امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1074
كشتي بي‌ناخدا
روزي علي بن ميثم[1] بر حسن بن سهل، (وزير مأمون) وارد شد، ديد يك نفر طبيعي مسلك (منكر خدا) در صدر مجلس نشسته، و وزير نسبت به او احترام شاياني مي‎كند، و اعيان و اشراف و حتي دانشمندان در مقامي پست‎تر از او نشسته‎اند و او با كمال گستاخي دربارة حقانيت مسلك خود سخن مي‎گويد.
علي بن ميثم كه در مجلس حاضر بود برآشفت و به حسن بن سهل گفت: «اي وزير! امروز در بيرون خانة تو چيز بسيار عجيبي ديدم؟!»
وزير: چه ديدي؟
علي بن ميثم: ديدم يك كشتي بدون ناخدا و ريسمان، از اين سو به آن سو، عبور مي‎كند!
همان دم منكر خدا كه در نزديكي وزير نشسته بود، به وزير گفت: «به حرف اين مرد گوش نده، اين مرد ظاهراً ديوانه است؛ زيرا سخنان آشفته و نادرست مي‎گويد.»
علي بن ميثم: نه من ديوانه نيستم. كجاي حرف من به سخن ديوانگان شباهت داشت؟
منكر خدا: كشتي چوبي، از جمادات است و عقل و جان ندارد، چگونه ممكن است كشتي بدون راهنما و ناخدا، از اين سو به آن سو حركت كند؟!
علي بن ميثم: آيا سخن من تعجب آورتر است يا سخن تو كه مي‎گويي اين درياي بيكران، بدون آفريدگار و بدون راهنمايي كه داراي عقل باشد، در تلاطم است؟ اين گياهان مختلفي كه از زمين مي‎رويد، و اين باراني كه از آسمان فرو مي‎بارد به پندار تو خالق و مدبّري ندارد، در عين حال تعجب مي‎كني كه يك كشتي ساده بدون مدبر و ناخدا، حركت نمايد.
منكر خدا، از پاسخ دادن فروماند و دريافت كه مطرح كردن مثال كشتي، فقط بهانه‎اي بوده براي محكوم كردن او، و علي بن ميثم مردي دانشمند و زيرك است.
[1] . علي بن ميثم يكي از علماي برجسته و متكلمين زبردست تاريخ تشيّع است. «علي بن اسماعيل بن شعيب بن ميثم» نوة «ميثم تمّار» است كه از او به عنوان علي بن ميثم» ياد مي‎شود. او از اصحاب خاص امام رضا ـ عليه السلام ـ بود.
علي بن ميثم با منكر خدا
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :