امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
492
هزاره‌گرايي در مسيحيت به چه معني است؟ و در كدام يك از اناجيل آمده است؟

مسيحيت بر اساس انديشة انتظار مسيحاي يهود پديد آمد و پس از رفتن حضرت عيسي مسيح ـ عليه السّلام ـ مسيحيان پيوسته در سوز و گداز و شوق بازگشت دوبارة وي روزگار گذرانده‌اند؛ شور و هيجان اميد به ظهور آن حضرت هنگام نزديك شدن سال 1000 و 2000 ميلادي ميان مسيحيان اوج گرفت. اكنون كه سال 2000 را پشت سرگذاشته‌اند و مسيح نيامده است، جمعي از آنان به دو هزارمين سال مصلوب شدن و بر خاستن وي از قبر يعني حدود سال 2030 ميلادي دل بسته‌اند. به گمان اين گروه، وي در آن روزگار از آسمان فرود خواهد آمد و در زمين قيامت بر پا خواهد كرد. سپس مردم را داوري خواهدكرد و گروهي را به جهنم و گروهي را به فردوس خواهد فرستاد.[1]
جامعه مسيحيت در آغاز باور داشت كه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به زودي با شكوه تمام باز مي‌گردد و به اين دليل آن جامعه بي صبرانه منتظر روز پاياني بود. انتظار مذكور و شوق بازگشت مسيح در بخش‌هاي قديم‌تر عهد جديد مانند رسالة اول و دوم به تسّالونيكيان منعكس شده است؛ ولي رساله‌هاي متأخرتر مانند رسالة اول و دوم به تيمو تاؤس، رساله به تيطس و رساله‌هاي پطرس به تشكيل جامعه و زندگي مسيحي در اين جهان اهتمام ورزيده‌اند. مسيحيان كتاب هاي مكاشفة تازه‌اي نوشتند همچنين برخي از كتاب هاي مكاشفة يهوديان را دستكاري كرده، با آرمان‌هاي مسيحيان هماهنگ ساختند.[2] كتاب مكاشفة يوحنّا در پايان عهد جديد براي مسيحيان بسيار اهميت دارد. يوحنّا كه به اعتقاد مسيحيان يك حواري كم سن و سال حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ بوده، روياي سنين پيري خود را در اين اثر شرح مي‌دهد[3] و در پايان مي‌گويد: او كه بر اين امور شاهد است مي‌گويد: بلي، به زودي مي‌آيم، آمين، بيا، اي خداوند، عيسي مسيح. فيض خداوند ما عيسي مسيح با همة شما باد. آمين.[4]
در كتاب مكاشفة يوحنّا، مطالب پيچيده‌اي فراواني آمده است كه تقريباً به مدت 2000 سال بسياري از مردم را گرفتار كرده و آخرت شناسي مسيحيت را پديد آورده است. با آنكه اكثريت مسيحيان با گذشت زمان دانستند كه بازگشت مسيح نزديك نيست، اقليتي از آنان بر اين عقيده باقي ماندند كه وي به زودي مي‌آيد. ايشان مطالب كتاب مكاشفة يوحنّا پيرامون جنگ بين خير و شر را تفسير لفظي مي‌كردند و به اين علت در انتظار بازگشت نزديك حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ به سر مي‌بردند تا وي بيايد و حكومتي هزار ساله ايجاد كند، حكومتي كه به روز داوري پايان خواهد يافت.[5] از ديرباز گروه‌هاي كوچكي به نام اَدْوِنتيست و هزاره‌گرا در مسيحيت پيدا شدند كه تمام كوشش خود را در راه آمادگي براي آمدن حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ در آخر الزمان مصروف مي‌دارند.
چنانچه ملاحظه شد انديشه هزاره‌گرايي در مسيحيت در اناجيل چهارگانه به صورت صريح و با همين نام (هزاره) نيامده است ،ولي در مكاشفه يوحنّا از بازگشت حضرت مسيح خبر داده شده است كه جزو يكي از كتاب هاي، عهد جديد است. لذا جمعي از مسيحيان به سبب علاقة شديد به بازگشت حضرت عيسي مسيح ـ عليه السّلام ـ دچار توهمات شدند و تاريخ‌هايي را براي اين رويداد پيشگويي كردند. اين پيشگويي‌ها مانند پيشگويي‌هاي مشابه آن در اديان ديگر، غلط از آب درآمد و در نتيجه، رهبران ديني، مردم را از اين كار بر حذر داشتند. فرقه‌هاي منتظر ظهور متعددي پديد آمد كه پاية آنها بر اين توهمات گذاشته شده بود.
بازگشت عيسي مسيح ـ عليه السّلام ـ در آخر الزمان هم در روايات شيعي و سني مسأله‌اي غيرقابل انكار است. «او در زمان ظهور مهدي (عج) نازل گشته و در خلف وي به نماز مي‌ايستد»[6]
در برخي از روايات نيز عيسي ـ عليه السّلام ـ به عنوان قاتل دجّال معرفي شده است. حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ پس از نزول از آسمان، حقيقت دين الهي را به مدعيان مسيحيت بيان كرده، صليب را خواهد شكست و نصرانيت موجود را ابطال خواهد نمود.[7]
نتيجه اين شد كه هزاره گرايي عبارت از اعتقاد مسيحيان به اينكه پس از هزار سال حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ ظهور كند كه تا حالا اين ظهور تحقق پيدا نكرده است.

معرفی منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي.
2. مسيحيت، عبدالرحيم سليماني اردستاني.
3. درآمدي بر مسيحيت، محمدرضا زيبايي نژاد.
4. الهيات و كلام مسيحي، توماس ميشل.

پي نوشت ها:
[1] . توفيقي، حسين، آشنايي با اديان بزرگ ص 200، انتشارات طه، ج هفتم، 1384.
[2] . آشنايي با اديان بزرگ ص200 همان.
[3] . توماس ميشل، ترجمه حسين توفيقي، كلام مسيحي، ص 58، انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات اديان، چاپ دوم، 1381.
[4] . مكاشفه يوحنّا، 22: 20 و 21.
[5] . زيبايي نژاد، محمدرضا، تاريخ و كلام مسيحيت، ص 182، ناشر معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي، چ دوم، 1376.
[6] . بحار الانوار، ج 14، ص 349، به نقل از رضوي، رسول، امام مهدي، ص 184، انتشارات مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه، چ اول، 1384.
[7] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 185، همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :