امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
507
مهدويت در غرب چگونه تعبير مي شود؟

بسياري از اديان و مذاهب در آيين خود به مصلح يا موعودي كه در آخر الزمان ظهور مي كند و جهان را به صلح و آرامش رسانده، عدالت و مساوات را برقرار مي نمايد، اعتقاد دارند؛ اين باور حتي جزئي از اصول اساسي كيش و مذهب آنهاست.
اوضاع آشفته و اسفناك جهان، چنان مردم را به وحشت مي اندازد كه وجدان هاي زنده و دل هاي حساس را پريشان مي نمايد. اين وضعيت، خيرخواهان بشريت را سرگردان نموده و زنگ خطر سقوط انسانيت را طنين انداز مي سازد؛ گاه به طوري نااميد مي شوند كه در اصل قابليت اصلاح بشر ترديد مي نمايند و به اوضاع آيندة جهان بدبين مي شوند.
به طور قطع هيچ يك از اديان آسماني، به قدر اسلام به آيندة بشريت توجه نكرده است؛ زيرا با تنظيم قوانيني مستدل به سعادت و كمال بشري پرداخته و فضايل و كرامات انساني را در آن لحاظ كرده است. قرآن نيز بر اين مطلب تأكيده كرده و به شايستگي وارثان زمين اشاره كرده و فرموده: « وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ؛ در (زبور) بعد از ذكر [تورات‏] نوشتيم‏: بندگان شايسته‏ام وارث [حكومت‏] زمين خواهند شد!»[1]
در اين ميان شيعيان قوانين و دستورات جامع و متين اسلام را كه برگرفته از منبع وحي مي باشد، براي تأمين سعادت بشري كامل و جامع مي دانند و عصر درخشان حكومت توحيدي را در زمان ظهور مهدي موعود (عج الله تعالی فرجه) مي دانند. تبيين كنندة عقيدة شيعه، كلام امام رضا ـ عليه السّلام ـ است كه در ادامة قرائت شعر دعبل بيان كردند. حضرت فرمودند: «فرزند چهارم من حجت و قائمي است كه در ايام غيبت بايد در انتظارش بود و وقتي ظهور مي كند بايد از وي اطاعت كرد؛ اوست كه زمين را پر از عدل و داد مي كند».[2]
نويسنده و متفكر غربي، هانري كربن مي گويد:
با در نظر گرفتن «منجي» در همه اديان، نشانه هايي هم براي او بيان شده است. همچنين به نام و نشان او، علت ظهور و نحوة برقراري صلح و عدالت در جهان اشارات بسياري شده است. مثلاً زردتشتي ها معتقدند كه سرانجام در پايان اين هزاره سوشيانس، آخرين منجي زردتشتي، ظهور مي كند. جاودانان زردتشتي به ياري او مي آيند. نبرد نهايي نيروهاي اورمزدي با قدرت هاي اهريمني صورت مي گيرد. اورمزد اهريمن را شكست مي دهد... سوشيانس با اجراي مراسم «يسنا» - كه مهم ترين آيين زردتشتي است،موجب جاودانگي مردمان مي شود. (دينكرد، 675، جاماسب نامه، فصل 17، بند 16-9، گزيده هاي زاد سپرم، فصل 34 و 35).[3]
همچنين با وجود اختلافات بسياري كه در آيين يهود نسبت به منجي وجود دارد، اين نكته قابل تأمل است كه همگي به وجود و ظهور منجي كه پايان دهندة بي عدالتي ها و گرفتاري ها خواهد بود معتقد هستند:
سرانجام، پادشاهي، از نسل يسئي (پدر داود) كه حكيم و خدا ترس است، ظهور خواهد كرد و جهان را از عدل و خير و بركت پر خواهد كرد.[4]
اما مسئله مهدويت در دنياي غرب
دربارة آخر الزمان در بخش هاي مختلف كتاب عهد جديد نظرياتي بيان شده كه يكسان و يكنواخت نيست، ولي مبين وجود و ظهور منجي است كه نمونة آن در بخش هايي از كتاب عهد جديد، خصوصاً در آخرين رساله هاي پولس و در انجيل يوحنا ديده مي شود و در حقيقت مكمل نظر پيشين است. در نگاه مسيحيت حضرت مسيح يك شخص معين نيست، بلكه اصلي است الهي و فوق طبيعي، فراتر از تاريخ و زمان، كه پيش از آفرينش جهان بوده و بعد از پايان آن نيز خواهد بود.[5]
بعضي معتقدند كه عيسي ـ عليه السّلام ـ تنها از آمدن ملكوت و نجات بخشي سخن گفته، و آنچه دربارة علايم آخر الزمان در كتاب عهد جديد ديده مي شود، همه را نويسندگان انجيل ها از مكاشفات يهودي گرفته و در نوشته هاي خود وارد كرده اند .[6]
در شرح وقايع آخر الزمان در كتاب عهد جديد، از همه جا مفصل تر و نزديك تر به فرجام شناسي يهود، مواردي در كتاب مكاشفة يوحنا آمده است:
- تصويري از شهر آسماني (اورشليم سماوي) كه جايگاه مؤمنان و رستگاران است ارائه مي‎دهد. [7]
- پيش از رجعت عيسي ـ عليه السّلام ـ تحولات عظيم كيهاني مانند باريدن خون و آتش از آسمان، تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان و... واقع مي شود، دجال (ضد مسيح) در درياي آتش افكنده مي شود و پرندگان از خون و گوشت جباران و بدكاران سير مي شوند.[8]
- هنگامي كه قدرت هاي شيطاني نابود شدند، شيطان خود به زنجير كشيده مي شود، و هزار سال در هاويه محبوس مي ماند . [9]
- شهيدان زنده مي شوند و مسيح بر جهان حكومت مي كند و صلح و خير و بركت درجهان برقرار مي ماند ... فرشتگان كتاب اعمال را مي گشايند، نيكوكاران كه نام شان در «دفتر حيات» ثبت است،‌در جهاني نو كه ملكوت الهي است، به حيات جاويد مي‎رسند [10]
عيسي ـ عليه السّلام ـ ، منجي موعود اسرائيل
تولد دوبارة اسرائيل، در ميان يهوديان سراسر جهان، توأم با احياي علاقه به معنويت بوده است. بسياري از يهوديان تعاليم تورات و پيامبران را با ادعاهاي عهد جديد، مورد قياس قرار داده اند و پذيرفته اند كه عيسي، منجي موعود اسرائيل است و عهد جديد، كتابي يهودي دربارة موعودي يهودي است.
آغاز جنبش يهوديت مسيحايي فعلي، همزمان با شروع جنبش صهيونيسم در اوايل 1900 ميلادي آغاز شد. گروه هاي تحقيق و اخوت بسياري در سراسر جهان با رشد فزاينده اي گسترش مي يابند. پيروان عيسي عليه السلام كه در سلك يهوديت مسيحايي هستند از نام عبري عيسي عليه السلام« يشوعا» به معناي رستگاري ، استفاده كرده و هويت يهودي خود را محفوظ مي‎دارند. آنان (مسيحيان يهودي) اعياد يهوديان را جشن مي گيرند، تعليمات خود را از تورات مي گيرند و در آداب و رسوم از يهوديان تبعيت مي كنند.
اينها همه نشان از نفوذ يهوديان در بين مسيحيان و نيز اعتقادشان به ظهور عيسي ـ عليه السّلام ـ است كه در بسياري موارد از آن سوء استفاده هايي بر عليه مسلمانان و خود مسيحيان شده و مي شود. به عنوان نمونه جملاتي از نامة دكتر مروان سعيد صالح ابوالروب آورده مي شود. او مي نويسد :
بين مسجد الاقصي (قبلة اول مسلمين) و مسجد القبه سر درگمي قابل توجهي وجود دارد. چنان كه هر گاه در رسانه ها ذكري از مسجد الاقصي به ميان مي آيد، عكسي از مسجد القبه (قدس) به عوض آن نشان داده مي شود كه اين عمق توطئة اسرائيل را نمايان مي كند.اسرائيل مي خواهد تصوير مسجد الاقصي را از اذهان مردم بالاخص مسلمانان پاك كند تا قادر به تخريب آن و ساختن هيكل سليمان باشد.
در حال حاضر يهودياني وجود دارند كه مي خواهند حرم شريف را به هر قيمت ممكن به چنگ آورند. مسيحياني كه مي خواهند شاهد بازسازي معبد يهوديان و تخريب آن براي تحقق آرماگدون[11] باشند. و مسلماناني كه به هيچ قيمت قدس را واگذار نخواهند كرد.
آرماگدون، عوام فريبي و انتظار مهدي عج الله تعالی فرجه
اين مقاله به دست هاي پشت پردة صهيونيسم مسيحي در اجراي سناريوي حمله به عراق كه بيشتر حول محور مسئلة انتظار منجي صورت مي گيرد، هشدار مي دهد و عوام فريبي هايي را كه صهيونيست ها در جهت مسخ اعتقاد به ظهور منجي در اذهان پيروان ديگر اديان، به ويژه اسلام و مسيحيت ا نجام مي دهند، گوشزد مي كند.
نويسنده، دولت هاي غرب را در پيگيري مسئلة آخر الزمان، از شيعيان فعال تر مي داند. ساختن فيلم هايي مانند «مردي كه آينده را مي ديد»، «ماتريكس»، «ده فرمان» و «بن هور» و نيز طراحي «جنگ ستارگان» از شواهد اين فعاليت است. افزون بر اينكه مؤسسه هاي ديني راست گرايان مسيحي،‌ از دهة هشتاد ميلادي، مردمان كشورهاي غربي را به ايمان جمعي به وقوع حادثه اي بزرگ در سرزمين شام توجه داده اند. بنا به پيش بيني اين گروه از مفسران، در آينده لشكري از به اصطلاح دشمنان مسيح كه بدنه اصلي آن از ميليون ها نظامي تشكيل يافته است، از عراق حركت مي كند و پس از گذشتن از رود خشك فرات، به سوي قدس رهسپار مي گردد. اما نيروهاي مؤمن به مسيح، راه اين لشكر را سدّ كرده، سپس همگي در دره اي به نام «آرماگدون» با يكديگر برخورد خواهند كرد. بنابر پيش گويي و بلكه برنامه ريزي نظامي اين دولت ها، به منظور تسريع در ظهور مسيح يهودي،‌ وقوع نبردهاي هسته اي در اين منطقه اجتناب ناپذير است، جنگي جهاني كه به مرگ ميليون ها نفر غير يهودي و غير مسيحي خواهد انجاميد.
نويسنده در ادامه گزارشي از تلاش هاي صهيونيست ها براي عملي كردن آرمان ديرينة خود مبني بر تشكيل حكومت جهاني ارائه مي دهد و در پايان، جريان هايي مانند تقابل بن لادن يا صدام با آمريكا را بدون ترديد، يك بازي سياسي جهت پياده شدن نقشه هاي يهوديان، صهيونيست مي داند.[12]
با جمع بندي مطالب فوق به خوبي مي توان دريافت كه آنچه در غرب كنوني مي گذرد، رسيدن زود هنگام به منجي و مصلح جهاني است و براي تسريع در ظهور او  مثل برخي افراد كج انديش در آيين خودمان (اسلام) كه براي تسريع در ظهور او به فساد و تباهي دامن مي زنند، به هر شيوه اي متوسل مي شوند؛ چرا كه فقط اوست كه مي تواند جهان پر از نابرابر و فساد را پر از عدل و داد كند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نشان هاي پايان، علي فاطميان، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381 تهران.
2. منتظر چشم به راهي فريادگر، مهدي حكيمي، انتشارات آستان قدس رضوي، 1381، مشهد.
3. منتظر جهان و راز طول عمر، سيد احمد علم الهدي، انتشارات طوس، 1348، مشهد.
4. دادگستر جهان، ابراهيم اميني، انتشارات شفق، 1376، قم.

پي نوشت ها:
[1] . انبياء/105.
[2] . سليمان، ينابيع المودة، ج2، ص197.
[3] . فاطميان، علي، نشانه هاي پايان، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، ص171.
[4] . همان، ص 141 و رک : اشعيا: 11/1-8..
[5] . رسالة پولس به كولسيان: 1/15-18، يوحنا: 11/25  . رک : نشانه هاي پايان، ص161 .
[6] . همان، ص164.
[7]  . يوحنا: 21/9.
[8]  . يوحنا: 13/1-18
[9]  . يوحنا: 20/1-10.
[10] . يوحنا: باب 20
[11] . آرماگدون تنها يك بار در كتاب مقدس آمده است (يوحنا: 16/16). احتمالاً لغتي عبري است به معناي «تپة مگيدو» كه در فلسطين واقع مي باشد. در عهد جديد نام محلي است كه در پايان دنيا، پادشاهان زمين تحت رهبري اهريمني، به نبرد با نيروهاي خدا مي پردازند.
[12] . خبر نامة دين پژوهان، شمارة 11، ص 19  به نقل از روزنامه اطلاعات، 4/8/1381.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :