امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
507
آيا شايسته است كه روح القدس در كنار خدا و مسيح ضلع سوم تثليث را تشكيل دهد ؟

قبل از هر اظهار نظري براي اين كه بين روح القدس از ديدگاه اسلام و روح القدس از ديدگاه مسيحيت خلطي پيش نيايد، بهتر است روح القدس از ديدگاه اسلام معرفي شود.
در تفسير عياشي، روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ او را چنين معرفي كرده است: «خداوند متعال روح القدس را خلق كرد، هيچ خلقي به اندازة او به خداوند نزديك نيست ولي با اين حال گرامي ترين خلق نيست.»[1]
و در روايتي ديگر از معصوم ـ عليه السّلام ـ چنين آمده است: «رسول خدا و امامان ـ عليهم السّلام ـ روحي داشته اند به نام روح القدس كه آنان را از معصيت و خطا حفظ مي نموده و اين همان روحي است كه قرآن كريم در آية شريفة  وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا »[2] بدان اشاره شده است».[3]
و اين معنا را آية شريفة « إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ ...»[4] كه خداوند متعال خطاب به حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ فرموده است، تأييد مي كند.
اما چيسيتي روح القدس از نظر مسيحيت
مسيحيان روح القدس را، اقنوم سوم از اقانيم سه گانة الهي مي شمرند و آن را روح گويند. زيرا كه او را مبدع و مخترع حيات مي دانند و از آن رو بدان مقدس گويند كه يكي از كارهاي مختص او را تقديس قلوب مؤمنين مي شمرند. مسيحيان غير از نام روح القدس، نام هايي چون روح الله و روح المسيح را نيز براي روح بيان كرده اند.[5] توضيح آنكه مسيحيان پس از مرگ[6] (عروج) حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ او را مسيح و سپس خداوندگاري كه در ماهيت با خداي خالق برابر بود، تصور كردند. در كنار مسيح، شخصيت ديگري به نام روح القدس يا روح خدا را مطرح كردند كه در ابتدا براي او هويت مستقلي قائل نبودند ولي رفته رفته از اين عامل نيز يكي شخصيت مستقل الهي تصور كردند كه در كنار خداي پدر به اعمال قدرت مي پرداخت.[7] نصاري مي گويند: ذات خداوند متعال جوهر واحدي دارد و اين حقيقت واحده سه اقنوم دارد كه عبارتند از: اقنوم هستي، كه پدر نيز به او مي گويند و اقنوم علم كه همان كلمه است و پسر نيز او را نام نهاده اند و بالاخره اقنوم سوم حيات است كه همان روح مي باشد و با نام هايي چون روح القدس، روح خدا و روح مسيح، آن را مي شناسند و آن را روشني بخش اشياء مي دانند.[8]
اما تصور روح القدس، در عرض حضرت حق و مستقل، نه تنها صحيح نيست بلكه باطل و غير معقول مي باشد چرا كه: اولاً : بنابر آنچه خود اناجيل بدان اعتراف كرده اند، روح القدس مطيع خدا و رسولان او و فرمانبر او و محكوم به حكم او است و معنا ندارد كه كسي خودش به خودش امر كند و حكمفرماي خودش باشد.[9]
ثانياً: طبق آنچه در خود اناجيل آمده روح القدس توسط پدر فرستاده شد تا ايمان داران را با مشاركت صميمانه به پيروي از حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ رهنمون سازد.[10] و اين مي رساند كه روح القدس مخلوق خداوند متعال بوده است. فلذا تصور روح القدس در عرض خداوند متعال نتيجة باطلي به همراه دارد و آن اتحاد خالق و مخلوق است و اين معنا ندارد كه شيء خالق خودش باشد.[11]
ثالثاً : عبادت كردن روح القدس براي خداوند متعال، كاشف از بنده و مطيع خداوند بودن او است نه هم عرض خداوند، همچنانكه قرآن كريم مي فرمايد: « وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ »[12]
رابعاً: اين سخن هم چنان مطرح است كه روح القدس يا ممكن الوجود است كه در اين صورت مخلوق و نيازمند به واجب الوجود مي شود و يا واجب الوجود است كه در آن صورت يكي مي شود چون دو يا سه نامحدود امكان ندارد پس روح القدس به تنهايي خدا مي شود و اقنوم هاي ديگر مخلوق او مي شوند پس هر چه فرض كنيم دادن منصب الوهيت به روح القدس با عقل سازگاري ندارد.
نتيجه آنكه: تصور روح القدس در كنار خداوند سبحان به عنوان ضلع سوم تثليث نه تنها قبيح و مذموم است، بلكه بنابر قواعد عقلايي و فلسفي تصور مخلوق در عرض خالقش محال و غير ممكن مي باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير نمونه، ج 1، ص 338 به بعد (ذيل سوره بقره/ 88 ـ 87).
2. مسيحيت شناسي مقايسه اي، محمد رضا زيبايي نژاد.
3. تحقيقي در دين مسيح، جلال الدين آشتياني.

پي نوشت ها:
[1] . طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، انتشارات اسلامي، 1363، ج12، ص505.
[2] . شوري/52.
[3] . ترجمة الميزان، ج 5، ص 127.
[4] . مائده/110.
[5] . قاموس كتاب مقدس، مسترهاكس، كلمة روح القدس، اساطير، چاپ اول، 1377، ص424.
[6] . بنابر عقيدة مسيحيان.
[7] . آشتياني، جلال الدين تحقيقي در دين مسيح، نگارش، چاپ اول، 1368، ص 334.
[8] . ترجمة الميزان، ج 3، ص 458، ذيل آيات 79 ـ 80، آل عمران.
[9] . ترجمة الميزان، ج 3، ص 451، ‌ذيل آيات 79ـ80، آل عمران.
[10] . انجيل يوحنا/ 14: 16 الي 18 و 26.
[11] . ترجمة الميزان، ج 3، ص 458، ذيل آيات 79 ـ 80، آل عمران.
[12] . انبياء/26 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :