امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
496
با توجه به اين كه مسيحيان اعتقاد دارند كه عيسي ـ عليه السّلام ـ براي بخشيده شدن گناهان مصلوب شد، منظور گناهان انسان هاي قبلي است يا همه انسان ها و اين مسئله چه اثري در ديد فعلي‌آنها نسبت به گناه دارد؟

تمام اديان براي بخشش گناهان انسان ها دستوراتي دارند، اما در اين رابطه مسيحيت آموزة خاصي تعليم مي‎دهد كه همان (فدا) است آنها معتقدند حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ براي بخشيده شدن گناه او‏ّليه انسان قرباني شد همان گناهي كه آدم با خوردن از درخت ممنوعه مرتكب شد و بار گناه او بر دوش فرزندانش قرار گرفت. خداوند متعال اگر مي‏خواست تمام فرزندان آدم عليه السلام  را براي خطاي پدر به هلاكت ابدي و عذاب هميشگي مبتلا سازد با رحمتش منافات پيدا مي‎كرد و اگر همه را مي‎آمرزيد با عدالتش سازگار نبود تا اينكه به وسيلة فداي حضرت عيسي عليه السلام  اين مشكل حل شد.[1]
امّا در رابطه با قسمت اول سئوال بايد گفت: با توجه به آموزه‎هاي عهد جديد و همچنين نوشته‎هاي پيروان ميسيحت، سخنان مسيحيان در اين مورد متفاوت است .
طبق نظريه سنتي كليسا مرگ مسيح فقط براي برگزيدگان نبود بلكه براي تمام جهانيان بود بطوريكه حضرت يحيي عليه السلام خطاب به مردم گفت: نگاه كنيد اين ( عيسي) ـ عليه السّلام ـ همان است كه خدا فرستاده تا براي آمرزش گناهان تمام مردم دنيا قرباني شود.[2]
و در جاي ديگر گفته: او (عيسي) كسي است كه تاوان گناهان ما را داده تا خدا ما را هلاك نسازد او با اين كار ، رابطه اي دوستانه ميان خدا و ما بوجود آورده است او نه فقط براي گناه ما بلكه براي گناهان تمام مردم جهان فدا شد. [3]
و همچنين پيروان اين ديدگاه در نوشته‎هاي خود مي‎نويسند: كفاره مسيح از نظر اينكه در اختيار همه است محدوديتي ندارد اما تنها براي كساني مفيد است كه ايمان مي‎آورند پس براي نجات يافتن بايد مسيحي بود.[4]
ديدگاه ديگر اين است كه خارج از سازمان كليساي مرئي كاتوليك به هيچ وجه نجات و رستگاري ممكن نيست براساس اين ديدگاه در هيچ يك از كليساهايي كه شايد در كنار كليساي كاتوليك باشند نجات و رستگاري نمي‎تواند موجود باشد. [5]
ديدگاه آخر كه به تصويب شوراي دوم واتيكان رسيده اينكه: كساني كه بواسطة تصور خود انجيل مسيح يا كليساي او را نشناخته‎اند با اين وجود صادقانه خدا را جستجو كرده‎اند و تحت عمل فيض تلاش مي‎كنند تا ارادة خدا را تا آن حد كه وجدان شان به ايشان حكم مي‎كند به جا آورند، مي‎توانند به نجات و رستگاري ابدي دست يابند.[6]
با توجه به سه ديدگاهي كه ذكر گرديد تنها طبق ديدگاه اوّل است كه مي‎شود گفت همة انسان ها از بخشايش بهره‎مند مي‎شوند گر چه اينها هم ايمان به مسيح ـ عليه السّلام ـ را شرط دانسته‎اند.
امّا اينكه آيا گذشتگان قبل از حضرت عيسي هم از كفاره بهره‎اي دارند يا نه؟ در اين مورد سخني گفته نشده، مگر بگويند. طبق رسالة رسولان كه گفته‎اند،‌(حضرت عيسي براي گناهان تمام مردم جهان فدا شد) [7] انسان هاي قبلي را هم شامل مي‎شود.
امّا در رابطه با قسمت دوّم سئوال: با توجه به عقايد متفاوتي كه مسيحيان نسبت به (ايمان) دارند، ديدگاه فعلي آنها هم نسبت به گناه متفاوت است. در مسيحيت بحث هست كه آيا وقتي حضرت عيسي عليه السلام خود را براي گناه ازليه بشر فدا كرد. با ايمان به مسيح انسان نجات مي‎يابد و ديگر احتياج به شريعت لازم نيست؟‌يا نه، ايمان تنها كافي نيست عمل صالح هم لازم است؟ به دليل تفاوت عقايد در اين زمينه ديدگاه‎ها نسبت به گناه هم متفاوت شده است پولس و طرف داران او معتقدند كه مسيح در راه ما مرد.[8]
يعني انسان قبل از آنكه خود را اصلاح كند خدا براي نجات او اقدام كرد.[9]
ايمان دار‌(در مورد گناهان خود دادرسي نخواهد شد)[10]
زيرا براي گناهان خود در شخص مسيح و در صليب او دادرسي شده است.[11]
پس اعمال صالح را فقط باعث ارتقاء مي‎دانند. پس طبق ديدگاه اين گروه، اينها براي گناهان خود دادرسي و كيفر نخواهند شد. در مقابل اينها عقيده ديگري هست كه مي‎گويند: ايمان تنها كافي نيست بلكه عمل لازم است. بطوريكه يعقوب مي‎نويسد: اي برادران من! چه سود دارد اگر كسي بگويد: ايمان دارم وقتي عمل ندارد، آيا ايمان مي‎تواند او را نجات بخشد ايمان بدون عمل باطل است. [12]
و طبق ديدگاه اينها، انسان با ايمان به مسيح عليه السلام  بدون عمل نجات نمي‎يابد و نسبت به گناهان خود دادرسي خواهد شد.
در پايان براي اينكه حقيقت براي جويندگانش پوشيده نماند لازم است اين ديدگاه‎ها (گناه اوّليه، مصلوب شدن حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ براي گناه ازليه) مورد ارزيابي قرار گيرد.
شناخت غير صحيح ديدگاه نادرستي را در پي خواهد داشت، چون اصل اعتقاد به گناه ازليه بي اساس است براي اينكه اين موضوع در اناجيل نبوده و مسيحيت ابتدائي خالي از اين مطلب مي‎باشد و عيسويان خود نيز به اين حقيقت اذعان دارند كه عيسي به اين امر اشاره نكرده ، اين فكر را نخستين بار پولس اظهار داشته است .[13]
و خود مسيحيان مانند (پلار) كه يكي از كشيشان به نام بود به اتفاق جمعي از اصحاب خود گناه ازلي را منكر شده و سرايت گناه يك فرد به ديگران را بي موجب شمرده‎اند.[14]
امّا اينكه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ براي گناه ديگران فدا شد از حيث عقل و نقل قابل مناقشه است بطوري كه از طرف خود مسيحيان مورد نقد قرار گرفته است . پلاكيوس روحاني انگلسي معتقد بود كه گناه آدم فقط در خودش تأثير داشت و روح انسان مستقيماً توسط خداوند بدون گناه خلق مي‎شود و از تمايلات فاسد آزاد است و از خدا اطاعت مي‎كند.[15]
اگر قرار است پيامبري با فداي خود امتش را نجات دهد ديگر براي هدايت و راهنماي امت خود اين همه زحمات را متحمل نمي‎شد. و طبق دستور قرآن كريم هم هر كسي در گرو اعمال خويش است كه مي‎فرمايد: «هر نفسي در گرو عملي است كه انجام داده است. »[16]  و در آيه ديگر مي‎فرمايد: «اينگونه عذاب بر آن است كه تا خدا هر شخصي را به كيفر كردارش برساند». [17]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آليستر مك گراث، الهيات مسيحي، ترجمه بهروز حدادي، تهران، 1384 ، قم .
2. كارل، كاتوتسكي، بنيادهاي مسيحيت، ترجمه عباس ميلاني، 1358 ، تهران بي تا.
3. مقدمه بر شناخت مسيحيت، مجموع مقالات، ترجمه همايون همتي،‌نقش جهان ،‌1379 .
 
پي نوشت ها:
[1] . نوري، يحيي، آئين مسيحيت و يهوديت ص 90-89 چاپ دوم، ناشر علم و دين.
[2] . يوحنا. 1: 29.
[3] . رسالة اول يوحنا 2: 1-3.
[4] . زيبايي نژاد، محمد رضا، مسيحيت شناسي مقايسه اي، ص 396 ، سروش ، 1382.
[5] . زيبايي نژاد، محمد رضا ، مسيحيت شناسي 296. به نقل از نويسندگان مسيحي.
[6] . همان، ص 296.
[7] . يوحنا 1: 29.
[8] . روميان ، 5/8.
[9] . و ليام هوردن، راهنماي الهيات پروتستان ص 8 ، ترجمه ميكائيليان،
[10] . يوخنا، 5 : 24.
[11] . اشعيا، 53/ 5.
[12] . يعقوب 2/14.
[13] . نوري، ‌يحيي، آئين يهوديت و مسيحيت، ص 91.
[14] . نوري، يحيي، آئين يهوديت و مسيحيت، ص 92.
[15] . زيبايي نژاد، محمد رضا، در آمدي به تاريخ و كلام مسيحيت ص 166، ‌انتشارات شرق، 1375.
[16] . سورة مدثر آيه 38.
[17] . سورة ابراهيم آيه 51.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :