امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
483
از نظر مسيحيت، چگونه حضرت عيسي پسر خداست؟ و در حالي كه مي‎گويند: مريم با يوسف نجار ازدواج كرد، چگونه مريم را باكره مي‎دانند؟

هر نوشته‎اي كه از ناحية‌ غير خدا باشد در آن اختلاف و تناقضات زيادي يافت مي‎شود و از همين روست كه كتاب مقدس مسيحيت پر از تناقض‎هاي فراوان مي‎باشد، چون كلام الهي نيست،‌بلكه دست نوشته‎هايي از پيروان مسيحيت است كه به مرور زمان نوشته شده و پس از مدت‎ها به عنوان كتاب مقدس مسيحيت و آن هم از طرف حكومت‎هاي مسيحي معين شده است[1] به همين خاطر كتاب مقدس مسيحيان در شخصيت حضرت عيسي عليه السلام دچار تناقض شده، گاهي وي را فرزند يوسف دانسته‎اند كه از نسل داود نبي است.[2] و گاهي هم مي‎گويند: حضرت مريم در حال باكرگي و دوران نامزدي،‌حضرت عيسي عليه السلام را به دنيا آورد و پس از آن با يوسف نجار ازدواج كرده و داراي فرزنداني نيز شد، ولي در تناقض آشكار مي‎گويند: او از يوسف است.[3]
با اين توصيف در جاي ديگري از كتاب مقدس، حضرت عيسي عليه السلام را خدا دانسته و مي‎گويند: «براي ما فقط يك خداست يعني خداي پدر كه آفرينندة همه چيز است و ما براي او زندگي مي‎كنيم و فقط يك خداوند وجود دارد، يعني عيسي مسيح كه همه چيز به وسيلة او آفريده شده و ما در او زندگي مي‎كنيم.[4]
آري جامعه مسيحيت با گذشت زمان دچار انحرافاتي گشته و احساس كردند كه بايد حضرت عيسي عليه السلام يك شأن الهي داشته باشد،‌لذا برخي بر اين باور شدند كه روح مسيح هنگامي كه حضرت يحيي عليه السلام ، حضرت عيسي عليه السلام را غسل تعميد مي‎داد، به او فرود آمد و هنگام به صليب رفتن حضرت عيسي عليه السلام از او جدا گشته و او مانند فرد عادي از دنيا رفت و عدّه‎اي ديگر گفتند كه عيسي عليه السلام را نمي‎توان به عنوان فرد عادي دانست، چرا كه گاهي به عنوان «يهوه» از او حاجت خواسته مي‎شود بنابراين دو ديدگاه به وجود آمد:
1. عيسي عليه السلام انسان است كه از طرف خداوند به او الهام يا وحي مي‎شد.
2. مسيح عليه السلام روح خالص خداوند است يعني وي انسان نبوده،‌بلكه روح خداوند در قالب و صورت يك انسان بر زمين فرود آمده بود.
البته بايد يادآور شد كه تا اواسط قرن 2 م، حضرت عيسي عليه السلام را كسي خدا نمي‎پنداشت، بلكه پيامبر مي‎دانستند.[5]
اينجاست كه قرآن كريم به تمامي اين پندارهاي باطل خط بطلان كشيده و با اثبات توحيد الهي و نفي هرگونه همتا بودن كه مصداق كاملش سورة توحيد است، حضرت عيسي عليه السلام را فرزند حضرت مريم، پيامبر و بندة خدا، كسي كه بدون پدر به دنيا آمده و اينكه او هيچ گاه ادعاي خدايي نكرده و بندة مخلص خدا بود كه هيچ وقت ادعاي خدايي نكرده است و فقط مردم را به توحيد دعوت مي‎كرد. معرفي مي‎كند.
اما در مورد حضرت مريم نيز بايد گفت كه همين الهي نبودن كتاب مقدس و وجود تناقضات فراوان، باعث ديدگاه‎هاي مختلفي گرديده است چنان چه پروتستان‎ها حضرت مريم را تا به دنيا آمدن حضرت عيسي عليه السلام باكره دانسته و گويند: پس از تولد حضرت عيسي عليه السلام ، مريم با يوسف ازدواج كرد و فرزنداني به دنيا آورد و اين پندار را از كتاب مقدس گرفته‎اند.[6]
اما كاتوليك‎ها و ارتدكس‎ها، حضرت مريم را تا پايان عمر باكره دانسته و متون كتاب مقدس را تأويل كرده و مي‎گويند: منظور از يعقوب، يهودا و... برادران و خواهر ديني حضرت عيسي عليه السلام مي‎باشند، نه اينكه از مريم متولد شوند و مراد از فرزندان حضرت مريم، فرزندان عمو يا خاله وي مي‎باشند. و از نوشته‎ها و رساله‎هاي قرن‎هاي نخستين مسيحيت اين مطلب به روشني ثابت مي‎شود كه حضرت مريم تا پايان عمر باكره بود.[7]
بنابراين همة اين تناقضات در كتاب مقدس كه شخصيت حضرت عيسي عليه السلام و حضرت مريم فقط نمونه‎اي از آن تناقض‎ها مي‎باشد، همه از اين ناشي شده كه انجيل اصلي كه بر عيسي ـ عليه السّلام ـ وحي شده بود از بين رفته و اين نوشته‎ها را افراد عادي نوشته‎اند كه امروزه كتاب مقدس پنداشته مي‎شود، هر چند ممكن است برخي از معارف درست نيز در آن وجود داشته باشد.

معرفی منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. زندگاني و تعاليم عيسي مسيح، دنيس كلارك، ترجمه: ميكائليان.
2. كلام مسيحي؛ توماس ميشل، ترجمه: حسين توفيقي، قم.

پي نوشت ها:
[1] . ويور، ري جو، درآمدي به مسيحيت، مترجم: حسن قنبري، قم، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1381، ص 74.
[2] . انجيل شريف يا عهد جديد، ترجمه: انجمن كتاب مقدس؛ تهران، انجمن كتاب مقدس ايران، چهارم، 1986 م: متي: فصل 1 و فصل 21 شمارة 9 ف 22، ش 42، لوقا، ف 1، ش 32 و ف 3، ش 33.
[3] . متي، ف 13، ش 55، مرقس، ف 6، ش 3، اعمال رسولان، ف 21، ش 8 و غلاطيان، ف 1، ش 19 و ر. ك: زيبايي‎نژاد، محمد رضا؛ درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، قم، اشراق، اول، 1375 هـ ش، ص 30.
[4] . اول قرنتيان، ف 6، ش 6.
[5] . گريدي، جوان اُ؛ مسيحيت و بدعت‎ها، ترجمه: عبدالرحيم سليماني، قم، مؤسسه فرهنگي طه، اول، 1377 هـ ش، ص 44، 143.
[6] . عهد جديد:‌متي، ف 27، ش 56،‌مرقس، ف 6، ش 3 و ف 15، ش 40، لوقا، ف 24، ش 10، اعمال رسولان، ف 12، ش 17 و ف 15،‌ش 13 و ف 21، ش 18 و غلاطيان، ف 1، ش 19 و ر. ك: زيبايي‎نژاد، محمد رضا؛ مسيحيت شناسي مقايسه‎اي، تهران، سروش، اول، 1382 هـ ش، ص 27.
[7] . زيبايي‎نژاد، محمد رضا؛ مسيحيت شناسي مقايسه‎اي، ص 27.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :