امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
511
ماجراي شام آخر و نان و شراب چه بود؟

مسيحيان يك رشته آيين‎هاي مقدس دارند كه يك رسم عملي است و مي‎بايد در كليسا به عنوان يك نشانة ظاهري از حقيقت نجات بخش ايمان مسيحي اجراء شود.
به عقيدة مسيحيان، مسيحعليه السلام  كه از ميان مرد‎گان برخاست، در جامعة مسيحي زيسته و همراه آن مي‎باشد همچنين وي پيوسته همان كارهاي نيكي را انجام مي‎دهد كه در طول حيات خود در فلسطين انجام مي‎داد. كارهاي غير آشكار مسيح در زندگي كليسايي به وسيلة آيين‎ها آشكار مي‎شود؛ به ديگر سخن، هنگامي كه يك مسيحي در مراسم مربوط به يكي از آيين‎ها شركت مي‎كند، ايمان دارد كه با اين عمل به ملاقات مسيح عليه السلام كه از مرگ برخاسته و فيض خداي نجات بخش را به وي بخشيده است، مي‎رود.[1]
شام آخر يا عشاي رباني يكي از اين آيين‎هاست، ولي فقط به عنوان يك آيين نيست بلكه اين عمل يكي از مسائل اساسي ايمان و شعائر عبادي مسيحيت است و در عين حال يادبود و بازسازي شام آخر عيسيعليه السلام  با شاگردان در شب قبل از مرگ اوست. در اناجيل كنوني آمده است كه عيسي عليه السلام در اين مراسم، نان و شراب را به عنوان گوشت و خون خود به شاگردان داد تا آنها را بخورند و بنوشند. مسيحيان هنگامي كه در اين مراسم شركت مي‎كنند، باور دارند كه مسيحعليه السلام  با جسم خود نزد آنان حاضر مي‎شود همچنين باور دارند همان طور كه عهد خدا با قوم يهود توسط خون قرباني‎ها بر كوه سينا استوار گرديد، بر همان ترتيب، عهد جديدي بين خدا و بشريت به وسيلة خون عيسي مسيح عليه السلام محكم و استوار شد.[2]
اين جريان در انجيل متي به اين صورت آمده است:
روز اول عيد كه طي آن همة يهوديان نان هاي غير فطير را از خانه‎هاي خود دور مي‎كردند، فرا رسيد. شاگردان عيسي عليه السلام نزد او آمده پرسيدند: «شام مخصوص عيد را كجا آماده كنيم و بخوريم؟ او در جواب گفت: كه به شهر نزد فلان شخص رفته بگويند استاد ما مي‎گويد: وقت من رسيده است و من و شاگردانم در منزل شما شام خواهيم خورد. شاگردان اطاعت كردند و شام را در آنجا تدارك ديدند. شب وقتي عيسيعليه السلام  با دوازده شاگرد خود دور ميز مي‎نشست به ايشان گفت: يكي از شما به من خيانت مي‎كند. همه از اين سخن غمگين شدند و هر يك با اندوه زياد پرسيدند: آيا من اين كار را خواهم كرد... يهودا نيز از او پرسيد: استاد آيا آن شخص من هستم. عيسيعليه السلام  جواب داد:‌بلي،‌خودت گفتي. وقتي شام مي‎خوردند، عيسيعليه السلام  يك تكه نان برداشت و شكر نمود سپس آنرا تكه تكه كرد و به شاگردان داد و فرمود: بگيريد بخوريد اين بدن من است. پس از آن جام را برداشت و شكر كرد و به آنها داده فرمود: هر يك از شما از اين جام بنوشيد چون اين خون من است كه با آن اين پيمان جديد را مُهر مي‎كنم. خون من ريخته مي‎شود تا گناهان بسياري بخشيده شود. اين سخن مرا فراموش نكنيد من ديگر از اين محصول انگور نخواهم نوشيد تا روزي كه آن را تازه با شما در ملكوت پدرم بنوشم پس از آن سرود مخصوص عيد را خواندند و به سوي كوه زيتون رفتند... .[3]
در اناجيل يوحنا اين صحنه بازگو نمي‎شود، بلكه عيسي ـ عليه السّلام ـ از شام فصح يك تعليم مهم نتيجه‎گيري مي‎كند... عيسي ـ عليه السّلام ـ خود را نان حيات مي‎نامد و مي‎گويد يقين بدانيد كه اگر بدن پسر انسان را نخوريد و خون او را نياشاميد فاقد حيات هستيد.»[4]
در انجام اين مراسم كشيش قطعات كوچكي از نان مخصوص (فطير) را كه قبلاً با شراب (يا آب) تقديس شده، در بين مؤمنان تقسيم مي‎كند و با خواندن دعا، نان و شراب در بدن مسيحيان به گوشت و خون عيسي ـ عليه السّلام ـ مبدل مي‎گردد و با او متحد مي‎شوند.
كليساي روم، در ‎آداب تعميد كودك، اجراي اولين شام رباني را نيز ضروري دانست و پس از تعميد به او جرعه‎اي از شراب تقديس شده مي‎نوشانيدند تا در بدن مسيح ـ عليه السّلام ـ پذيرفته شود.[5]
در منابع اسلامي به شام آخر، آنگونه كه در منابع مسيحي آمده است هيچ گونه اشاره‎اي نشده است. از ديدگاه اسلام با فدا شدن شخصي گناهان شخص ديگر بخشيده نمي‎شود بلكه شخص گناه‎كار بايد در پيشگاه خدا از گناه خود توبه كند. اعتراف به گناه در مقابل انسان‎ها در مسايل شخصي و در غير حقوق مردم، خود گناهي بزرگ است و موجب ترويج گناه در جامعه هم مي‎گردد. شخص مؤمن حق ندارد شخصيت خود را كه از ناحية خداوند محترم شمرده شده، با اعتراف به گناه لكه‎دار كند.

معرفی منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مسيحيت، عبدالرحيم سليماني اردستاني.
2. آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي.
3. كلام مسيحي، توماس ميشل، ترجمه حسين توفيقي.
4. مسيحيت، هاروي كاكس، ترجمه عبدالرحيم سليماني.
5. تفسير نمونه، ناصرمکارم شيرازی ،ج 2 و 3.
6. عيسي پيام‎آور اسلام، دكتر احمد بهشتي.

پي نوشت ها:
[1] . توفيقي،‌حسين، آشنايي با اديان بزرگ، ص 182،‌انتشارات سمت، چاپ هفتم، 1384.
[2] . توماس ميشل، كلام مسيحي ص 96،‌ترجمة‌حسين توفيقي، مركز تحقيقات اديان، چاپ دوم 1381.
[3] . انجيل متي: 26: 17 ـ 30.
[4] . انجيل يوحنا:‌6: 48.
[5] . زيبائي‎نژاد، محمد رضا، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 125، انتشارات درومي معارف، چاپ دوم، 1376.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :