نزد اوست كيست؟ فرمود: علي ـ عليه‎السّلام ـ است بعلاوه رسول گرامي اسلام بارها فرمودند:
«أنا مدينةُ العِلْمِ وَ عَليٌّ بابُها، فَمَنْ أرادَ الحِكْمَةَفَالْيَئْتِها مِنْ بابِها»
«من شهر علم و علي بمنزلة باب علم و حكمت است، پس هر كس دانش مي‎خواهد بايد ابتدا دست به دامن علي ـ عليه‎السّلام ـ شود.»
معاويه گفت: «از آيات ديگر قرآن قرائت كن.»
ابن عباس گفت «اين آية شريفة را مي‎خوانم: «وَاَعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً و لا تَفَرَّقوُا»[11] از من از تفسير اين آيه سؤال مي‎كنند؛ اگر بگويم مقصود از ريسماني كه مردم بايد به آن چنگ بزنند تا دچار اختلاف نشوند، اهلبيت پيغمبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ و در رأس آنان علي ـ عليه‎السّلام ـ است براستي سخن گفته‎ام زيرا خاصّه و عامّه بنحو تواتر اين حديث را از وجود مبارك نبي اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ نقل كرده‎اند كه فرمود:
«اِني تَرَكْتُ فيكُمْ حَبْلَيْني، إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ‌ تَضِلّوا اَبَداً، اَحَدُهُما اَكْبَرٌ مِنَ اَلاَخَرِ، كِتابُ الله حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ اِلَي اَلأرضِ وَ عِتْرَتي أهلَ بيتي. فَانَّهُما لَنْ يفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوْض» «به درستي كه من دو ريسمان محكم را در بين امّت خود به يادگار مي‎گذارم، و هر كس به اين دو ريسمان محكم چنگ بزند هر‎گز گمراه نمي‎شود، يكي از آنها بزرگ‌تر از ديگري است و آن قرآن است كه چون ريسمان از آسمان به زمين كشيده شده و ديگري عترت من است و اين دو از هم جدا نمي‎شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد گردند.»
اي معاويه! اگر من آيه را به غير از اين تفسير كنم بر خلاف حقيقت معني نموده‎ام و من هرگز چنين نخواهم كرد.
[1] .سوره انسان، آيه 8.
[2] .سوره مائده، آيه67.
[3] سوره مجادله،آيه12.
[4] . سوره شور‎ي،آيه23.
[5] .سوره بقره آيه207.
[6] . سوره احزاب ، آيه33.
[7] . سوره مائده آيه55.
[8] . سوره آل عمران، آيه 61.
[9] . سوره رعد آيه 7.
[10] . سوره رعد آيه 43.
[11] . سوره آل عمران، آيه 103.
ابن عباس با معاويه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :