امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
486
قيامت و آخرت نزد مسيحيان چه وقتي است لطفاً توضيح دهيد؟

آخرت شناسي ميراثي است كه از يهوديت براي مسيحيت باقي مانده و با رجعت و قيامت در معارف اسلامي برابري مي‌كند. مسيحيان رجعت و قيامت را يكي مي‌دانند و مي‌گويند مسيح ـ عليه السّلام ـ  هنگامي كه براي بار دوم بيايد و حكومت هزار ساله تشكيل دهد براي داوري نهايي مردم قيامت بر پا خواهد كرد و آنان را به بهشت و جهنم خواهد فرستاد. فرا رسيدن پايان جهان يكي از دغدغه‌هاي هميشگي بشر بوده است. و در همة پيشگويي‌هاي مربوط به آخر الزمان خبرهاي وحشتناك و نگران كننده‌اي وجود دارد. مسيحيان معتقدند در آخر الزمان هنگامي كه شيطان آزادي مجدّد به دست مي‌آورد. آشوب و ناامني جهان را فرا مي‌گيرد و ستمكاراني ظاهر مي‌شوند و جنگهاي خونين در سراسر جهان به راه مي‌اندازند.
هر سه دين ابراهيمي (اسلام و يهود و مسيحيت) از نزديك بودن آخر الزمان (رجعت و قيامت) پايان دوران، سخن گفته‌اند. و هر سه از تعيين كردن وقت به شدت نهي كرده و مردم را از پيروي تعيين كنندگان وقت بر حذر داشته‌اند. ولي تعيين كردن وقت پيوسته نزد پيروان آن اديان به شكل جدي وجود داشته و دارد. برخي از آن علامت ها به حوادث طبيعي جهان و برخي ديگر به رفتار اخلاقي انسان ها مربوط مي‌شود. بسياري از تعيين كنندگان وقت با استفاده از حروف ابجد، ماده تاريخ ظهور را استخراج مي‌كنند و به آن دل مي‌بندند. كساني هم در هر سه دين كفش ، كلاه ، اسب ، عصا ، شمشير و اصحاب خاص آماده كرده.[1] و با تجهيزات كامل در انتظار مانده‌اند. مسيحيان معتقد هستند كه قيامت و آخرت زماني است كه حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ  در سال 2030 م از قبر برخيزد به گمان اين گروه، وي در آن روزگار از آسمان فرود خواهد آمد و در زمين قيامت بر پا خواهد كرد. سپس بين مردم داوري خواهد نمود و گروهي را به جهنم و گروهي را به فردوس خواهد فرستاد. در مسيحيت معاد روحاني مطرح است. جامعة مسيحيت در آغاز باور داشت كه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ  به زودي با شكوه تمام باز مي‌گردد. به اين دليل آن جامعه بي صبرانه منتظر روز پاياني بود. كتاب مكاشفة يوحنا، در پايان عهد جديد براي مسيحيان بسيار اهميت دارد در كتاب مكاشفة يوحنا، مطالب پيچيده و رمزي فراواني آمده است كه تقريباً به مدت 2000 سال بسياري از مردم را گرفتار كرده و آخرت شناسي مسيحيت را پديد آورده است.[2] پولس دربارة قيامت و آخرت چنين مي‌گويد:
روزي كه عيسي مسيح، خداوند از آسمان با فرشتگان تواناي خود در آتش فروزان ظهور كند به آناني كه خدا را  نمي‌شناسند و انجيل خداوند ما عيسي را نمي‌پذيرند كيفر خواهد داد. آنان مجازات ويراني جاوداني، دوري از حضور خداوند و محروميت از جلال قدرت او را خواهند ديد. در آن روز بزرگي كه او مي‌آيد مريدانش او را معزز مي‌‌دارند و ايمانداران همه او را مي ستايند.[3]
در آئين مسيحيت، دربارة زندگي آينده انسان، بر اساس سيستمي از ايده‌هاي انجيلي مختلف استوار شده كه با كمي اشكال و پيچيدگي قابل شناخت است. فقرات معيني از انجيل چنين اظهار مي‌دارد كه انسان لحظه‌اي پس از مرگ يا در خوشي و سعادت جاويد يا در عذاب دايم داخل مي‌شود. در حالي كه فقرات ديگري منتفقاً و به طور روشن چنين بيان مي‌كنند كه داوري نهايي تا پايان زندگي دنيا انجام نمي‌گيرد.
اختلاف نظر ميان اين دو فكر با «دكترين بر پاشدن داوري ثانوي» از بين مي‌رود. بلافاصله پس از مرگ، هر انساني مورد داوري جداگانه‌اي، كه تعيين كنندة سرنوشت وي از نظر سعادت و شقاوت مي‌باشد قرار مي‌گيرد. شخص محكوم فوراً روانة‌ دوزخ مي‌شود. در پايان جهان، وقتي كه مردگان با بدن هاي شان به پا مي‌خيزند و به ارواح شان ملحق مي‌شوند يك داوري عمومي بر پا خواهد شد. در آنجا عذاب و شكنجة محكومان و نعمت و بركت نجات يافتگان افزايش خواهد يافت. ارواح بالاخره در عالم برزخ به رحمت جاويد خواهند رسيد.[4]
جمعي از مسيحيان به سبب علاقة شديد به حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ  دچار توهمات شدند و براي قيامت و پايان دوران تاريخ‌هايي را پيشگويي كردند و اين پيشگويي‌ها مانند پيشگوي هاي مشابه در اديان ديگر، غلط از آب در آمد و در نتيجه رهبران ديني مردم را از اين كار بر حذر داشتند. كه پاية آنها بر توهمات گذاشته شده بود.[5]
در پايان با توجه به مطالب گذشته چنين نتيجه مي‌گيريم كه اعتقاد به معاد و قيامت در اديان ابراهيمي به طور متفاوت مطرح است ولي زمان و وقت قيامت در هيچكدام از آنها معين نشده است در بين مسيحيان نظرات مختلفي در مورد وقت قيامت و آخر الزمان مطرح بوده كه با گذشت زمان اين نظريات ملغي شد چرا كه وقت بر پايي قيامت از جمله علومي است كه تنها خداوند به آن علم دارد لذا نمي‌توان براي آن وقت مشخص كرد بنابراين در مسيحيت ظهور و آمدن حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ  را به عنوان پايان دوران و قيامت مطرح بوده و مي‌كنند ولي به مرور زمان آنها به اشتباهات خود پي برده و منتظر امر خداوند شده‌اند. در اين مورد اناجيل مسيحيان مطالبي را در مورد قيامت و آخرت مطرح كرده‌اند كه به تحليلي و بررسي زياد نياز دارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جهان مسيحيت، تأليف اينار مولند، ترجمة محمد باقر انصاري.
2. آشنايي با اديان بزرگ، تأليف حسين توفيقي.
3. انجيل برنابا، ترجمة مرتضي فهيم كرماني.
4. مسيحيت، تأليف عبد الرحيم سليماني اردستاني.

پي نوشت ها:
[1] . آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي، ص 199 و 265، چاپ هفتم، 1384 (انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي).
[2] . همان، ص 200.
[3] . عيسي، هامفري كارپنتر، ص 151، چاپ دوم، 1375، انتشارات صهبا.
[4] . جهان، مسيحيت، اينار مولند، ص 141، چاپ دوم، 1381، انتشارات امير كبير.
[5] . آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي، ص 201، همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :